ش در مسجد پيامبر و در برابر قداره بندان خلافت چه مفهومى دارد؟!
5- آن رفتن به در خانه هاى انصار و مناظره انديشاننده با آنان يعنى چه ؟!
6- حضور در مسجد و مناظره هاى روشنگر و شجاعانه با ابوبكر يعنى چه ؟!
7- گفتگوهاى متعدد با عمر و باران دليل و برهان بر حقانيت موضع خويش ‍ يعنى چه ؟!
8- عيادت رهبر نظام سقيفه و وزيرش با او چرا؟!
9- عيادت سلمان ، ابوذر و جابر از او چه پيامى دارد؟
10- عيادت انبوه نمازگزاران از آن حضرت يعنى چه ؟!
11- روشنگرى آن حضرت به ((محمود بن لبيد)) در مورد حقانيت موضع خويش و امامت اميرمؤمنان يعنى چه ؟!
12- اگر منظور آن حضرت جداساختن شهر زنان و مردان از هم بود و نه پاكى و عفاف اخلاقى و انسانى و رعايت متمدنانه مرز مقررات ، پس ‍ نشست و برخاست فاطمه با مردان شايسته كردار و پرواپيشه اى چون سلمان ، ابوذر، مقداد، عمار جابر، بلال ، ابن مسعود و مشورت با آنان در امور گوناگون ؛ يا تشرف آنان به محضر پرمعنويت فاطمه براى فراگرفتن دانش و بينش و اخلاق و ايمان و پروا و معنويت ؛ يا دعوت از اين چهره ها و اين گونه شخصيت هاى درست كردار و امانت پيشه و مؤ ثر و توحيدگرا به وسيله اميرمؤمنان براى گفت گو با حضور جدى فاطمه ؛ يا گسيل آنان به خانه فاطمه از سوى پيامبر براى رساندن پيام يا آوردن چيزى يا تقديم امانتى به شخص آن حضرت چرا؟!
مگر نه اين است كه به پندار اين دريافت بسته و سنگواره اى از اسلام و سيره ريحانه پيامبر، او بانويى است كه نه مردى او را ديده است و نه او مردى را؟
آيا به پندار اين جريان ، اين چهره هاى بزرگ و برجسته ، فرشته اند كه ريحانه پيامبر برابر مقررات و موازين انسانى و سبك و سيره خردمندانه و عفاف و پوشش بايسته و خداپسندانه و منطقى خويش با آنان گفتگو مى كرد يا اين كه اينها بيگانه نبودند و همگى برادر و پدر و فرزند او بودند؟
آيا اين انبوه روايات ، ساختگى و بى اساس است يا پيام و مفهوم آن دو روايت ، به آن گونه نيست كه گروهى مى پندارند و دانسته و يا ندانسته ، روى غرض ها و هواها و منافع گروهى و فردى و خطى و يا مرض و غرض آن گونه تفسير مى كنند و آن گاه در عمل دچار بن بست و ضد و نقيض ‍ مى گردند و در عمل از همان چيزى كه به ظاهر هشدار مى دهند و ديگران را به استفاده ابزارى از حضور زن در جامعه متهم مى كنند، خود به شدت بدان آلوده مى گردند؟
چرا كه استفاده ابزارى از زن و جاذبه جنسى او، هم براى پيشبرد اهداف تبليغاتى و اقتصادى و اجتماعى و...ناجوانمردانه و شيوه اى پليد است و چه براى پيشبرد هدف هاى سياسى و حتى مذهبى ؛ كه شايد اين يكى زشت تر و ناجوانمردانه تر هم باشد!
و يا اين كه مى توان همان دو روايت را نيز در كنار اين انبوه روايات قرار داد و از همه آنها تفسير و برداشتى انسان گرايانه و خردمندانه و مترقى ارائه كرد؟ كدام يك ؟
به باور نگارنده ، ديدگاه سوم درست به نظر مى رسد؛ چرا كه روح و جان پيام آيات و روايات حجاب و عفاف و حيا و وقار، گسستن و بريدن و منزوى ساختن زن از جامعه و بيگانه ساختن او از رشد و روند و توسعه و شكوفايى آن نيست ؛ همچنان كه نبايد آن را بهانه پايمال ساختن حقوق ، آزادى ، استقلال ، برابرى انسانى ، كرامت و پيشرفت او ساخت و با دستاويز ساختن آن ،! ساختن شهر زنان پرداخت ...؛ بلكه روح و جان پيام اين مفاهيم زنده و زيبا و دلپذير اين است كه :
1- زن مترقى و شايسته بايد در انديشه و باور و گستره دل ، در اوج عفاف و پاكى و پروا و معنويت باشد.
2- بايد در گفتار و حركات و سكنات و اشارات و نشست و برخاست ، آراسته به وقار و متانت و حيا و پروا و آگاهى باشد.
3- بايد با پوشش انسانى و منطقى و برابر با مقررات خردپسند دينى ظاهر گردد.
4- بايد از نشست و برخاست خصوصى با مردان بيگانه اجتناب كند.
5- بايد از رويارويى با مردنمايان زشت كردار و پليد، در همه جا دورى جويد؛ به گونه اى كه اگر ممكن باشد، نه او آنان را ببيند و نه آن ديو سيرتان ، قامت و چهره او را حتى از روى پوشش بنگرند.
اما گفتگو و مشاوره ، نشست و برخاست و فراگيرى و آموزش ، برخورد و رويارويى انسانى و عادى و خردمندانه زن در جامعه با مردان درست انديش ‍ و يا عادى ، با رعايت مقررات خردورزانه و خداپسندانه ، نه تنها ناپسند نيست كه اين كار و اين سبك و سيره در حقيقت به دوش كشيدن قهرمانانه و دليرانه بار مسئوليت اجتماعى و رسالت انسانى است و وانهادن آن ، نه بر مرد رواست و نه بر زن .
بر اين باور، زن آگاه و روشنفكر و با شخصيت بايد از سبك و سيره ريحانه انديشمند و آزاده پيامبر درس استقلال انديشه ، عقيده ، روش و خط مشى فردى ، خانوادگى ، اجتماعى و سياسى و دينى و عبادى و اخلاقى و انسانى بگيرد؛ نه بازيچه زور و زورمداران و نه زر و زرداران گردد و نه بازيچه تزوير و عوام فريبى و مقدس بازى و عوام زادگى و عوام زدگى و نه عناصر لذت جو و ولنگار؛ بلكه با الهام از آن سمبل والايى ها به وقار و حيا و آگاهى و ژرفنگرى و خردمندى و خردورزى و نوانديشى و پروا و پاكى آراسته گردد و توانمندانه در جامعه حضور يابد و نه تنها حقوق و كرامت و آزادى و امنيت و حق دفاع و استقلال و عزت و سربلندى را براى خويش - كه فراتر از نيمى از جامعه را مى سازد - بخواهد و به چيزى جز آن حقوق انسانى رضايت ندهد، بلكه براى برادران و فرزندان جامعه خويش نيز اينها را بخواهد و نيك بداند كه هر دعوت و پيام و سيستم و روشى در گفتار و كردار به راستى طرفدار روح دين يا هدفهاى والاى آن كه عدالت و آزادى و حق حاكميت بر سرنوشت و توسعه و بهروزى و بهزيستى و رفاه و صلح و دوستى و مردم خواهى و بشردوستى و خردمندى و خردورزى و دموكراسى و حقوق بشر مى باشد، و از خشونت و جمود و تعصب و انحصار و سركوب و گردن زدن و زبان بريدن و داغ و درفش و بازيچه ساختن حقوق ، كرامت و باورهاى مقدس مردم به راستى به دور است ، از آن انديشه و دعوت و دريافت از دين ، سخت جانبدارى كند و به آن راءى دهد و به سوى آن راه گشايد.
آرى در اين صورت است كه زن مسلمان و مترقى مى تواند مباهات كند كه از سبك و سيره ريحانه پيامبر الهام گرفته و از آن قهرمان راستين عدالت خواهى و حق طلبى و بزرگ پرچمدار مفاهيم هماره زنده و آن سمبل مقاومت و اعتراض در برابر ددمنشى و دجالگرى و بيداد درست آموخته است ؛ چرا كه سبك و سيره ريحانه پيامبر ميزان و ملاك حضور زن و نقش ‍ سازنده آن در ساختار جامعه است .
22- بر بلنداى قله پاكى و عفاف
از آموزش هاى اصيل و سازنده اى كه دخت فرزانه پيامبر در بينش و سيره و عمل خود به آن بسيار بها مى داد، رعايت شرف و كرامت زن و پاسدارى از هويت و حرمت و پاكى و قداست او، از راه وقار و متانت و پوشش شايسته و معتدل در پرتو عفاف و پاكدامنى و آراستگى درونى و اخلاقى و انسانى بود؛ چرا كه آن انسان انديشمند و اصلاحگر بر اين انديشه والا و سيره مترقى رهنمون بود كه مردان و زنان جامعه بايد از نعمت آرامش روح و اعصاب سالم و چشم و گوش پاك و ظاهر و باطنى آراسته و به دور از هيجانها و جنگ اعصابها برخوردار باشند و محيط جامعه بايد 