ر اين كار بر دست هايش پيدا بود.
يكى از خوبان پرسيد كه چرا با وجود خدمتگزارى چون ((فضه )) او اين قدر به خود زحمت مى دهد؟ او در پاسخ با يك دنيا مهر و ادب فرمود:
اوصانى رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ان تكون الخدمة لها يوما، فكان امس يوم خدمتها.(574)
((پيامبر به من توصيه فرموده است كه يك روز انجام اين امور با او باشد و يك روز با من ؛ و ديروز نوبت او بوده است .))
در برابر بيگانه و دشمن
ريحانه پيامبر با الهام از قرآن (575) در برابر خيانت سران و سردمداران انحصارطلب و بيدادپيشه روزگار خويش نداى عدالت خواهى سرداد، بر چهره ستم نهيب زد، از تهاجم به مقررات خدا و پايمال شدن دين فريادى رسا برآورد؛ بدان اميد كه همه را از خواب بيدار سازد.
او در برابر ارتجاع نوظهور خروشيد و موج آفريد و جوشيد.
در برابر به انحراف كشيدن روند جامعه و تاريخ و امت پدرش با منطق و استدلال و دليل و برهان ، اعتراض كرد و روشنگرى فرمود و جامع ترين و جالب ترين و شگفت انگيزترين خطابه ها را در برابر سران كودتا و مردم مرعوب ايراد كرد، اما در همه اينها، ادب و اخلاق ظريف و انسانى ريحانه پيامبر جلوه گر بود و هرگز از مرز مقررات فراتر نرفت و اهانت نكرد و دشنام نداد و تهمت نبست و تكفير و تفسيق ننمود و به آنها مارك نزد؛ چرا كه زبان و بيان او نيز بسان عملكردش ، معصوم است و گفتار او براى همگان سند.هم گفتار او سند است و هم رفتارش ، هم مهرش و هم قهرش ، هم دعايش و هم نفرينش ، هم خشنودى اش و هم ناخشنودى اش .
افزون بر اين ، فاطمه تك تك ده ميليون ميليارد سلول دنياى وجود خويش ‍ را با زندگى و روح و روان و هستى اش ، همه را امانت خدا و ملك او مى داند و به راستى بر آن است كه در امانت خدا و ملك او هرگز نمى توان و نبايد به ناحق و ناروا تصرف كرد.
ابوبكر در اعتراف به اين ادب آسمانى و شكوه انسانى ريحانه پيامبر است كه در واكنش خويش در برابر باران زندگى ساز سخنان روشنگرانه و شجاعانه و ادب آموزى اش در مسجد پيامبر گفت :
وانت يا خيرة النساء و ابنة خير الانبياء صادقة فى قولك ...
((و تو به ويژه ، اى برگزيده و بهترين بانوان عصرها و نسل ها و اى دخت فرزانه برترين پيام آوران ! بى هيچ ترديدى در گفتارت راستگو هستى و در نبوغ و انديشه و خرد و ادب بسيارت بر همگان پيشگام و پيشتازى ))
و نيز گفت :
و انت سيدة امة ابيك ...
((و تو سالار امت پدرت هستى و درخت باور و تناور و پاك و پاكيزه براى فرزندانت .))نام کتاب : القاب حضرت زهرا سلام ‏اللَّه ‏عليها
نویسنده : سایت اطلاع رسانی شهید آوینی www.aviny.comبخش 13: در جامعه كوچك خانه و خانواده
ريحانه ارجمند پيامبر در زندگى مشترك و پيمان جاودانه اش با امير والايى ها نيز بسان زندگى افتخارآفرين فردى اش ، داراى سبك و سيره اى خداپسندانه ، انسانى ، دلپذير، دوست داشتنى و نمونه بود و در راه هدفهاى والا و آرمان هاى بلند خويش در اين بعد از زندگى الهام بخشش نيز به گونه اى اساسى و اصولى و خردمندانه و شايسته و بايسته و سرشار از آگاهى و عشق راستين گام مى سپرد.
براى نمونه :
1- شناخت و درك عميق
با نگرش به زندگى مشترك اميره والايى ها با همتاى گرانقدرش ، پيش از هرچيز به شناخت عميق و درك درست و سرشار از حقيقت او از شخصيت اميرمؤمنان و گراميداشت آن منش و شخصيت و همكارى و هميارى و همراهى براى تجلى بيشتر آن بر مى خوريم و در كنار آن به شناخت عميق و درك ژرف آن حضرت از تشكيل خانواده و پيمان زندگى مشترك و انگيزه و هدفهاى انسانى و مقدس آن و نقش حساس و سرنوشت ساز زن و مرد و حقوق متقابل آنان .
الف : درك عميق شخصيت امير والايى ها
آن انسان والا، فراتر از واژه ها و قالب ها و ظواهر، به راستى همتاى زندگى اش ((على )) را بهترين و داناترين و برترين امت مى شناخت .و به راستى بر اين باور بود كه با پيشگام ترين انسان در راه حق و عدالت و پردانش ترين و پرشكوه ترين جوان عصرها و نسلها پيمان زندگى مشترك بسته است .
انى زوجتك اقدم امتى سلما و اكثرهم علما واعظمهم حلما.(576)
و در اوج يقين بود كه با محبوب ترين خلق خدا، برگزيده بارگاه حق ، برترين جوانمرد تاريخ ، بهترين انسهانها، والاترين جوانان ، و شبيه ترين مرد روزگاران به پدرش پيامبر، در شهامت ، جوانمردى ، ايمان ، اخلاق ، معنويت و آزادگى و ديگر ارزش هاى انسانى دست صفا داده است .
اين شناخت عميق و درك ژرف شخصيت على و والايى هاى او بود كه خمير مايه نيكبختى و اساس سعادت زندگى مشترك او و بنياد فداكارى ، ايثار، پارسايى ، قناعت ، همدلى ، همراهى ، هماهنگى ، تواضع ، و عشق پاك و ماندگار او را با همپرواز زندگى اش مى ساخت .
ب : حقيقت زندگى مشترك و هدف هاى آن
او ازدواج و تشكيل جامعه كوچك خانه و خانواده را از نيازهاى طبيعى و انسانى انسانها مى نگريست و از آرزوهاى بزرگ نسل جوان ؛ و بر اين انديشه رهنمون بود كه جوانان با امضاى پيمان زندگى مشترك در پرتو درايت و خردمندى و خردورزى و بر اساس مقررات و اخلاق انسانى ، هم مى توانند به آزادى و استقلال بيشترى پر كشند و همه به يار وفادار و پرمهر و صفايى در پيمايش راه زندگى برسند و هم معاون و مشاور و همدل و همداستان و ياورى براى هدفهاى والا بيابند.
نعم العون على طاعة الله ...(577)
هم از تنهايى و سرگردانى و خطرات آن نجات مى يابند و پناهگاه و آشيانه و مدافعى دلسوز مى يابند و هم بخشى از نيازهاى طبيعى و روحى و روانى و عاطفى خويش را در كنار همتا و همپرواز زندگى خويش تاءمين و كاخ سعادت را پى مى نهند و به آرامش لازم پر مى كشند.ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ...(578)
و نيز در پرتو ازدواج و زندگى مشترك ، نسل و تبار آنان امتداد مى يابد و فرزندان شايسته اى مى پرورند.
ج : شناخت عميق نقش حساس زن در زندگى
آن بانوى والايى ها نه تنها در سبك و سيره اش به نقش حساس و سرنوشت ساز زن به عنوان ناخداى كشتى نظام خانواده ، سخت آگاه و دانا بود كه در اين قلمرو حساس نيز آموزگار و نمونه بى نظير براى زن ترقى خواه و مادر آگاه و شايسته جامعه بود.
آن حضرت بر اين انديشه رهنمون بود كه زن شايسته و لايق بودن در زندگى مشترك ، كار ساده و آسانى نيست ، بلكه كارى بزرگ ، حساس ، حياتى ، سرنوشت ساز و به راستى يك هنر واقعى است ، درست همان گونه كه مرد لايق و شايسته بودن .
اين كار بزرگ و اين موقعيت والا افزون بر عشق و ايمان و آراستگى به ارزش هاى انسانى و اخلاقى و پيراستگى از ضد ارزش ها، كارشناسى و تخصص مى طلبد،
كارآيى و هنر مى خواهد، شناخت و آگاهى و درايت و هوشمندى لازم دارد،
امانت و پروا، صداقت و راستى ، صفا و وفا، اخلاق شايسته و حق شناسى و قدرشناسى ، گذشت و توسعه شخصيت ، بردبارى و شكيبايى ، قناعت و خوشزبانى ، خوشفكرى و ادب انسانى ، حيا و وقار و رازدارى ، نظم و مديريت ، پشتكار و حوصله ، سختكوشى و همت ، ايثار و فداكارى ، كم توقعى و
سيستم قناعت ، مدارا و مردم دارى ، شناخت حقوق و مرزهاى خويشتن و شريك زندگى خويش ، شناخت طرز تفكر و سبك و سيره و فره