ژگى هاى قرآن .
9- رويگردانى از قرآن .
10- تغيير هنجارها و ارزش ها.
11- انحصار قدرت و قبضه امكانات بارز و زور و تزوير.
12- بدانديش و بدخواهى در لباس دوستى و شاخه زيتون .
آن بانوى انديشمند در اين مورد فرمود:
فلما اختار الله لنبيه (صلى الله عليه و آله ) دار انبيائه وماءوى اصفيائه ، ظهر فيكم حسكة النفاق ، و سمل جلباب الدين ، ونطق كاظم الغاوين ، ونبغ خامل الاقلين ، وهدر فنيق المبطلين ، فخطر فى عرصاتكم ، واطلع الشيطان راءسه من مغرزه هاتفا بكم ، فاءلفاكم لدعوته مستجيبين ، وللغرة فيه ملاحظين ، ثم استنهضكم فوجدكم خفافا واحمشكم فاءلفاكم عضابا، فوسمتم غير ابلكم ، واوردتم غير مشربكم ، هذا و العهد قريب ، والكلم رحيب ، والجرح لما يندمل ؛ و الرسول لما يقبر، ابتدارا زعمتم خوف الفتنة .
الا فى الفتنة سقطوا وان جهنم لمحيطة بالكافرين .(650)
فهيهات منكم ، وكيف بكم ، وانى تؤ فكون ؟ و كتاب الله بين اظهركم ، اءموره ظاهرة ، واحكامه زاهرة ، واعلامه باهرة ، وزواجره لايحة ، واوامره واضحة ، وقد خلفتموه وراء ظهوركم ، ارغبة عنه تريدون ام بغيره تحكمون ؟ بئس ‍ للظالمين بدلا.ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه وهو فى الاخرة من الخاسرين .(651)
اما آن گاه كه خداى پرمهر سراى پيام آوران و بهشت پرطراوت و معنويت خويش را براى برترين پيامبر خود برگزيد و جايگاه بندگان برگزيده اش را منزلگاه او ساخت ، به ناگاه خار و خاشاك نفاق و كينه هاى درونى در ميان شما پديدار شد و پرده دين كنار رفت .گم راهان به صدا درآمدند و گمنامان فراموش شده قامت برافراشتند و سربلند كردند.نعره هاى بيدادگران و باطل گرايان در فضا پيچيد و آنان در صحنه جامعه ، به حركت و جنب و جوش برخاستند.شيطان سرش را از نهانگاه خويش به در آورد و ندايتان داد، و دريغ و درد كه شما را آماده پذيرش دعوت فريبش يافت .
آن گاه شما را دعوت به قيام بر ضد باطل و بيداد نمود و ديد سبكبار به حركت آمده ايد.شعله ها و شراره هاى خشم و انتقام را در سينه هاى شما برافروخت و آثار خشم را در شما نمايان ديد.از اين رو سبب شد كه شما بر غير مركب خويش علامت نهيد و جز بر آبشخور خود درآييد و به چيزى دست دراز كنيد كه از آن شما نيست .
اين دست درازى و غصب خلافت در حالى بود كه هنوز چيزى از رحلت بزرگ پيشواى توحيد نگذشته بود و زخم كارى مصيبت ما وسيع ، و جراحات ما بهبود نيافته ، و پيكر پاك پيامبر به خاك سپرده نشده بود.
بهانه شما اين بود كه از پديدار شدن فتنه مى ترسيد اما چه فتنه اى سهمگين تر از آن كه شما در آن در غلتيديد و راستى را كه دوزخ بر كافران احاطه دارد.
چه دور است اين پيش افتادگى از شما!
راستى چه مى كنيد و به كجا برده مى شويد؟ با اينكه قرآن در ميان شماست كه همه چيز آن پرتوافكن ، مقررات آن درخشان ، نشانه هاى بارزش آشكار و هويدا، هشدارهاى آن هماره در برابر ديدگان شما و دستوراتش بسان روز روشن است ، اما شما آن را پشت سر افكنده ايد!
آيا به راستى از آن روى برتافته يا به غير آن داورى مى كنيد؟
دريغ و درد كه بيدادگران بد جانشينى را براى قرآن و برنامه هاى آن برگزيدند و هر كس جز اسلام آيينى را بجويد، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود.
8- تنها و بى دفاع نهادن خاندان رسالت در برابر انحصارگران
در اين فراز، دخت فرزانه و انديشمند پيامبر پس از اشاره اى گذرا به فاجعه جان سوز رحلت پيامبر و پيامدهاى آن ، به پيدايش خطوط انحرافى و مقاومت روشنگرانه و پايدارى آزادمنشانه خاندان رسالت در برابر بازيگران پرداخت و آن گاه به تنها و بى دفاع ماندن آنان در برابر انحصارگران اشاره كرد و در اين محورها سخن گفت :
1- شكيبايى حكيمانه و دليرانه خاندان رسالت .
2- ماجراى غم انگيز فدك .
3- بهانه ها و دستاويزهاى غاصبان .
4- پاسخ روشنگرانه دخت انديشمند پيامبر به بازيگران و بستن همه راه هاى فرار و مانور سياسى بر آنان .
5- قرآن و آيات ارث .
6- هشدار از تحريف معنوى آيات .
7- هشدار به سردمداران كودتا.
آن گاه دخت گران مايه پيامبر با اشاره به بلندترين گام ارتجاعى سلطه جويان افزود:
ثم لم تلبثوا الا ريث ان تسكن نفرتها، ويسلس قيادها، ثم اخذتم تورون وقدتها و تهيجون جمرتها، وتستجيبون لهتاف الشيطان الغوى واطفاء انوار الدين الجلى واهمال سنن النبى الصفى .
تشربون حسوا فى ارتغاء، وتمشون لاهله وولده فى الخمر والضراء، ونصبر منكم على مثل حز المدى ، ووخز السنان فى الحشى .
و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا.
افحكم الجاهلية يبغون ، ومن احسن من الله حكما لقوم يوقنون (652)؟
افلا تعلمون ؟ بلى قد تجلى لكم كالشمس الضاحية انى ابنته .
ايها المسلمون ! ءاءغلب على ارثى ؟
شما مركب خلافت را گرفتيد، اما آن قدر درنگ نكرديد تا رام گردد و كشيدن مهار آن آسان شود.
شما به ناگاه آتش فتنه ها را برافروختيد و شعله هاى آن را دامن زديد و پرشراره تر ساختيد و نداى شيطان اغواگر را پاسخ گفتيد و براى خاموش ‍ ساختن انوار دين خدا و از ميان برداشتن سنت هاى انسان ساز پيام آورش ‍ همت گماشتيد و به بهانه گرفتن كف از روى شير، آن را تا قطره آخر خائنانه و در نهان سركشيديد.
به ظاهر سنگ دلسوزى از دين و جامعه را به سينه زديد اما در حقيقت براى دميدن بر كوره جاه طلبى خود كوشيديد و براى كنار زدن خاندان وحى و رسالت كمين كرديد و ما نيز بسان كسى كه تيزى شمشير بر گلو، و نوك نيزه بر دل او نشسته باشد، چاره اى جز شكيبايى نديديم .
و شگفت اين است كه شما چنين وانمود مى كنيد كه خدا براى ما از پدرمان ميراث قرار نداده ، و من از پدرم ارث نمى برم .
آيا به راستى نظام و حكومت و داورى جاهليت را مى خواهيد؟
و براى گروهى كه به مقررات خدا يقين مى آورند، حكومت و داورى چه كسى بهتر از داورى خداست ؟ آيا شما اين حقايق را نمى دانيد؟
چرا مى دانيد! اينها بسان نور خورشيد براى شما روشن است كه من دختر پيامبرم .
هان اى مردم مسلمان ! آيا زيبنده است كه ميراث پدرم به زور و فريب از من گرفته شود؟
9- محاكمه نظام بى بنياد سقيفه
آن گاه ريحانه هوشمند و شجاع پيامبر، صحن و سراى مسجد پدرش ، پيام آور عدالت و آزادى و سمبل درخشان رادى و سرفرازى و بزرگ پرچمدار حقوق و حرمت انسان را به دادگاهى مردمى و تاريخى و انديشاننده تبديل ساخت و با درايت و شهامتى وصف ناپذير، رهبر نظام زورمدار و عوام باز سقيفه را مخاطب ساخت و خروشيد كه :
يابن ابى قحافة ! افى كتاب الله ان ترث اباك ولا ارث ابى ؟ لقد جئت شيئا فريا! افعلى عمد تركتم كتاب الله ونبذتموه وراء ظهوركم ؟ اذ يقول :
وورث سليمان داود(653)
وقال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا اذ قال :
فهب لى من لدنك وليا يرثنى ويرث من آل يعقوب (654)
وقال : واءولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله (655)
و قال : يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين (656)
و قال : ان ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين بالمعروف حقا على المتقين (657)
و زعمتم ان لا حظوة لى ولا ارث من ابى ولا رحم بيننا؟
افخصكم الله بآية اخرج منها ابى