يند،
و ديگر به خود نويد ندهند كه اينك سخنرانى پرشور مادر در پيكار با جهل و ستم در مسجد پيامبر نه پايان مى رسد و باز مى گردد.
هان اى فرشته آسمان ها!
اى دختر بهشت !
اى والاتر از مريم !
اى گل زيباى بوستان محمد!
اى ريحانه سرفراز پيامبر!
اى امانت خدا در خانه على !
اى همراز و همسنگر و همراه بى نظير من كه پس از رحلت پيامبر، خود را به تو يادگار گران مايه او، تسلى مى بخشيدم .خود بگو پس از اين به چه كسى تسلى دهم .
عزيز من ! نمى خواهم واژه ها و جملات و اشعارى را كه در سوگ پيامبر خواندى و سرودى بخوانم ؛ نمى خواهم زمزمه كنم كه :
اندوه من بر تو اندوهى جديد و تازه است و خداى را سوگند كه قلب من در تب و تاب سوگى سهمگين است .
هر روز غم و اندوه من فزونى مى يابد.
اما فاطمه جان ! اما گريه ام هرگز پايان پذير نخواهد بود.
ان حزنى عليك حزن جديد 	  	وفؤ ادى والله صب عنيد
كل يوم يزيد فيه شجونى 	  	واكتيابى عليك ليس يبيد
فاطمه جان ! تو عصاره والايى ها بودى ،
جوهره شايستگى ها بودى ،
چكيده خوبى ها بودى ،
مجموعه ارزش ها بودى ،
تبلور مهر و صفا بودى ،
تجسم عشق به خدا بودى ،
و اسطوره درايت ها و شجاعت ها.
خدا را! كه چه سخت و شكننده است از دست دادن دوست و همسرى چون تو.(753)
فاطمه جان !
زندگى پس از تو چه سخت و غمبار است و درنگ در دنيا بدون نورافشانى خورشيد وجود تو چقدر تلخ و دشوار!
فاطمه جان !
آخر، شهادت تو، تنها شهادت يك بانوى برين نيست كه دخت فرزانه پيامبر است و برترين بانوى هستى و مام پرفضيلت حسن و حسين و آموزگار تاريخساز زينب و...بلكه شهادت تو و مرگ تو، مرگ انسانيت است ؛
شهادت عدالت و آزادى است ؛
به خاك رفتن قامت رساى فرهنگ عفاف و نجابت و درايت و شرافت است ؛
پرپر شدن گل عطرآگين مادرى است ؛
مرگ جهان و جهانيان و مرگ ارزش هاست .
و زندگى بى تو و راه و رسم تو، يعنى زندگى بى روح و سرد و بى معنا و بيهوده و تلخ و بى محتوا.
فاطمه جان !
نمى دانم چرا آسمان ويران نمى شود و از هم فرو نمى پاشد؟
نمى دانم زمين چگونه توان در ميان گرفتن تو را در خود مى نگرد و با زلزله اى ويرانگر متلاشى نمى شود؟
چگونه ستارگان ، شاهد اين غم گرانند و باز هم در مدار خويش در گردش ؛ و خورشيد و ماه با غروب خورشيد غمبار وجود تو، كم رنگ و غمزده به حيات خويش ادامه مى دهند؟
از اين پس ، واى بر بامدادى كه خورشيد در آن طلوع كند.
عزيز دل على !
پس از رحلت پيامبر، هيچ كس تو را خندان و شادمان نديد؛ و گريه جان سوزت همه را گرياند و بيت الاحزان تو گواه ابدى توست .
اينك گواه باش كه پس از تو كسى خنده بر چهره غمزده على نخواهد ديد؛ و اگر نبود كه ما براى خداييم و به سوى خدا بازمى گرديم و بايد شكيبايى پيشه سازيم ، تحمل مرگ تو براى من ممكن نبود.

فانا لله وانا اليه راجعون
قم - دفتر فرهنگ و انديشه اسلامى
على كرمى فريدنى - بهار 1377.<
مقدمه

علاوه بر اسامى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه، در برابر هر صفت و كمالى كه از حضرت فاطمه عليهاالسلام سراغ داريم، يك لقب پرمحتوا براى آن حضرت، از طريق روايات به يادگار به ما رسيده است.

القاب حضرت زهرا عليهاالسلام بى‏شمار است،زيرا كمالات او بى‏پايان است، اما آنچه در اين فصل عرضه مى‏شود، غوصى در كوثر القاب آن حضرت در ميان روايات، ادعيه و سخنان ائمه‏ى اطهار عليهم‏السلام و پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است.

برگزيدن القاب حضرتش به عنوان نام، يادآور صفات كمال آن مخدره مى‏باشد، لذا هيچ چشمه‏اى گوارتر از اين كوثر نخواهيد يافت. پس چون دختردار شديد، جرعه‏اى از كوثر اسامى ?كوثر على به فرزندتان بنوشانيد، تا در قيامت در صف كوثرنوشان قرار گيريد. ان‏شاءاللَّه. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:921.txt">پاورقی 1 الی 250</a><a class="text" href="w:text:922.txt">پاورقی 251 الی 500</a><a class="text" href="w:text:923.txt">پاورقی 501 الی 753</a></body></html> 1- سوره عنكبوت ، آيه 45.
2- سوره حديد، آيه 25.
3- سوره زمر، آيه 18.
4- بحار، ج 53، ص 18.
5- الامامة و السياسة ، ج 1، ص 14-12؛ الغدير، ج 7، ص 78.
6- بحار الانوار، ج 16 ص 81 و ج 43، ص 3؛ بيت الاحزان ، محدث قمى ، ص 20؛ اختصاص ، ص 31؛ دلائل الامامة ، ص 9؛ عوالم ، ج 11، ص 44 و 202.
7- سوره آل عمران ، آيه 143؛ سوره محمد (صلى الله عليه و آله )، آيه 2؛ سوره فتح ، آيه 29؛ سوره احزاب ، آيه 40.
8- سوره سباء، آيه 28.
9- سوره احزاب ، آيه 56.
10- سوره اسراء، آيه 79.
11- سوره حجر، آيه 72.
12- سوره اسراء، آيه 1.
13- سوره احزاب ، آيه 21.
14- سوره نساء، آيه 113.
15- سوره آل عمران ، آيه 159.
16- سوره طه ، آيه 1.
17- سوره توبه ، آيه 128.
18- سوره آل عمران ، آيه 159.
19- سوره قلم ، آيه 4.
20- سفينه ، ج 1، ص 411.
21- مجمع البيان ، ج 1، ص 33؛ سفينه البحار، ج 1، ص 412.
22- نهج البلاغه ، خ 147.
23- فاطمه زهرا، توفيق ابوعلم ، ص 32.
24- معالم العترة ، ص 130.
25- بحارالانوار، ج 16، ص 49.
26- بحار الانوار، ج 43، ص 19.
27- بحارالانوار، ج 43، ص 19.
28- بحارالانوار، ج 16، ص 10.
29- تذكرة الخواص ، ص 303.
30- فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد، ص 266.
31- تذكرة الخواص ، ص 303.
32- سيره حلبى ، ج 1، ص 132.
33- مسند احمد، ج 12، ص 511.
34- احقاق الحق ، ج 10، ص 99؛ مناقب الزهراء، ص 72، علامه عسكرى ؛ بحار، ج 16، ص 78.
35- بحارالانوار، ج 16، ص 7.
36- بحارالانوار، ج 16، ص 78.
37- بحار الانوار، ج 43، ص 27؛ سيره ابن هشام ، ج 1، ص 152.
38- سيره اين هشام ، ج 1، ص 80.
39- سوره انبياء، آيه 8.
40- سوره عبس ، آيه 24.
41- نهج البلاغه ، نامه 45.
42- عاشورا غمبارترين روز تاريخ ، ص 110، به همين قلم .
43- فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد، ص 34، ميزان الاعتدال ، ج 2، ص 26، لسان الميزان ، ج 4، ص 36، مقتل الحسين ، ص 65، با اندك تفاوت در واژه ها.
44- دلائل الامامة ، ص 8.
45- سوره كوثر، آيه 3-1.
46- بحار الانوار، ج 43، ص 20.
47- بحار، ج 16، ص 81، و ج 43، ص 3؛ بيت الاحزان ، ص 20؛ اختصاص ، ص 31.
48- بحارالانوار، ج 43، ص 461.
49- بحار الانوار، ج 43، ص 2؛ دلائل الامامه ، ص 8.
50- سوره آل عمران ، آيه 39.
51- عوالم العلوم ، ص 31.
52- عوالم العلوم ، ص 33؛ بحار، ج 10، ص 15.
53- عوالم العلوم ، ص 21.
54- عوالم العلوم ، ص 22.
55- الرياض النضرة ، ج 2، ص 202.
56- بحارالانوار، ج 43، ص 105.
57- سوره احزاب ، آيه 33.
58- اسد الغابة ، ج 2، ص 12، تذكرة الائمة ، ص 233، تفسير كبير، ج 2، ص 700، تفسير كشاف ، ج 1، ص 193.
59- اسد الغابة ، ج 2، ص 12؛ تفسير كبير، ج 2، ص 700؛ تفسير كشاف ، ج 1، ص 193.
60- ميزان الاعتدال ، ج 2، ص 29.
61- كافى ، ج 1، ص 182؛ بحار، ج 43، ص 78.
62- سوره آل عمران ، آيه 43-42.
63- سوره هود، آيه 73-71.
64- سوره قصص ، آيه 7؛ سوره طه ، آيه 38.
65- بحار، ج 43، ص 79؛ عوالم ، ج 11، ص 155.
66- الغدير، ج 5، ص 49-42.
67- بحار الانوار، ج 43، ص 80.
68- براى آگاهى بيشتر به دو كتاب : الجنة العاصمة ، ص 66 و بهجة قلب المصطفى ، مراجعه فرماييد.
69- اسد الغابة ، ج 5، ص 520؛ استيعاب ، ج 2، ص 752.
70- بحار الانوار، ج 43، ص 7.
71- بحار الانوار، ج 23، ص 114.
72- وسائل ، ج 5، ص 126.
73- كافى ، ج 6، ص 50.
74- مستدرك ، ج 2، ص 626.
75- المحجة البيضاء، ج 3، ص 366.
76- كافى ، ج 2، ص 327.
77- سفينة البحار، ص 695، واژه ((شرر)).
78- سفينة البحار، ص 695، واژه ((شرر)).
79- مجموعه ورام ، ج 2، ص 115.
80- مجموعه ورام ، ج 2، ص 115.
81- بحار الانوا