ا و نسل ها و دخت فرزانه برترين پيام آوران ! بى هيچ ترديدى در گفتارت راستگويى و در نبوغ و انديشه و خرد بسيارت بر همگان پيشگام و پيشتاز هستى .
تو هرگز از حقوق خويش بازداشته نخواهى بود و در راستگويى خود، چون و چراكننده اى نخواهى يافت .<
به خداى سوگند! من گامى از ديدگاه پيامبر فراتر نخواهم گذاشت و جز به اذن او كارى را آغاز نخواهم نمود، و سردمدار جامعه و امت هرگز به مردم خويش دروغ نمى گويد.
من اينك خداى را به گواهى مى خوانم و او گواهى بسنده است كه من از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: ما گروه پيام آوران ، نه دينار و درهمى به ارث مى گذاريم و نه خانه و مزرعه اى ، ما تنها كتاب و حكمت و دانش و رسالت را به ارث مى نهيم ، و آنچه از مواد غذايى و امكانات اقتصادى نزد ماست ، همه در اختيار زمامدار پس از ما قرار خواهد گرفت تا در مورد آنها به هر گونه اى كه صلاح انديشى كند، دستور دهد.
و ما آنچه را كه اينك در مورد آن سخن مى گويى و آن را مى طلبى براى خريد ساز و برگ دفاعى اختصاص داده ايم تا مردم مسلمان به وسيله آن كارزار نمايند و با كفرگرايان و سركشان بدانديش و بدكار به پيكار برخيزند.
اين سياست را به همراه همه مسلمانان آغاز كردم و خود به تنهايى آن را در پيش نگرفته و بر ديدگاه خويش استبداد نمى ورزم .
و اينك اين حال و روز من و اين هم ثروت و دارايى من است كه همه را در اختيار تو مى گذارم .نه چيزى از شما گرفته مى شود و نه براى كسى جز شما گنجينه و ذخيره مى گردد؛ چرا كه تو سالار امت پدرت هستى و درخت بارور و تناور و پاك و پاكيزه براى فرزندانت .برترى و امتيازات ويژه تو را كسى انكار نخواهد كرد و اصل و فرع تو را كسى نمى تواند فرو نهد و پست انگارد و فرمان تو در دارايى شخصى من نافذ است .آيا اينك روا مى دارى كه در اين مورد خلاف ديدگاه و عملكرد پدرت ، پيامبر، رفتار كنم ؟
پاسخ روشنگرانه فاطمه به تحريف حقايق
آن گاه ريحانه انديشمند پيامبر در پاسخ بازيگرى و عوام فريبى استبداد حاكم و تحريف حقايق از سوى او و دروغ بستن به پيامبرش ، فرمود:
سبحان الله ! ما كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) عن الكتاب صادفا، ولا لاحكامه مخالفا، بل كان يتبع اثره ، ويقفو سوره ، افتجمعون الى الغدر اعتلالا عليه بالزور؟ وهذا بعد وفاته شبيه بما بغى له من الغوائل فى حياته ، هذا كتاب الله حكما عدلا، و ناطقا فصلا.
يقول : يرثنى ويرث من آل يعقوب (666) وورث سليمان داود(667)، فبين عزوجل فيما وزع عليه من الاقساط، وشرع من الفرائض والميراث ، واباح من حظ الذكران والاناث ما ازاح علة المبطلين وازال التظنى والشبهات فى الغابرين كلا بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون (668)
خداى يكتا پاك و منزه است .من از اين دروغ و افتراى سهمگين شما در شگفتم !
پيامبر، نه هرگز از كتاب خدا روى گردانيد و نه با مقرراتش مخالفت ورزيد، بلكه هماره راه قرآن را پيمود و لحظه به لحظه با آيات و سوره هاى آن گام سپرد.
آيا شما بر آنيد كه افزون بر نيرنگ و بيدادتان ، دروغى هم به او ببنديد؟ اين كار شما پس از رحلت او، بسان همان دام هايى است كه در زندگى براى از ميان بردن وى گسترديد؟
اينك اين كتاب پرشكوه خداست كه ميان من و شما حاكم و سخنگوى قاطعى است كه به حق داورى مى كند و مى فرمايد: زكريا رو به بارگاه خدا كرد كه :
((پروردگارا! به من فرزندى ارزانى دار تا از من و خاندان يعقوب ارث برد.))
و مى فرمايد: ((سليمان از داوود ارث برد.))
((ونيز بهره هر كسى را در قانون ارث به روشنى بيان مى كند و نصيب هر كدام از زن و مرد را به خوبى توضيح مى دهد، تا بهانه هاى باطل گرايان را بر طرف ساخته و پندارها و شبهه انگيزى آن ها را بزدايد.نه ! هرگز كه شما مى پنداريد نيست ، بلكه هواهاى جاه طلبانه شما كارى زشت و ظالمانه را براى شما آراسته است .))
اينك صبرى نيكو براى من بهتر است و بر آنچه شما وصف مى كنيد، خدا يارى دهنده است .بخش 17: قهر بزرگوارانه و درس آموز
پليدترين ظالمان تاريخ
انسان ها همه در معرض اشتباه قرار مى گيرند و ممكن است بلغزند و گاه دست به گناه و جنايت زنند، اما پس از به هوش آمدن و در مرحله جبران ، همه يكسان نيستند و هر كدام شيوه اى دارند.
1- برخى هرگز در انديشه جبران اشتباهات و گناهان خويش نمى افتند و باز هم خود را به غفلت مى زنند.
2- برخى به راستى از پى جبران مى روند و با همه وجود آثار گناه را با درست انديشى و عملكرد شايسته ، پاك و پاكيزه مى سازند.
3- و برخى بازيگرند و فريب كارانه مى كوشند خود و نسل ها، تاريخ و وجدان ها، و قربانيان ستم و بيداد خويش و حتى خداى را نيز بفريبند.
و اين راه و رسم مشترك بيدادگران و عناصر پليد و تجاوزكار است كه به منظور قبضه قدرت و انحصار امكانات و از سر راه برداشتن موانع ، نخست به هر خشونت و بى رحمى و خيانتى دست مى يازند و حقوق و امنيت و آزادى ديگران را با زشت ترين و پليدترين و حقارت بارترين شيوه ها پايمال خودسرى ها و خودكامگى هاى خويش مى سازند و آنگاه سر آخر با سوار شدن به كار و رسيدن به هواهاى ابليسى و حيوانى خويش ، به صورت محرمانه و پنهانى قربانيان خويش را مى طلبند و يا سراغ آنان مى روند تا حقوق پايمال شده جنايات انجام شده و پليدى هاى پديد آمده و خون هاى ريخته شده به دست بيدادگر خويش را توجيه نموده و مثلا عذر خواهى نمايند و بدين وسيله ، خشنودى خدا را كسب كنند.اينان پليدترين خودكامگان و سياهكارترين و تاريك انديش ترين ظالمان تاريخ ‌اند؛ چرا كه اينان ظلم را به نام عدل ،
اختناق را به جاى آزادى ،
حق كشى را به جاى تاءمين حقوق انسانها،
تبعيض و نابرابرى را به جاى برابرى ،
محروميت از همه حقوق و امكانات را به عنوان بهره ورى از آن ها،
و سرانجام اينكه شگردها و شيوه هاى شرك آلود را به نام مذهب و خدا و ارزش هاى والاى انسانى جامى زنند و بدين وسيله با بافته هاى يكطرفه و تنها به قاضى رفتن و سلب هر گونه حق دفاع از ديگران ، مى كوشند تا خود را با همه پليدى ها و حق كشى ها پاك و پاكيزه بنمايانند و تاريخ ، افكار عمومى و حتى آفريدگار هستى را بفريبند.
موقعيت والاى ريحانه پيامبر در افكار عمومى
از همين ديدگاه است كه وقتى نظام سلطه جو و انحصارگر سقيفه دريافت كه مبارزه فكرى و عقيدتى روشنگرانه دخت فرزانه پيامبر كار خويش را كرده و سردمداران آن را رفته رفته در افكار عمومى رسوا ساخته و تنها به ضرب زور و فريب و زندان و ستم و سركوب و نواختن مارك ظالمانه ارتداد بر پيشانى ها بر سر كارند، به ناگزير به بازى و بازيگرى جديدى دست يازيدند تا شايد به گونه اى گذشته سياه را از نظرها دور دارند و خدا و خلق او را بفريبند؛ چرا كه ادامه مبارزه عقيدتى و اجتماعى و سياسى مملو از درايت و دورانديشى ريحانه پيامبر حتى به صورت مبارزه منفى ، همچون ؛ قطع رابطه ، عدم حضور در مجالس و حافل و مسجد غصب شده پيامبر و روشنگرى و بيان حقايق در هر فرصت ممكن ، براى نظام تحميلى سقيفه ، رسوايى بزرگى است و نشانگر خشم و ناخشنودى خدا و پيامبر از ا