اوج فداكارى و خردمندى ، بر ضد سنت هاى ستم بار جاهليت عصيان مى كند.
2- پس از آن ، او را با همه احساس انسانى ، همفكر و همرزم و يار پدر تاريخسازش پيامبر مى يابيم ، كه با رحلت ابوطالب و خديجه دو يار دلسوز و دو پناهگاه استوارش را از دست داده است .
اسناد تاريخى از جمله نشانگر آن است كه گروهى از اشرار كه براى از ميدان به در كردن پيامبر از هيچ شرارتى رويگردان نبودند، روزى به هنگام نماز و سجده پيامبر، شكمبه شترى را بر سر آن آموزگار رهايى افكندند.در اين ميان ريحانه اش كه در بهاران پنج سالگى و همراه پدر بود، پيش آمد و در راه دفاع از حق و دلدارى به پيامبر، در حالى كه بر تنهايى حق مى گريست ، با دستان كوچكش چهره نورافشان و سر و لباس پيشواى آزادى و آزادگى را پاك كرد و با شهامت و شجاعت تجاوزكاران را سرزنش نمود و از ستم نهى كرد.
3- ريحانه پيامير پس از پدر گرانمايه اش نيز به اين مسئوليت تاريخى ، با شهامت و درايتى وصف ناپذير عمل كرد و در اين راه فداكارى وصف ناپذيرى نمود كه خطبه روشنگرانه اش پس از رويداد تاريك انديشانه سقيفه ،
سخنان انسان سازش با زنان مدينه و دعوت آنان به احساس مسئوليت اجتماعى و سياسى و در پيش گرفتن ابتكار و تدبير عادلانه و فراتر از خط بازى ها و دنيادارى ها و مجذوب و مرعوب قدرت شدن ها و بى وفايى ها و كوته بينى هاى مردنمايان ،
سخنان كوتاه و هشداردهنده اش به سران مهاجر و انصار،
بيانات شجاعانه اش در برابر مهاجمان و گماشتگان مسخ شده استبداد،
دفاعش از مظلوميت پيشواى راستين امت تا مرحله نجات او از دست اشرارى كه او را به بند كشيده و به بيعت اجبار مى نمودند،
و نيز به بيت الاحزان ،
شهادت جان سوز،
وصيت تفكرانگيز، و چگونگى مراسم خاكسپارى و قبر گمشده اش ، هر كدام برگ زرين و نمونه اى از اين احساس مسئوليت اجتماعى است كه در اين مورد به پرتوى از سبك و سيره اجتماعى و سياسى آن حضرت مى نگريم .
1- پيشوا و يگانه سياست عادلانه و مردمى
از واژه هاى جالب و دلپذير در زندگى انسانها واژه سياست است .
اين واژه مقدس يا نامقدس در كران تا كران زندگى بشر اذهان و افكار بيداردلان و آگاهان را به خود جلب نموده و در مورد آن بسيار سخن رفته است و درست به همين دليل هم نگرشى بر شيوه سياسى و اجتماعى ريحانه پيامبر - كه پيشوا و يگانه سياست خداپسندانه و مردمى بود - براى همگان ديدنى و درس آموز است .
مفهوم سياست
واژه سياست از ديدگاه اهل ادب از ماده ((ساس ، يسوس و سياسة )) برگرفته شده و در فرهنگ واژه شناسان به مفهوم نگرشى واقع گرايانه و شايسته بر امكانات ،
شناخت درست موانع ،
تدبير شايسته امور،
تنظيم بايسته شئون ،
سامان بخشيدن به كارها،
حل مشكلات و نابسامانى مردم ، و رهبرى و ارشاد آگاهانه و هوشمندانه و آزادمنشانه و قانونمدارانه توده هاى انسانى در شاهراه رشد و تكامل همه جانبه و واكنش و موضعگيرى درست ، شجاعانه ، عادلانه ، مترقى ، انسانى ، ابتكارى و سنجيده در برابر جريان ها و رويدادهاى گوناگون درون مرزى و فرامرزى براى اداره شايسته و بايسته يك جامعه است .
در منابع دينى نيز اين واژه در همين قلمرو به كار رفته است ؛ براى نمونه :
در زيارت جامعه ، امامان راستين و دوازده گانه ، سياستمداران واقعى و بشردوست ((عباد)) و ((بلاد)) وصف مى گردند: و ساسة العباد عصمكم الله من الزلل وآمنكم ...
و اميرمؤمنان در نفى سياست بازى ابليسى باند فريب كار اموى مى فرمايد:
متى كنتم يا معاوية ساسة الرعية ...(595)
((هان اى معاويه ! چه زمانى شما پيشواى مردم و رهبر و راهنماى آنان بوده ايد، آن هم بدون سبقت در اسلام و ايمان و بدون شرافت و معنويت و آراستگى به ارزش هاى انسانى .))
ريحانه پيامبر و موضوع سياست
ريحانه سرفراز و عدالت خواه پيامبر در همه زندگى كوتاه اما پرمحتوا و الهام بخش خود به سياست و تدبير خداپسندانه امور جامعه به عنوان وسيله و راهى براى تحقق عدل و داد و مبارزه با استبداد و انحراف و سنگرى براى دفاع از حقوق و آزادى و سلامت فرد و جامعه سخت بها مى دهد و در اين ميدان نيز نمونه و يگانه روزگاران و به راستى الگويى براى همه سياستمداران و كارگزاران پرواپيشه و به ويژه زنان روشنفكر و شايسته كردار و آزاده است ؛ براى نمونه :
1- ريحانه ارجمند پيامبر پيش از هر چيز و هر كارى شاگرد برازنده قرآن و پيامبر است و از آن دو آموزگار رادى و سرفرازى است كه درس ‍ درست انديشى و واقع گرايى ،
درس صفا و وفا،
درس صداقت و امانت ،
درس اخلاق و فضيلت ،
درس تلاش و همت ،
درس بشردوستى و خدمت به خلق ،
درس فداكارى و مردم خواهى ،
درس آزادگى و آزادمنشى ،
درس رعايت حقوق ديگران و تاءمين حرمت آنان ، و درس احساس ‍ مسئوليت در برابر رويدادها و حساسيت هوشمندانه و متفكرانه در برابر روند جامعه و سير تاريخ را مى گيرد، و درست بر اين اساس است كه آن حضرت به سياست ، به مفهوم درست و صادقانه و خداپسندانه و آگاهانه و دلسوزانه و مردمى آن سخت توجه دارد و چنين سياستى را مقدس و بسيار مفيد و بخشى از زندگى زن و مرد توحيدگرا مى نگرد.
2- از همين ديدگاه است كه اين دخت نمونه و بى نظير را در نخستين مرحله از زندگى درس آموزش همراه و همفكر با شهامت و ترقى خواه مام بلند انديشه و سنت شكنش ((خديجه )) مى نگريم ، همدل و همپاى بانوى خردمند و درست انديشى كه در آن دنياى تيره و تار ((زن ))، بر ضد آداب و رسوم خرافى و ظالمانه جاهليت عصيان مى كند و با نفى و انكار آگاهانه بافته هاى ذلت بار و اسارت آور رايج ، آزادى و حق حاكميت بر سرنوشت و رعايت حقوق و حرمت انسانها، به ويژه حقوق به تاراج رفته زن و شخصيت لگدمال شده آن را مى جويد.
3- از آن پس آن حضرت را همفكر و همرزم شجاع و توحيدگراى پيام آور عدالت و آزادى مى نگريم كه در جهاد سترگ فكرى و فرهنگى و عقيدتى اش براى زدودن اوهام و خرافات و آفت هاى شرك و بيداد و ايجاد تحول مطلوب و مترقى در جامعه و تاريخ ، سخت در تلاش و كوشش است و در اين راه مبارك و خداپسندانه تا آنجايى پيش مى رود كه بارها جان گرامى خويش را به خطر مى افكند و به گرفتن مدال تفكرانگيز ((ام ابيها))، يا مام پدر مفتخر مى گردد.
او از كودكى پا به پاى پيامبر، راه بزرگ مبارزه با كج انديشى و ناآگاهى و پيكار روشنگرانه با مظاهر شرك و بيداد را براى ساختن جامعه و دنيايى زيبا و آراسته به عدل و داد و آزادى و آبادانى و مهر و صلح و بهروزى و بشردوستى آغاز مى كند و همه جا همراه پيشواى بزرگ آزادى است .
او را در دعوتش يارى مى كند، پا به پاى او به مسجد الحرام مى رود، از پدر حمايت مى كند، خارهاى كينه و تعصب كور را از سر راه او بر مى دارد، گرد و غبار و خاك و خاكسترى را كه دست هاى ستم بر سر و روى پيامبر مى پاشند، با دست هاى كوچك و پرمهرش مى زدايد،
در برابر رجالگان استبداد، يار و ياور تنهايى پيامبر مى شود و بدين سان با سن و سال اندك و چهره كودكانه ، اما قلب بزرگ و روح پرشكوهش به آن حضرت قوت قلب ، آرامش دل ، علو روح ، شهامت و شجاعت ، دلگرمى و شور و اميد و نويد افزون تر 