ن نرفته باشد، سزاوار است كه در شبانه روز خويش برنامه اى داشته باشد كه افزون بر كار و تلاش عادى و روزمره و استراحت ، اين بندها را در آن منظور دارد:
ساعتى براى پيوند با خدا،
ساعتى براى محاسبه گفتار و رفتار خويشتن ،
ساعتى براى انديشيدن در نعمت هايى كه خدا به او ارزانى داشته و ظرافت و تدابير و شاهكارهايى كه در مورد او انديشيده است .
و ساعتى نيز براى بهره ورى از لذت هاى روا و تفريح سالم و آسودگى خاطر و آرامش دل .
و خود در زندگى جلوه گاه اين نظم و تدبير مترقى و برنامه انسانى و خداپسندانه بود.
آن حضرت ، هم براى پيوند عاشقانه با خدا و نماز و نيايش و راز و نياز برنامه اى تحسين برانگيز داشت و هم براى تدبير امور خانه و نظام خانواده و هم محور و مدار و همراز و همسنگ و همدم و يار و غمخوار قهرمان و سرفراز همتاى شهسوارش بود و هم آموزگار، پرستار، مربى ، الگو، نمونه و طبيب دلسوز و آگاه و خردورز و خردمند فرزندانش كه جسم و جان ، روح و روان ، عاطفه و هوش ، و دستگاه خرد و انديشه آنان را سرشار و سيراب مى ساخت و نشاط مى بخشيد.
هم براى فراگيرى و نوآورى هاى وحى و رسالت برنامه داشت و هم براى آموزش و سازندگى و برازندگى انسانها و ارشاد و هدايت آنان به سوى كمال .هم براى زندگى فردى خويش مى انديشيد و هم براى جامعه و نسل هاى آينده آن .
براى نمونه :
1- در قلمرو خانه و نظام آن انسان والا را مى نگريم كه با رهنمود و داورى پدر آموزگارش ، پيامبر، كارهاى درون خانه و امور مربوط به نگاهدارى و پرستارى و تربيت فرزندانش را با آغوش باز مى پذيرد و ساماندهى كار آن جامعه كوچك را در امور داخلى به عهده مى گيرد و امور خارج از قلمرو خانه را به همتاى ارجمندش وا مى گذارد و در اين مورد مى فرمايد:
فلا يعلم ما داخلنى من السرور الا الله باكفايى رسول الله تحمل رقاب الرجال .(590)
((جز خداى پرمهر كسى نمى داند كه از اين برنامه و تقسيم كار و نظام بخشيدن به امور خانواده ، چقدر شادمان گرديدم ؛ چرا كه پيامبر مرا به تدبير امور درون خانه برگزيد و كارهاى برون را به همتاى گرانقدرم على سپرد و مرا معاف داشت .
2- و نيز مى نگريم كه انجام بخشى از كارهاى خدماتى و تداركاتى خانه را ميان خود و خدمتكار خانه و شاگرد خويش ، بر اساس نظم و برنامه اى عادلانه و انسانى ، تقسيم مى كند و مى فرمايد: اوصانى رسول الله ان تكون الخدمة لها يوما و لى يوما.
9- الگوى سختكوشى و سازندگى
او قهرمان ميدان عبادت و تقوا، پارسايى و بندگى خدا، نظم و مديريت ، اعتماد به نفس و همكارى و هميارى صميمانه با همتاى خويش اميرمؤمنان در اداره امور و پرورش شايسته ترين گل ها و شكوفه ها بود؛ چرا كه او در بيت رفيع نبوت ديده به جهان گشود و در امان رسالت رشد كرد و در فرودگاه وحى تربيت شد و در دانشگاه انسان ساز امامت به اوج كمال رسيد.
او افزون بر امتيازات علمى و خدمات فرهنگى و فكرى و دينى و عملى خويش كه او را در ميدان هاى گوناگون زندگى به صورت گنجينه ادب و اخلاق و توانايى ها و ارزش هاى والاى انسانى و آموزگار دانش و عفاف درآورده بود، در همان حال به همه آگاهى ها و مهارت ها و دانستنى هاى بايسته و شايسته يك دختر آگاه و مترقى و يك بانوى برازنده و مسئول مجهز بود؛ به همين جهت او را در ((احد)) مى نگريم كه زخم پدر قهرمان خويش ‍ را پانسمان مى كند و در پيكار سرنوشت ساز خندق جراحات همتاى گرانقدر و شهسوار خويش را شستشو مى دهد و با همه مسئوليت هاى گوناگون و موقعيت رفيع و والاى خويش در ميدان علمى و عملى ، در تدبير امور و شئون خانه و فرزندانش و نيز همكارى با اميرمؤمنان ، بى نظير و بى همانند است ، و در حقيقت اوست كه با ساده زيستى و ساده پوشى بزرگوارانه ، ايثار قهرمانانه ، با در پيش گرفتن سيستم قناعت ، اداره شايسته امور خانه و به دوش كشيدن بار سنگين تربيت و مسئوليت فرزندان و هماهنگى و همدلى با ابرمرد زندگى اش على (عليه السلام)، از سويى به امير فضيلت ها امكان آن تجلى شخصيت و جهاد سترگ و آزادى و عدالت را فراهم مى آورد، و از دگر سو به همه زنان آزاده و مادران شايسته ، راه و رسم زندگى خانوادگى ، تربيت فرزندان و مديريت خانه ، اين ركن اساسى جامعه و تمدن را مى آموزد.
براى نمونه :
1- اميرمؤمنان در مورد تدبير شايسته و بايسته امور خانه به وسيله بانوى بانوان مى فرمايد: آن عزيز عزيزان در پيشگاه خدا و پيامبر در خانه من بود و با آن شكوه و عظمت و ويژگى هاى علمى و اخلاقى و انسانى و رفعت مقام ، به تربيت فرزندان و تدبير شئون خانه اهميتى وصف ناپذير مى داد.او آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش آشكار بود و آن قدر با آسيا، دانه آرد كرد كه دست هاى مباركش اثر كار و تلاش را همراه داشت و به اندازه اى خانه را به منظور تاءمين بهداشت خانواده نظافت و گردگيرى نمود و آتش ‍ براى تهيه غذا برافروخت كه لباس هايش گردآلود گشت : انها كانت عندى و كانت من احب اهله اليه ، وانها استقت بالقربة حتى اثر فى صدرها...
2- پيامبر گرامى او را ديد كه در آن مقام و منزلت علمى و اجتماعى ، خود لباس كار در خانه پوشيده و به تدبير امور و تنظيم شئون خانه و فرزندانش ‍ پرداخته است ؛ با دستى دانه ها را آسيا مى كند و با دست ديگر كودك ارجمند خويش را شير مى دهد و چابك و بانشاط زندگى را اداره مى كند.
پيامبر باران اشك از ديدگان باريد و او را مورد تحسين و تشويق قرار داد و فرمود: دخت سرفرازم ! سختى و تلخى كار جسمى را در دنيا بچش تا شيرينى پاداش سختكوشى را در سراى ديگر دريابى .تعجلى مرارة الدنيا بحلاوة الاخرة ...
و آن بانوى فرزانه سپاس خداى را به جا آورد.
3- سلمان ، آن مرد وارسته ، وارد خانه اميرمؤمنان شد و خود نگريست كه دخت گرانمايه پيامبر با آن مقام والاى فرهنگى و دينى و خانوادگى و اجتماعى و سياسى و با آن همه مشكلات روزمره ، خودش مشغول آسيا كردن دانه به منظور فراهم آوردن نان و غذاست .شگفت زده شد؛ چرا كه نظاره مى كرد و مى انديشيد كه چگونه دختران سران و رهبران كشورها غرق در زندگى پرزرق و برق و آكنده از ناز و نعمت و لبريز از رفاه و آسايش و در كمند غفلت و بى خبرى از حقايق جارى و روند امور و شئون و فارغ از درد و رنج و محروميت جامعه خويش هستند و تنها به آسايش و آرامش و رفاه و رسيدن به خواسته ها و هدف هاى خود مى انديشند و در برابر آنان ، انبوه خدمتگزاران ايستاده اند، اما دخت سرفراز پيامبر اين گونه دليرانه و هوشمندانه ، افزون بر نقش دگرگون ساز فكرى و فرهنگى و اجتماعى و دينى در جامعه و دنياى خويش ، امور و شئون خانه و زندگى و فرزندانش را نيز تدبير مى كند.
همين طور غرق در فكر بود كه گويى فاطمه (عليها السلام ) از نهانگاه دل او آگاه است و با اين آيه قرآن پاسخ داد كه : وما عند الله خير و ابقى للذين آمنوا...(591)
4- سيره و روش ريحانه پيامبر در زندگى مشترك با امير والايى ها را مى توان در اين سخن تفكرانگيز و آكنده از عشق و وفايش نگريست .<
پس از هجوم گماشتگان استبداد به خانه او و به بند كشيدن پيشواى آزادى و آ