ين خطبه ، هشدار كوبنده اى بود براى آنها كه كوشش داشتند خلافت پيامبر و حكومت عادلانه اسلامى را از مسير اصلى خود منحرف سازند و زحمات بيست و سه ساله پيامبر را بر باد دهند.
زنگ بيدار باشى بود براى آنها كه قلبشان به عشق اسلام مى تپيد، و از آينده اين آيين پاك و زندگى بخش بيمناك بودند.
اخطار شديدى بود براى آنها كه از گسترش حزب نفاق و نفوذ آنها در دستگاه سياسى بعد از رسول خدا بى خبر بودند، و جنب و جوش هاى مرموز آنان را ناديده مى گرفتند.
فرياد دردآلودى بود در حمايت از اميرمؤمنان ، على ، وصى و جانشين پيامبر، كه گروهى از بازيگران سياسى ، آيات قرآن و توصيه هاى مؤ كد رسول الله را درباره او ناديده گرفته بودند.
احقاق حق مظلومانه اى بود براى بيدار ساختن آنها كه حق شان غصب مى شود و سكوت مسالمت آميز را بر فريادهاى كوبنده و بيدادگر ترجيح مى دهند.
تندر سهمگينى بود كه پژواك آن همه جا پيچيد، و آثار آن در همه قرون و اعصار باقى ماند.
طوفان بنيان كنى بود كه امواج شكننده اش ارواح خفته را - هر چند به طور موقت - بيدار كرد و راه حق را به آنها نشان داد.
و سرانجام صاعقه مرگبارى بود كه بر سر دشمنان اسلام فرود آمد و آنها را سخت غافل گير ساخت .
تحليل هاى عميق بانوى اسلام در اين خطبه ، بيانگر بينش دقيق او در پيچيده ترين بحث هاست .
تفسيرى كه دخت گرامى پيامبر براى مسائل مهم فكرى ، فرهنگى ، هنرى ، عاطفى ، معنوى ، انسانى ، عقيدتى ، سياسى ، اجتماعى و...در اين خطبه آورده ، دليل روشنى است بر اين حقيقت كه فاطمه (عليها السلام ) تعلق به زمان خاصى نداشته است .
حماسه هاى پرشورى كه در اين خطبه از زبان گوياى فاطمه (عليها السلام ) تراوش كرده ، نشان اين است كه او بانويى فداكار، مجاهد، مبارز و رهبرى لايق براى مبارزان راه خدا و مجاهدان طريق حق است .
لحن گيراى بانوى اسلام در اين خطبه كه تا اعماق جان و روح انسان نفوذ مى كند، بيانگر اين واقعيت است كه او سخنورى بليغ و خطيبى نستوه و همتاى همسرش اميرمؤمنان بود؛ به گونه اى كه اين خطبه غرا، خطبه هاى على را در نهج البلاغه تداعى مى كند و دوش به دوش آن پيش مى رود و نشان مى دهد كه دخترش زينب (عليها السلام ) اين ارث را از پدر و مادر، هر دو، در اختيار گرفته بود كه با خطابه آتشينش در بازار كوفه و مجلس يزيد، لرزه بر اندام جنايتكاران بنى اميه افكند و پايه هاى كاخ حكومت غاصبانه آنها را متزلزل ساخت و بذرهاى انقلاب را بر ضد اين حكومت جبار و جائر در قلوب مردم كوفه و شام پاشيد.
موشكافى هاى فاطمه (عليها السلام ) در اين خطبه در زمينه فلسفه و اسرار احكام و تحليل تاريخ سياسى و مقايسه دوران جاهليت عرب با زندگى آنها بعد از ظهور اسلام ، درس هاى بزرگى به رهروان راه حق مى دهد و آنها را در مبارزاتشان تعليم و آموزش مى بخشد.
و مهمتر از همه اين كه فاطمه (عليها السلام ) با اين خطبه ، موضع خاندان پيامبر را در برابر رژيم حاكم روشن ساخت و مبرا بودن ساحت مقدس ‍ اسلام را از مظالمى كه به نام اسلام انجام مى گرفت ، آشكار نمود!(646)بخش 16: محورهاى چندگانه سخن انديشاننده و حماسه ساز ريحانه پيامبر
محورهاى سخن انديشاننده ريحانه پيامبر
به هر حال ، در يك سوى مسجد فاطمه بود و گرداگرد او زنان روشنفكر و حق طلب و شجاع هاشمى و شاگردان و دوستانش ، و در سوى ديگر، رهبر نظام سقيفه و انبوهى مردم سر در گم و مرعوب ؛ و همه جا برق شمشيرهاى آخته نگهبانان استبداد.<
دخت فرزانه پيامبر باز هم ناله اى جانكاه از دل پردرد به ياد پيامبر سر داد و طوفانى پديد آورد.خروش از مسجد برخاست و پس از فرونشستن آن شيون و خروش باز هم و باز هم ...
آنگاه سخنان جاودانه خويش را آغاز كرد و در اين محورهاى اساسى و سرنوشت ساز سخن گفت :
1- در توحيدگرايى و يكتاپرستى و ستايش شايسته و بايسته خدا.
2- در رسالت محمد (صلى الله عليه و آله )، هدف ها، آرمان ها، خدمات بزرگ و ره آوردهاى شكوهبار رسالت آن حضرت .
3- در ترسيم پرتوى از فلسفه احكام يا بيان بيست اصل اساسى و مهم اسلامى كه بايد هماره در دين باورى و ديندارى مورد دقت قرار گيرد.
4- در توجه دادن مردم ، به ويژه ياران مدنى پيامبر به مسئوليت هاى خويش ‍ كه با پيامبر پيمان خون بسته بودند كه تا پاى جان از او و خاندان و آرمانش ‍ دفاع كنند.
5- در معرفى كامل خويش ، بيان ويژگى هاى پيامبر و فداكارى هاى اميرمؤمنان .
6- در توجه دادن به مظاهر عقب ماندگى و انحطاط در روزگاران جاهليت .
7- در هشدار از دگرگونى ارتجاعى در سيستم سياسى اسلام و تحول شوم و زشتى كه خودنمايى مى كرد.
8- در هشدار از تنها و بى دفاع نهادن خاندان رسالت ، يكى از دو يادگار گرانبهاى پيامبر در برابر انحصارگران .
9- آنگاه محاكمه نظام پوشالى سقيفه و مهره هاى درشت آن و روشن ساختن اين حقيقت كه رهبر كودتا، به جاى بيان حقايق و دليل و سند، با واژه ها و مفاهيم مقدس بازى مى كند و در انديشه فريب ساده دلان است و سرانجام هم به فحاشى و اهانت روى مى آورد.
10- تعرض شديد به مهاجر و انصار كه اين خشت كج و اين بنياد سست ، اينك فاطمه و خانه او را زير آوار مى گيرد و فردا نسلها و عصرها را.
11- هشدار از آفت ها و عوامل انحطاط و سقوط و فرجام واپسگرايى .
12- و سرانجام هم شكوه به بارگاه خدا و بيان سوز و شراره دل به پيامبر.
اينك متن سخن شگفت انگيز و حماسه ساز و انديشاننده و فرهنگ ساز ريحانه پيامبر:
1- اصل توحيد و توحيدگرايى
ريحانه انديشمند و متفكر پيامبر، پيش از هر چيز و هر نكته اى با ياد و نام خدا سخن را آغاز كرد و از توحيد و توحيدگرايى و يكتاپرستى يا سرلوحه دعوت هاى پيامبران به گونه اى بسيار عميق و ظريف و عارفانه و خالصانه سخن گفت و اين نكات اساسى و مهم را در اين محور طرح كرد:
1- در ستايش شايسته و بايسته خدا.
2- در حق شناسى و سپاس نعمت هاى بى كران خدا.
3- در اخلاص يا ميوه و ثمره توحيدگرايى و يكتاپرستى .
4- در دريافت گوناگون انسانها از توحيد.
5- در ابداع و ايجاد پديده ها و آفرينش كران تا كران هستى از سوى خدا.
6- الهام انسان از امور طبيعى در تصوير و نقش آفرينى .
7- بى نيازى مطلق خدا.
8- فراخوانى همگان به فرمانبردارى از آفريدگار هستى .
9- در حقيقت ناشناخته ذات حق .
10- در هدفدارى و هدفمندى آفرينش .
11- در فلسفه پاداش و كيفر و نقش برانگيزاننده آنها.
12- در علم بى كران خدا بر ناچيزترين ذرات تا عظيم ترين كهكشان ها.
آن حضرت در اين مورد چنين فرمود:
الحمدلله على ما انعم وله الشكر على ما الهم والثناء بما قدم ، من عموم نعم ابتداءها، و سبوغ آلاء اسداها، وتمام منن والاها!
جم عن الاحصاء عددها، و نآى عن الجزاء امدها، و تفاوت عن الادراك ابدها، وندبهم لاستزادتها بالشكر لاتصالها واستحمد الى الخلائق باجزالها، وثنى بالندب الى امثالها.
واشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، كلمة جعل الاخلاص تاءويلها وضمن القلوب موصولها، وانار فى التفكير معقولها.
الممتنع من الابصار رؤ يته ، ومن الالسن صفته ، ومن الاوهام كيفيته .
ابتدع الاشياء لا من شى ء كان قبلها، و