 ؟ ام تقولون : اهل ملتين لا يتوارثان ؟
اولست انا وابى من اهل ملة واحدة ؟ ام انتم اعلم بخصوص القرآن وعمومه من ابى وابن عمى ؟
فدونكها مخطومة مرحولة ، تلقاك يوم حشرك ، فنعم الحكم الله والزعيم محمد (صلى الله عليه و آله )، والموعد القيامة وعند الساعة يخسر المبطلون ولا ينفعكم اذ تندمون و لكل نبا مستقر وسوف تعلمون (658)، من ياءتيه عذاب يخزيه ويحل عليه عذاب مقيم (659).
هان اى پسر ابى قحافه ! آيا در قرآن آمده است كه تو از پدرت ميراث مى برى ، اما من نبرم ؟ راستى كه دروغ رسوايى آورده اى و بدعتى زشت در دين مى نهى !
آيا آگاهانه كتاب پرشكوه خدا را پشت سرافكنده اى كه مى فرمايد: ((سليمان از پدرش داود ارث برد.))
و نيز در سرگذشت زكريا، دعاى او را ترسيم مى كند كه : ((پروردگارا! از جانب خويش فرزندى به من ارزانى دار كه از من و خاندان يعقوب ارث برد.))
و نيز مى فرمايد: خويشاوندان در ارث بردن از يكديگر از بيگانگان سزاوارترند.
و نيز مى فرمايد: ((خداوند در مورد فرزندانتان سفارش مى كند كه بهره پسران دو برابر دختران است .))
و نيز مى فرمايد: ((اگر كسى ثروتى از خود بجاى گذارد، بر اوست كه براى پدر و مادر و بستگان ، به گونه اى شايسته وصيت نمايد.))
با اين آيات ارث ، آيا شما چنين مى پنداريد كه من از پدرم بهره اى ندارم و از او ارثى نمى برم ؟ و هيچ نسبت و خويشاوندى ميان من و او نيست ؟! آيا خدا آيه اى به ويژه براى شما فروفرستاد كه پدرم را از آن خارج ساخت ؟ يا مى گوييد كه پيروان دو دين از يكديگر ارث نمى برند و من و پدرم يك دين و آيين نداريم ؟! يا بر اين پنداريد كه از پدر و عموزاده ام كه دروازه دانش پيامبر است ، به عام و خاص مقررات قرآن آگاهتريد؟
اينك كه چنين است ، اين تو و اين هم ارث من كه بسان مركبى آماده براى بهره بردارى است ؛ بر آن بنشين ، اما بدان كه در روز رستاخيز تو را ديدار خواهد كرد و ما از حقوق خويش بازخواست خواهيم نمود.در آن روز چه نيكوست كه خدا داور باشد، و پيامبرش ، محمد (صلى الله عليه و آله )، دادخواه ؛ و چه جالب وعده گاهى است رستاخيز.و آنگاه است كه باطل گرايان زيان خواهند ديد، اما ندامت به حال شما سودى نخواهد داشت .
به هوش باشيد كه : هرچيزى قرارگاهى دارد و بزودى خواهيد دانست كه چه كسى عذاب خواركننده به سويش خواهد آمد و كيفر ماندگار، دامانش را خواهد گرفت .
10- سخنى ژرف با ياران مدنى پيامبر
آن گاه بزرگ بانوى عصرها و نسلها، روى سخن را متوجه گروه انصار، يا ياران مدنى و ميزبانان ساخت و با صلابت و شهامتى وصف ناپذير در اين محورها به نورافشانى و روشنگرى پرداخت :
1- اشاره اى به نقش تحسين برانگيز انصار در پيشرفت دين .
2- انتقادى سخت از انصار.
3- چرا سكوت و خاموشى به هنگامه فرياد؟
4- چرا دگرگونى نامطلوب ؟
5- يارى خواهى از انصار براى دفاع از حق در برابر بيداد.
آن بانوى آزاده و ستم ناپذير در اين مورد چنين گفت :
يامعشر الفتية واعضاد الملة وحضنة الاسلام ! ما هذه الغميزة فى حقى والسنة عن ظلامتى ؟ اما كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ابى يقول : المرء يحفظ فى ولده .سرعان ما احدثتم وعجلان ذا اهالة ، ولكم طاقة بما احاول وقوة على ما اطلب وازاول ، اتقولون : مات محمد (صلى الله عليه و آله ) فخطب جليل ، استوسع وهيه ، واستنهر فتقه ، وانفتق رتقه ، واظلمت الارض لغيبته ، وكسفت الشمس والقمر وانتثرت النجوم لمصيبته ، واكدت الآمال ، وخشعت الجبال ، واضيع الحريم ، وازيلت الحرمة عند مماته ، فتلك والله النازلة الكبرى ، والمصيبة العظمى ، لا مثلها نازلة ، ولا بائقة عاجلة ، اعلن بها كتاب الله جل ثنائه فى افنيتكم و فى ممساكم و مصبحكم هتافا وصراخا و تلاوة و الحانا، ولقبله ما حل بانبيائه ورسله ، حكم فصل وقضاء حتم .
وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزى الله الشاكرين (660)
هان اى جوانمردان !
اى بازوان ملت
و اى ياران اسلام !
آخر اين ناديده گرفتن حق من و نشان دادن ضعف و غفلت در مورد آن چرا؟
اين سستى و سهل انگارى در برابر ستمى كه بر من رفته است براى چه ؟
آيا پدرم پيامبر نمى فرمود: ((بايد شكوه و حرمت هر كس را در مورد فرزندانش رعايت كرد؟))
چه زود شرايط را نامطلوب ساختيد و چه با سرعت به بيراهه گام سپرديد! با اين كه شما هم نيروى كافى براى بازگردانيدن حق و عدالتى كه من براى آن مى كوشم ، در اختيار داريد و هم از توانايى و امكانات لازم براى حمايت از منطق درست و دعوت عادلانه من بهره وريد.
راستى چه مى انديشيد؟ آيا بر اين پنداريد كه محمد جهان را بدرود گفت ، وبا رحلت او همه چيز به پايان رسيد و بايد راه و رسم عادلانه اش وا نهاده شود و خاندانش مورد ستم قرار گيرند؟
راستى كه فاجعه رحلت او سوگى بزرگ و ضربه اى دردناك بر پيكر حق بود.ضربه اى كه شكاف آن هر روز آشكارتر و گسيختگى آن بيشتر و وسعت آن افزونتر مى گردد.آرى ! زمين از غروب خورشيد وجود او تيره و تار شد، و ستارگان بى فروغ ، اميدها به نااميدى گراييد و كوه ها متزلزل ، حرمت ها شكسته شد، و با رحلت او حرمتى براى كسى باقى نماند.
خداى را كه اين حادثه اى سهمگين ، سوگى بزرگ ، ضايعه اى جبران ناپذير، و بلايى جانگذار بود كه چيزى در دنيا به پاى آن نمى رسد.
اما از ياد نبريد كه اگر او به سوى خدا پركشيده است ، قرآن كه يكى از دو يادگار گرانبهاى او در خانه هاى شماست ، پيشتر از آن خبر داده بود، و شما بامداد و شامگاه باصداى بلند و آهسته و با لحن هاى گوناگون آن را مى خوانيد و از آن مى آموزيد كه پيام آوران گذشته نيز با اين حقيقت رو به رو شدند؛ چرا كه مرگ فرمان قطعى و تخلف ناپذير خداست ...
قرآن پيش از رحلت او به صراحت هشدار داد كه : ((و محمد جز پيامبرى نيست كه پيش از او نيز پيام آورانى آمدند و گذشتند: آيا اگر او جهان را بدرود گويد و يا كشته شود، شما از عقيده خود بر مى گرديد؟ و هر كس از عقيده خويش بازگردد، هرگز زيانى به خدا نمى رساند و به زودى خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.))
11- هشدار پيامبرانه
در اين فراز ريحانه ژرف نگر پيامبر از آفت ها و عوامل انحطاط و سقوط و فرجام واپسگرايى ، دلسوزانه و طبيبانه و پيامبرانه هشدار داد و در اين ميدان ها و محورها به روشنگرى پرداخت :
1- پس از آن پيشرفت شگفت انگيز، چرا عقبگرد؟
2- پس از آن ايمان و باور چرا شرك و ترديد؟
3- پس از آن جنبش و خيزش براى عدالت و آزادى چرا اسارت پذيرى ؟
فرجام رسواى عهدشكنان .
4- دو آفت بى تفاوتى و سكوت يا دنيادوستى و راحت طلبى .
5- فرياد از بازگشت به استبداد و خودكامگى .
6- اتمام حجت پيامبرانه .
7- بيان شراره دل .
8- هشدار از فرجام اين واپسگرايى و فتنه .
آن حضرت در اين مورد چنين گفت :
ايها بنى قيلة ! ءاءهضم تراث ابى ؟ وانتم بمراى منى ومسمع ومنتدى ومجمع تلبسكم الدعوة وتشملكم الخبرة وانتم ذوو العدد والعدة والاداة والقوة ، وعندكم السلاح والجنة ، توافيكم الدعوة فلا تجيبون ، وتاءتيكم الصرخة فلا تغيثون وانتم موصوفون بالكفاح ، معر