ران حقايق را بر سرزمين دلها و جانها و انديشه ها باراند و گفتنى ها را گفت و نگرانى ها را روشن ساخت و هشدارها را داد.
او در برابر مهاجمانى كه بر در خانه اش آمده بودند و در انديشه به آتش ‍ كشيدن كانون آزادى و آگاهى و به بند كشيدن امير آن و به مسجد بردنش ‍ براى ستاندن بيعت به سود خودكامگى بودند، دليرانه و هوشمندانه ايستاد و روشنگرى كرد و سخن حق را در برابر دژخيمان آتش افروز ساخت كه :
ما راءيت كاليوم حضروا اسوء محضر تركوا نبيهم (صلى الله عليه و آله ) جنازة بين اظهرنا واستبدوا بالامر دوننا.(621)
من هرگز روزى بسان امروز نديده ام ؛ چه روز تلخ و ناگوارى !
روزى كه جاه طلبان و شيفتگان قدرت زشت ترين صحنه ها را در حق كشى و بنياد ستم و انحراف پديد آوردند.پيكر پاك پيامبر خدا را در برابر خاندانش ‍ وانهادند و خودسرانه و زورمدارانه مرزهاى دين و آيين او را شكستند و با حق ستيزى و قانونگريزى ديگران را به جانشينى او بالا بردند.
به فرزندان عدالت خواهش حسن ، حسين ، زينب ، كلثوم و...و نيز به شاگردان و ارادتمندان آزاده اش چون اسماء، ام ايمن ، ام سلمه و ديگر زنان روشنفكر و نامدار و ستم ستيز، گفتنى ها را گفت و سفارش ها نمود و اعتراض ها را بيان فرمود و بدين وسيله با همه وجود پرچم اعتراض و مقاومت حياتى و عادلانه و انسانى را برافراشته تر داشت .
اعتراض در چهره ديپلما
ريحانه هوشمند پيامبر اعتراض خويش بر تحويل ناهنجار و رويدادهاى تلخ و ناگوار را به صورت ديپلماسى نيز طرح كرد.
او چهرهاى سرشناس را با روشنگرى و پيام اعتراض خويش نزد سردمداران و بازيگران سقيفه فرستاد و در راه سامان بخشيدن به آشفتگى ها و بازگشت داد آنان به حق و عدالت ، و رعايت حقوق و آزادى و امنيت و حرمت انسانها از سوى حكومت كوشيد و نهايت دلسوزى و خيرخواهى را براى جامعه نمود، اما دريغ و درد كه گوش شنوا نيافت .
3- ترسيم دورنمايى از آينده تيره و تار
او به همراه همتاى گرانقدر و فرزندان ارجمندش به خانه سران مهاجر و انصار رفت و از آنان يارى خواست و آينده تيره و تار امت را ترسيم كرد و كوشيد تا آنان را زير پرچم مقاومت و اعتراض گرد آورد و به بيان حق و دفاع از عدالت برانگيزد و راه را براى تسلط ارتجاع و استبداد بر سرنوشت دين و جامعه ببندد.
يكى از دانشوران اهل سنت در اين مورد مى نويسد: پس از رويداد سقيفه ، ريحانه پيامبر به همراه همتاى گرانقدر و فرزندان ارجمندش به درب خانه سران مهاجر و انصار مى رفت و آنان را به يارى حق و عدالت و مقاومت در برابر ستم و بيداد فرامى خواند.
ان عليا حمل فاطمة على حمار، و سار بها ليلا الى بيوت الانصار، يساءلهم النصرة ، و تساءلهم فاطمة الانتصار له ...(622)
4- در چهره مناظره با سردمدار سقيفه
ريحانه ارجمند پيامبر چهره ديگرى از اعتراض خود را به صورت مناظره هاى روشنگرانه با ابوبكر به نمايش نهاد و بارها او را در برابر مردم محكوم ساخت و او كه شهامت پذيرش حق را نداشت ، به دروغ و دجالگرى دست يازيد؛ براى نمونه :
1- در اين مورد از جمله آورده اند كه : آن حضرت پس از مصادره فدك از سوى حكومت ، در يك مناظره كوبنده از سردمدار كودتا پرسيد: هان اى ابوبكر! هنگامى كه تو بميرى چه كسى از تو ارث مى برد؟ يا ابابكر! من يرثك اذا مت ؟
او گفت : همسر و فرزندانم .
فرمود: پس چه شده است كه دختر پيامبر از پدرش ارث نمى برد؟
فمالى لا ارث رسول الله ؟
ابوبكر از آن جايى كه پاسخ نداشت ، به جعل حديث پرداخت و گفت : پيامبران ارثى بر جاى نمى گذارند.
ان النبى لا يورث
آن حضرت فرمود:
الم يرث سليمان داود؟
آيا به صراحت قرآن ، سليمان از داود ارث نبرد؟(623)
آيا يحيى از زكريا ارث نبرد؟(624)
آيا قرآن در مقررات ارث نمى فرمايد:
الم يقل يوصيكم الله فى اولادكم ...(625)
خدا در مورد فرزندانتان سفارش مى كند كه پسر دو برابر دختر ارث مى برد؟
اگر به راستى تو به قرآن و پيامبر ايمان دارى و از مقررات قرآن آگاهى ، چرا ارث مرا نمى دهى ؟
اعطنى ميراثى من ابى رسول الله
پاسخ او در برابر اين روشنگرى و استدلال به آيه هاى قرآن ، تنها يك روايت دروغ در برابر آيات بود و بس ؛ او مى گفت : پيامبران ارث بر جاى نمى گذارند.
و بدين سان فاطمه (عليها السلام ) پرچم اعتراض به حق كشى را در چهره مناظره هاى كوبنده و روشنگرش برافراشته داشت .(626)
5- افشاى انگيزه هاى جاه طلبانه
آن حضرت در پرتو ژرف نگرى و تيزهوشى خويش ، انگيزه هاى درونى جاه طلبان و تشنگان قدرت را - كه خود را شيفته خدمت جا مى زدند - بر ملا ساخت و راز نهانى آن حق كشى ها و بيدادها و غصب و مصادره و سركوب و انحصار را افشا كرد و بدين وسيله پرچم اعتراض و مقاومت را در اهتزاز نگاه داشت .
او در پاسخ يكى از زنان روشنفكر و آگاه كه از آن همه تب و تاب و بى قرارى فاطمه (عليها السلام ) مى پرسيد، فرمود:
((هان اى دختر طلحه ! آيا از فاجعه بزرگ و رويداد تلخى مى پرسى كه در همه جا انتشار يافته است ؛ به گونه اى كه گويا بر پر و بال پرندگان نوشته شده و در جهان ، پراكنده شده و پيك هاى چابك سوار با نهايت سرعت آن را به جهانيان رسانده اند؟
رويداد تلخ و جنايت هولناكى كه دل مرغان هوا و ماهيان دريا از شنيدن آن كباب مى شود و گامهاى انسان را سست مى نمايد و به لرزه در مى آورد، گرد و غبار آن تا آسمان بالا رفت و تيرگى و تاريكى فاجعه آن ، زمين و زمان را فرا گرفت ؟ آيا از اين فاجعه مى پرسى ؟
واقعيت اين است كه فرومايه ترين فرزند قبيله ((تيم )) و فريب كارترين فرزند قبيله ((عدى ))، بر جانشين راستين پيامبر، ستم و بيدادى ناجوانمردانه روا داشتند.آنان با او به رقابت برخاستند و به هر درى زدن تا بر او پيشى گيرند اما هنگامى كه نتوانستند در توحيد و تقوا، عدالت و آزادگى ، زهد و پارسايى ، مردم خواهى و بشردوستى ، آراستگى به ارزش ها و والايى ها بر او پيشى گيرند، از سر بدانديشى و ددمنشى ، كينه و دشمنى او را به دل گرفتند و تا رحلت پيامبر آن را نهان داشتند و به ظاهر فرو خوردند، اما پس از رحلت غمبار پيامبر با خاموش پنداشتن مشعل ديانت و غروب خورشيد رسالت ، آن را به بدترين شيوه ظاهر ساختند.آرى ، آن گاه بود كه كينه هاى آنان به فوران و خشم كورشان به خروش آمد، شيطان بر پندار و گفتار آنان حاكم گرديد و بى درنگ كوره راه ستم و غصب فدك و خلافت و پايمال ساختن حقوق و آزادى و امنيت مردم و پيش از همه ، حقوق ما را پيشه ساختند...))
اء تساءلينى عن هنة حلق بها الطائر و حفى بها السائر، رفعت الى السماء اثرا ورزئت فى الارض خيرا ان قحيف تيم واحيول عدى ، جار يا اباالحسن فى السباق حتى اذا تفريا بالجناق اسرا له الشنآن وطوياه الاعلان ...(627)
6- در چهره دفاع از جانشين راستين پيامبر
ريحانه پيامبر چهره ديگرى از اعتراض خويش به حق كشى و بيداد برخاسته از سقيفه را در محور دفاع از جانشين راستين پيامبر به نمايش نهاد.
او در اين راه ويژگى هاى انسانى و اخلاقى و عقيدتى و علمى و هنرى و نظامى و سياسى امير والايى ها را در برابر دوست و دشمن ترسيم كرد،
از پيشتازى او در ايمان و اسلام 