ديشى ،
مقايسه و انتخاب ،
آزادى بيان و قلم ،
انتقاد و خيرخواهى و دلسوزى ،
آزادى دعوت به حق و هشدار از ستم و اختناق ،
آزادى سياسى و اجتماعى و دينى و فرهنگى و هنرى و...انسان را هدف گرفته بود، تا شهادت پرافتخار و تكان دهنده خويش ايستاد و با تدبيرى شگرف و تفكرانگيز پرچم آزادى خواهى و آزادگى و پيكار شورانگيز و شعورآفرين با اختناق و استبداد و سانسور و حق كشى را براى هميشه تاريخ برافراشته داشت .
آرى ، او آزاده اى راستين و آزاديخواهى بشردوست و حق گرا بود و از استبداد و خودكامگى بيزار؛ درست از اين زاويه و خاستگاه است كه در زندگى اش هماره با استبداد و زورمدارى در ستيز است و اسوه و الگو و پيشواى واقعى آزادى .
آن حضرت در سخنان روشنگرانه و ستم ستيزش در برابر زنان مهاجر و انصار مى فرمايد:
وابشروا بسيف صارم و سطوة معتد غاشم و هرج شامل واستبداد من الظالمين ...
اينك كه در برابر انحصارگران و زورمداران براى دفاع از حق و عدالت و آزادى و امنيت خويش نمى ايستيد، شما را به شمشيرهاى آخته و هجوم و تجاوز پياپى تجاوزكاران و به هم ريختن ضوابط و روابط اجتماعى و ظهور استبداد و خودكامگى بيدادگران بشارت مى دهم .استبدادى كه با تسلط همه جانبه خويش حقوق و غنايم شما را پايمال خواهد ساخت و در حد بخور و نمير خواهد پرداخت و مردم شما را با شمشيرهاى بيداد خويش ‍ درو خواهد كرد و تاريكى و تاريك انديشى و خشونت و انحطاط را بر شما تحميل خواهد نمود.
و نيز در برابر سپاه استبداد و نگهبانان اختناق فرمود:
ما راءيت كاليوم قط حضروا اسوء محضرا تركوا نبيهم جنازة بين اظهرانا و استبدوا بالامر دوننا.(611)
من هرگز روزى تيره و تار بسان امروز نديدم ؛ روزى كه شيفتگان قدرت و مدعيان رهبرى مردم مسلمان پيكر پاك پيامبر را در برابر ما نهادند و خودسرانه و مستبدانه به قبضه قدرت و انحصار امكانات جامعه دست يازيدند و حقوق ما را پايمال ساختند.
3- پرچمدار بزرگ عدالت و عدالت خواهى
با نگرش به بينش و گرايش و عملكرد ريحانه پيامبر و مبارزات گسترده فكرى ، فرهنگى ، سياسى و اجتماعى آن بزرگ پرچمدار عدالت و عدالت خواهى ، به كمتر موضوعى مى توان برخورد كه از نظر اهميت در نظرگاه او به پايه اصل سرنوشت ساز عدالت برسد؛ چرا كه مسئله عدل و داد در نگرش آسمانى و لطيف آن انسان والا، بسان توحيد و توحيدگرايى در تمام اصول و فروع دين ريشه دارد و همان گونه كه هيچ كدام از مسائل عقيدتى ، عبادى ، اخلاقى ، فردى و خانوادگى ، اجتماعى و سياسى ، حقوقى و كيفرى از روح توحيد و توحيدگرايى جدايى ناپذيرند، درست همان گونه از روح عدالت نيز نمى توانند به دور و بيگانه باشند.
درنگرش فاطمه (عليها السلام ) همه حقايق و مفاهيم و معارف از توحيد گرفته تا معاد،
از رسالت تا امامت راستين ،
از معيارهاى كمال و جمال فرد گرفته تا مقياس سلامت و نشاط و طراوت و پويايى و پايايى جامعه ، همه و همه بر محور عدل و بر اساس قسط و دادگرى استوار گرديده است .
عدالت همدوش پروا و پرواپيشگى است ،
ركن اصيل معاد و ايمان به جهان ديگر است ،
هدف وحى و كتاب هاى آسمانى است ،
فلسفه بعثت ها و نهضت هاى توحيدى است ،
آرمان بلند پيامبران خداست ،
شرايط تصدى پست ها در يك جامعه به راستى اسلامى و انسانى و مترقى است ، و از سرمايه ها و بايسته هاى فردى ، اخلاقى ، اجتماعى و آرمانى يك انسان خودساخته و ايمان دار و يك جامعه و تمدن توحيدگرا و آرمان خواه و پيشرفته است .
در نظرگاه ريحانه پيامبر، عدالت اساس و پايه اى است كه قوام عالم بر آن قرار دارد.
عدالت سپرى است نفوذناپذير، دژى است تسخيرناپذير و بهشتى است جاودانه براى زندگى .
العدل جنة واقية و جنة باقية .
عدالت سپر و نگهبان پراقتدار دولت ها و نظام هاى به راستى انسانى و مردمى است .
العدل جنة الدول .
عدالت مايه ثبات و پايدارى ملك و ملت و سرمايه ، جمال و زيبايى رهبران و دولت مردان برخاسته از آگاهى و اعتماد مردم است .
العدل قوام الرعية و جمال الولاة .
عدالت باعث چندين و چند برابر شدن بركات خدا در زندگى است .
بالعدل تتضاعف البركات .
هيچ عامل سازنده اى از نظر سازندگى و برازندگى و تضمين و پويايى و پايايى كشورها، به پايه اصل افتخارآفرين عدالت نمى رسد.
ما عمرت البلاد بمثل العدل .
عدالت شيرين تر از شهد، گواراتر از كره و دل انگيزتر از بوى خوش مشك است .
العدل احلى من الشهد
عدالت مايه حيات و زندگى شرافتمندانه و بقاى جامعه ها و تمدن هاست .
العدل حياة الاحكام
عدالت سبب حيات و طراوت احكام و مقررات انسانى و الهى است .
عدالت سرآمد ايمان به خدا، عصاره همه شايستگى ها، بالاترين مرحله تقوا و توحيدگرايى است .العدل راءس الايمان .
عدالت رمز ماندگارى و پايايى است .
و يك ساعت عدالت ورزيدن و دادگرى را به راستى پيشه ساختن و برقرار نمودن ، بهتر از هفتاد سال عبادت و نيايش و روزه دارى فردى است ؛ درست همان گونه كه يك ساعت بر اساس ستم و اختناق بر مردمى حكم راندن ، بدتر و زشت تر از هفتاد سال گناه فردى است .عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة ...(612)
بر اين اساس است كه دخت فرزانه پيامبر، تجسم عدالت است در اين روند و در اين راه ثابت و پابرجاست .
اگر در اخلاق و زندگى فردى او بنگريم ، عدالت پيشگى و رفتار و عملكرد عادلانه و فراتر از آن ، هماره جلوه گر است ، و اگر در زندگى خانوادگى او نيك نظاره كنيم ، فراتر از عدل و داد، ايثار و احسان و فداكارى موج مى زند.
تقسيم كارش در خانه با همتاى زندگى اش على (عليه السلام) بر اساس ‍ عدالت و تناسب و عملكردش بر پايه مساوات و مواسات است و رفتارش ‍ با همكار و خدمتگزار و شاگردش ((فضه )) در محيط خانه ، دل انگيز و تماشايى است .
ريحانه پيامبر افزون بر عدالت پيشه بودن ، عدالت خواه است .
در زندگى الهام بخش خويش در پرتو منطق دل انگيز و دلنشين ، همگان را به عدالت و دادگرى فرا مى خواند و روشنگرى مى كند كه :
خدا ايمان را مايه پاكيزگى و پاكسازى از آفت هاى شرك و بيداد قرار داد و نماز را وسيله پيراستگى از آفت خود بزرگ بينى و غرور.
زكات را باعث تزكيه نفس و گسترش رزق و روزى و روزه را عامل استوارى اخلاص .
حج را وسيله اقتدار اسلام و عدالت و دادگرى در ابعاد گوناگون زندگى فردى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، حقوقى و جهانى را مايه هماهنگى دل ها و اتحاد شما انسانها.العدل تنسيقا للقلوب .
و درست از اين زاويه است كه دخت عدالت خواه پيامبر به غارتگران انديشه و افكار، سخت و شجاعانه مى تازد، به آنان كه مردم را از تفكر بازداشته و به تخدير آنان پرداخته و راه درست فكر كردن را بر آنان بسته و عدالت و آزادى و امنيت و حق حاكميت بر سرنوشت و انتخاب راه را از آنان سلب كرده و خودسرى و جاه طلبى و انحصار قدرت و امكانات امت را، خدمت به دين و دفتر جا مى زدند و با اين نام فريبنده ، به جلوه گاه وحى و رسالت يورش برده و تجسم عدالت را به زنجير كشيده و فرودگاه فرشتگان را به آتش بيداد سوزانده و با زور عريان و فريب شرم آور از خاندان عدالت مى خواهند 