ول : اللهم ارزقنى ، فيقال له : الم آمرك بالطلب ؟ و رجل كانت له امراءة ، فدعا عليها فيقال له : الم اجعل امرها اليك ؟ و رجل كان له مال ، فافسده ، فيقول : اللهم ارزقنى ، فيقال له : الم آمرك بالاقتصاد؟ الم آمرك بالاصلاح ؟ و رجل كان له مال فادانه بغير بينة ، فيقال له : الم امرك بالشهادة ؟ اصول كافى ، ج 2، ص 11.
((چهار گروه هستند كه دعايشان برآورده نمى شود:
الف : كسى كه در خانه بنشيند و تن به كسالت و تنبلى سپارد و به جاى تلاش و كوشش ثمربخش ، دعا كند كه : ((با خدايا! مرا روزى بخش .))، ندا مى رسد كه : ((آيا به تو دستور تلاش و جهاد اقتصادى داده نشد؟))
ب : كسى كه همسرى ناشايسته و ناسازگار و غيرقابل اصلاح دارد و دعا مى كند كه خدا وى را از دست او نجات دهد كه به اين مرد ندا داده مى شود كه : ((مگر حق طلاق را به تو نداده ام ؟))
ج : و كسى كه ثروت خود را بيهوده از ميان ببرد و بگويد: ((خدا! مددى ديگر.)) پيام مى رسد كه : ((مگر به تو دستور ميانه روى و قناعت و دورى گزيدن از اسرافكارى داده نشده ؟ و مگر فرمان نيافتى كه به اصلاح و سامان بخشيدن به اقتصادت اقدام كنى ؟))
د: و كسى كه مال خود را بدون گواه تضمين درست به ديگرى وام دهد و بدهكار، انكار كند، به او نيز گفته مى شود: ((مگر فرمان نداشتى كه به هنگام دادن وام گواه و تضمين درست بگيرى ؟))
2- از ديگر علل عدم استجابت دعا، عدم شناخت مصالح و مفاسد خويش و جامعه خويش است ، درست بسان كودك بيمارى كه غذاهاى رنگارنگ و گوناگونى را به اصرار مى خواهد و گريه مى كند كه براى او مرگبار است ، گاه فرد و يا گروهى چيزى را به اصرار مى خواهند، اما خداى پرمهر و فرزانه ، آن را براى آنان نمى پسندد و در برابر دعايشان ، پاداش معنوى و اخروى برايشان در نظر مى گيرد.
3- و شايد مهمتر از همه گناهان ، زشتكارى هايى هستند كه راه برآمدن و رسيدن دعا به هدف اجابت را مسدود مى سازند كه اهم آنها عبارتند از بيدادگرى و حق كشى ، بدانديشى و سوء نيت ، دورويى ، رياكارى و نفاق ، عدم دقت به هنگام خواندن نمازها، بدزبانى و زشت گويى ، غذاهاى حرام ، پايمال ساختن حقوق خدا و خلق ، عدم سپاس نعمت ها، دوستى با شيطان و شيطان صفتان ظالم ، عيب جويى ، عدم صداقت و راستى با پيامبران و امامان نور.
شخصى از امام باقر پرسيد كه :
اليس يقول الله : ادعونى استجب لكم ؟ و قد نرى المضطر يدعوه فلا يستجاب له و المظلوم يستنصره على عدوه فلا ينصره .
((چگونه خدا، مردم را به دعا و نيايش فرا مى خواند و وعده اجابت به آنان مى دهد، اما ما، واماندگان و گرفتارانى را مى نگريم كه دعايشان شنيده نمى شود و مى بينيم كه از خدا، پيروزى بر دشمن استبدادگر را مى جويند، اما يارى نمى شوند؟))
آن حضرت در روشنگرى خويش فرمود:
ويحك ! ما يدعوه احد الا استجاب له ، اما الظالم فدعاؤ ه مردود الى ان يتوب اليه ، واما المحق فاذا دعا استجاب له و صرف عنه البلاء من حيث لا يعلمه وادخر له ثوابا جزيلا ليوم حاجته اليه ، وان لم يكن الامر الذى ساءل العبد خيرا له ان اعطاه امسك عنه . بحار، ج 10، ص 174.((واى بر تو! هيچ انسانى او را با شور و اخلاص نمى خواند مگر اينكه دعاى او را مى شنود و اجابت مى نمايد.اما بيدادگر و ستمكار از كسانى است كه دعايش مردود است و خدا دعاى او را نمى پذيرد تا از شيوه ظالمانه خويش توبه كند.هنگامى كه صاحب حق و عدالت خواه دعا كند، خدا دعاى او را مى پذيرد و گرفتارى و رنج او را برطرف مى سازد؛ به گونه اى كه گاه خود او نيز از آن غافل مى شود و يا به صورت پاداش فراوانى براى روز رستاخيز و روز نيازش ذخيره مى سازد و اگر چيزى را كه بنده شايسته كردارى خواسته است به صلاح او نيست و خود از آن غفلت ورزيده و مصرانه مى خواهد، خداى فرزانه و پرمهر، از اجابت دعايش خوددارى مى كند.)) براى آگاهى بيشتر به اين كتاب ها مراجعه شود:
نورالثقلين ، ج 4، ص 535؛ اصول كافى ، ج 2، ص 338 و 340؛ سفينة ، ج 1، ص 449؛ مجمع البيان ، ج 8، ص 522؛ الميزان ، ذيل آيه 75 از سوره فرقان و آيه 60 از سوره غافر؛ نمونه ، ج 20، ص 150 و ج 1، ص 620؛ و نهج البلاغه ، قصار 337.
434- مجمع البيان ، ج 8، ص 538.
435- كافى ، ج 2، ص 468.
436- كافى ، ج 2، ص 468.
437- كافى ، ج 2، ص 469.
438- كافى ، ج 2، ص 338.
439- كافى ، ج 2، ص 338.
440- سوره فرقان ، آيه 77.
441- سوره غافر، آيه 60.
442- بحار، ج 92، ص 405.
443- بحار، ج 2، ص 522.
444- ذخائر العقبى ، ص 53.
445- دعاهاى آن حضرت را برخى از دانشوارن گرد آورى و در كتاب هايى مستقل چاپ كرده اند كه يك نمونه آن كتاب ارزنده ((مفتاح النجاة )) مى باشد كه به وسيله جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى شيخ الاسلامى گردآورى و با اين قلم تدوين و ترجمه گرديده است كه اميد است به زودى در دسترس دوستدارن آن حضرت قرار گيرد.
446- بحار، ج 58، ص 336.
447- بحارالانوار، ج 98؛ مصباح المتجهد، ص 265.
448- مكارم الاخلاق ، ص 330.
449- بهجة ، ص 250، مفتاح النجاة ، بخش 3.
450- به فلاح السائل ، ص 173، 203، 238 و 251 بنگريد.
451- مهج الدعوات ، سيد بن طاووس ، باب گزيده هايى از دعاهاى سالار و مادرمان ، فاطمه ؛ فاطمه از ولادت تا شهادت ، ص 340 - 290 بهمين قلم .
452- بهجة ، ص 252.
453- بحار الانوار، ج 43، ص 29.
454- بحار الانوار، ج 43، ص 46.
455- فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد، ص 457.
456- سوره قصص ، آيه 60.
457- جلوه نور، ص 181.
458- بحار الانوار، ج 43، ص 87.
459- رياحين الشريعه ، ج 1، ص 148.
460- بحار الانوار، ج 43، ص 152.
461- بحار، ج 67، ص 249؛ عوالم ، ج 11، ص 623.
462- عوالم ، ج 11، ص 130؛ بحار، ج 43، ص 40.
463- سوره كهف ، آيه 110.
464- سوره احقاف ، آيه 9.
465- سوره مائده ، آيه 8.
466- كنز العمال ، ج 11، ص 419.
467- سفينة البحار، ج 2 ص 670.
468- بحار، ج 43، ص 134.
469- عوالم ، ج 11، ص 521.
470- بحار، ج 53، ص 180؛ غيبت طوسى ، ص 175.
471- اطيب البيان ، ج 13، ص 235.
472- فرائد السمطين ، ج 2، ص 68.
473- سوره بقره ، آيه 229.
474- سوره بقره ، آيه 229.
475- سوره بقره ، آيه 187.
476- سوره نساء، آيه 13.
477- سوره نساء، آيه 14.
478- سوره توبه ، آيه 112.
479- كنز العمال ، ج 3، ص 735؛ صحيح مسلم ، ج 11، ص 186.
480- اصول كافى ، ج 2، ص 307.
481- كافى ، ج 3، ص 307.
482- بحارالانوار، ج 43، ص 27.
483- ينابيع المودة ، ص 235؛ بحار، ج 20، ص 245؛ اخلاق النبى ، ص 298؛ ذخائر العقبى ، ص 47.
484- تفسير برهان ، ج 4، ص 317؛ بحار، ج 36، ص 59؛ امالى طوسى ، ج 1، ص 190.
485- بحار، ج 43، ص 73؛ احقاق الحق ، ج 10، ص 321.
486- نهج البلاغه ، نامه 45.
487- الصواعق المحرقه ، ص 109.
488- بيت الاحزان ، محدث قمى ، ص 52، اشاره به آيه شريفه 20، سوره احقاف .
489- بحار، ج 43، ص 85.
490- سوره ضحى ، آيه 5.
491- نهج البلاغه ، خ 157.
492- نهج البلاغه ، خ 16.
493- نهج البلاغه ، خ 230.
494- بحار الانوار، ج 43، ص 91.
495- سوره احزاب ، آيه 32.
496- سوره توبه ، آيه 119.
497- عوالم العلوم ، ص 128.
498- عوالم العلوم ، ص 128.
499- سوره آل عمران ، آيه 192.
500- نزهة المجالس ، صفورى شافعى ، ج 2، ص 226.
  501- سوره آل عمران ، آيه 92.
502- بحار الانوار، ج 6، ص 215.
503- فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد، ص 451.
504- سوره آل عمران ، آيه 159.
505- مجموعه ورام ، ج 1، ص 12.
506- نهج البلاغه ، خ 194.
507- بحار، ج 43، ص 81.
508- سوره مائده ، آيه 54.
509- سوره نمل ، آيه 16.
510- در ميان خواستگاران ، از همه عجيب تر كار ((عبدالرحمن بن عوف ))، 