انشاءها بلا احتذاء امثلة امتثلها.
كونها بقدرته و ذرءها بمشيته من غير حاجة منه الى تكوينها، ولا فائدة له فى تصويرها الا تثبيتا لحكمته ، وتنبيها على طاعته ، واظهارا لقدرته ، وتعبدا لبريته و اعزازا لدعوته ، ثم جعل الثواب على طاعته ووضع العقاب على معصيته ، ذيادة لعباده من نقمته و حياشة لهم الى جنته .
خدا را بر نعمت هاى بى كرانش ستايش نموده و بر آنچه الهام فرمود سپاس ‍ مى گزارم و ذات پاك او را بر موهبت هايى كه پيشاپيش ارزانى داشت ، مى ستايم ؛ بر نعمت هاى جهانشمولى كه آفرينش آنها را آغاز فرمود و بر موهبت هاى گسترده اى كه به ما عنايت كرد و نعمت هاى گرانى كه پى در پى بر ما باراند.
نعمت هايى كه شمارش آنها از شمار فراتر، و مرزهاى آن از هر مزد و پاداشى پرشكوه تر و افزون تر، و آغاز و انجام آنها از قلمرو درك و دريافت ما فراتر است .
بر او كه بندگان را به سپاس از نعمت ها فراخواند تا با سپاس آنها باز هم بر نعمت هايشان به طور بى دوام بيفزايد و با گستردن خوان نعمت ها، آنها را دوچندان گرداند.
و گواهى مى دهم كه جز خداى يكتا، خدايى نيست و همتا و همانند و شريكى ندارد.
سخنى است كه روح آن را اخلاص قرار داد و دلهاى شيفتگان به حق را به آن گره زد و مفهوم و آثار آن را در انديشه ها پرتوافكن ساخت ؛ خدايى كه ديدنش با چشم ها نشايد و با اين زبان ، بيان وصف او نه ممكن ، و درك ذات پاكش براى خردها ميسر نيست .
پديده هاى هستى را بى آنكه پيش از آنها چيزى باشد، پديد آورد و بى آنكه الگو و مثال و نمونه و قالبى باشد، آنها را ابداع و ايجاد فرمود.
آنها را در پرتو قدرت وصف ناپذير و اراده خويش آفريد، بى آنكه به آفرينش ‍ آنها نيازى داشته باشد؛ يا سودى از صورت بندى آنها به او بازگردد.جز اينكه مى خواست حكمت خويش را از اين راه آشكار سازد و مردم را به فرمانبردارى از خود هشيار گرداند.قدرت بى كرانش را از اين راه به نمايش ‍ نهد و مردم را به بندگى و پرستش خويش رهنمون گردد و دعوت نجات بخش پيام آورانش را عزت و قدرت بخشد.
آن گاه براى فرمانبردارى از خويش ، پاداش شكوهبارى مقرر كرد و براى نافرمانى و عصيان در برابر خود، كيفرى سهمگين قرار داد، تا بندگان را بدين وسيله از خشم و انتقام خود رهايى بخشد و بسوى بهشت پرطراوت و نعمت هاى بى شمارش سوق دهد.
2- پديده دگرگون ساز وحى و رسالت
برترين بانوى جهان هستى در دومين محور سخن خويش نظر ژرف و عميق خويش را به پديده وحى و رسالت افكند و در اين مورد، پيرامون اين نكات انسان ساز و تحول آفرين و زندگى ساز سخن گفت :
1- در پديده وحى و رسالت .
2- فلسفه بعثت برترين پيامبر خدا.
3- در بندگى و عبادت خالصانه محمد كه زمينه ساز رسالت او بود.
4- گوهر ممتاز وجود پيامبر گرامى و مقام و موقعيت والاى آن حضرت پيش از فرود وحى .
5- در نويد كتاب هاى آسمانى از رسالت او.
6- در گزينش آن حضرت از سوى خدا.
7- در هدف ها و آرمان هاى رسالت او.
8- در قيام و حركت او براى هدايت و نجات و آزادى و آزادگى انسان .
9- در خدمات بزرگ آن حضرت به بشريت .
10- در ره آورد بزرگ و بى شمار رسالت او.
11- در شكوه و عظمت دو يادگار گرانبهاى آن حضرت .
12- در ويژگى هاى رهبرى قرآن و عترت .
13- در رحلت جان سوز پيامبر و پيامدهاى آن .
آن حضرت در اين فراز از سخن الهام بخشش فرمود:
واشهد ان ابى محمدا عبده ورسوله ، اختاره وانتجبه قبل ان ارسله ، وسماه قبل ان اجتباه ، واصطفاه قبل ان ابتعثه ، اذا الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الاهاويل مصونة ، و بنهاية العدم مقرونة ، علما من الله تعالى بمآل الامور، و احاطة بحوادث الدهور، ومعرفة بمواقع الامور.
ابتعثه الله اتماما لامره و عزيمة على امضاء حكمه وانفاذا لمقادير حتمه .فراءى الامم فرقا فى اديانها، عكفا على نيرانها، عابدة لاوثانها، منكرة لله مع عرفانها.فانار الله بمحمد (صلى الله عليه و آله ) ظلمها، وكشف عن القلوب بهمها وجلى عن الابصار غممها، وقام فى الناس بالهداية فاءنقذهم من الغواية و بصرهم من العماية .وهداهم الى الدين القويم ودعاهم الى الطريق المستقيم ، ثم قبضه الله اليه قبض راءفة واختيار ورغبة وايثار، فمحمد (صلى الله عليه و آله ) من تعب هذه الدار فى راحة ، قد حف بالملائكة الابرار، ورضوان الرب الغفار، ومجاورة الملك الجبار.
صلى الله على ابى نبيه و امينه و خيرته من الخلق وصفيه والسلام عليه و رحمة الله وبركاته .
و گواهى مى دهم كه پدرم ، محمد، بنده برگزيده و فرستاده اوست .پيش از آنكه او را براى نجات و هدايت مردم بفرستد برگزيد و پيش از آنكه او را بيافريند، براى اين مقام والا نامزد ساخت ، و پيش از اينكه او را برانگيزد به پيامبريش انتخاب كرد.
در آن هنگام كه بندگان در جهان غيبت پنهان و در پشت پرده هاى هراس آور نيستى پوشيده و به آخرين مرحله نيستى نزديك بودند.
اين بدان خاطر صورت گرفته است كه خداوند از آينده و فرجام كارها آگاه بود و به حوادث روزگار احاطه داشت و مقررات را به خوبى مى شناخت .
او پيامبر را برانگيخت تا فرمانش را كامل سازد و حكم خويش را اجراء و مقدرات خود را نفوذ بخشد.
پيامبرش پس از برانگيخته شدن ، امت ها را ديد كه آيين هاى شرك آلود و پراكنده اى را برگزيده اند.گروهى در برابر آتش كرنش مى كنند و دسته اى بتهايى را كه خود تراشيده اند، مى پرستند و با اينكه آفريدگار خويش را در پرتو فطرت خداگرايانه خويش شناخته اند، به ناروا او را انكار مى كنند.
خداى پرمهر در پرتو نورافشانى هاى محمد، تاريكى ها را برچيد و روشن ساخت و ابرهاى تيره و تار را از برابر انديشه ها و ديدگان زدود.
او به منظور هدايت بشريت به پاخاست و آنان را از گم راهى و اسارت رهايى بخشيد و ديدگانشان را بينا ساخت و به آيين استوار رهنمون گشت و به راه راست فراخواند.
سپس خداى پر مهر روح تابناك پيامبرش را با نهايت مهر و محبت و از سر رغبت و راءفت بسوى خود برد.آرى محمد از رنج اين جهان آسود و اينك در ميان فرشتگان و خشنودى پرودگار آمرزنده و در جوار قرب فرمانرواى پرشكوه اين جهان و آن جهان قرار دارد.
درود خدا بر پدرم ، همو كه پيام آور پروردگار، امانتدار بزرگ وحى ، برگزيده برجسته وى از ميان همه ، و مورد خشنودى او بود، و سلام و رحمت و بخشايش خدا و بركاتش بر او باد.
3- پرتوى از ويژگى هاى قرآن
آن گاه دخت فرزانه پيامبر رو به انبوه مردم كرد و در سومين بخش از سخن انسان ساز و جامعه پرداز و روشنگر خويش به بيان پرتوى از ويژگى هاى رهبرى قرآن و شكوه و عظمت يكى از دو يادگار گرانبهاى پيامبر و معارف و مفاهيم عميق و دگرگون ساز آن پرداخت و چنين گفت :
انتم عباد الله نصب امره ونهيه وحملة دينه ووحيه ، وامناء الله على انفسكم ، وبلغائه الى الامم .زعيم حق له فيكم ، وعهد قدمه اليكم ، وبقية استخلفها عليكم ومعنا كتاب الله الناطق ، والقرآن الصادق ، والنور الساطع ، والضياء اللامع ، بينة بصائره ، منكشفة سرائره ، متجلية ظواهره ، مغتبطة بى اشياعه ، قائد الى الرضوان اتباعه ، مؤ د الى النجاة استماعه ، به تنال حجج الله المنو