نان را به سوى مدينه حركت داد. اگر چه در مسير راه مشركين قريش قصد آزار آنان را داشتند ولى اميرالمومنين عليه السلام شر آنان را دفع كرد و بانوان را به مدينه رسانيد و دوباره دست فاطمه در دست پر مهر پدر قرار گرفت.ازدواج و فرزندان فاطمه

تاريخ ازدواج فاطمه

حدود دو سال پس از ورود به مدينه فاطمه عليهاالسلام به ازدواج اميرالمومنين درآمد و بعد از مراجعت از جنگ بدر به خانه اميرالمومنين عليه السلام قدم گذاشت.

خواستگارى فاطمه

همين كه فاطمه عليهاالسلام به سن بلوغ رسيد خواستگاران از اشراف و بزرگان قوم يكى پس از ديگرى براى امر ازدواج فاطمه عليهاالسلام خدمت رسول الله صلى الله عليه و آله شرفياب مى شدند ولى جواب رد مى شنيدند. آنان با آن سوابقشان لياقت همسرى زهرا عليهاالسلام را نداشتند.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر على نبود آدم و غير او لياقت كفويت فاطمه عليهاالسلام را نداشت. لذا منتظر خواستگارى بود كه از طرف خدا تعيين شده بود. همو كه قبل از ولادت خداوند فاطمه عليهاالسلام را در بهشت بعنوان همسر على عليه السلام به حضرت آدم معرفى كرد. خود فاطمه عليهاالسلام نيز در دقايق اول ولادتش على عليه السلام را با جمله «اشهد ان بعلى سيد الاوصياء» همسر خود خواند. در همين روزها نيز قبل از آمدن اميرالمومنين عليه السلام به خواستگارى، جبرئيل از طرف خدا آمد و خبر عقد فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام را در آسمانها به دستور خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله ابلاغ كرد.

اينك همسر از قبل تعيين شده يعنى اميرالمومنين عليه السلام به خواستگارى زهرا آمد و در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله زانوى ادب زد و با جبين عرق كرده ساكت نشست. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: يا على مطلبى دارى؟!

گر چه پيامبر مى دانست و از روز خلقت نورى فاطمه عليهاالسلام منتظر خواستگارى على عليه السلام از فاطمه عليهاالسلام بود ولى مى خواست ابتدا همسر زهرا عليهاالسلام لب بگشايد و نام زهرا عليهاالسلام را ببرد.

على عليه السلام شرمگين سر به زير انداخته و متواضعانه گفت: مقصودم فاطمه عليهاالسلام است. رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: «پيش از تو جبرئيل از طرف خدا آمده بود وا ين دستور را به من داد، و پيش از من و تو عقد زهرا عليهاالسلام را خداوند در آسمانها براى تو خوانده و فاطمه عليهاالسلام از آن توست».

رسول الله صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را صدا زد: «على به خواستگارى ات آمده؛ نظرت چيست»؟ در اينجا حجب و حياى زهرايى قدرت تكلم در مقابل پدر را از او سلب كرد و مدتى چشم به زمين دوخته ساكت بود و سخنى نمى گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله اين سكوت را رضايت فاطمه عليهاالسلام تلقى كرد و از نزد فاطمه عليهاالسلام بيرون آمد در حالى كه با خود زمزمه مى كرد «الله اكبر، سكوتها رضاها».

رضايت فاطمه عليهاالسلام به همسرى على در لحظه اول ولادت بود كه گفت: «شوهرم بزرگ جانشينان است». در عقد فاطمه عليهاالسلام فرشتگان بهشت را زينت كردند و حورالعين سوره طه و ياسين و شورى قرائت نمودند و خدا ابرى فرستاد تا در و ياقوت لولو نثار كند. فرشتگان از آن برمى داشتند و به يكديگر هديه مى دادند.

عقد فاطمه

خطبه عقد فاطمه عليهاالسلام اول در بهشت به وسيله راحيل در بيت المعمور خوانده شد. سپس خداوند نوشته هايى به عدد دوستان على و فاطمه عليهماالسلام در درخت طوبى به وجود آورد كه در آنها آزادى دوستانش از آتش نوشته شده بود. فرشتگان روز قيامت به هر يك از دوستان زهرا عليهاالسلام يكى از آنها را مى دهند واز طرفى درخت طوبى در و ياقوت زبرجد نثار كرد.

آنگاه فرشته اى به نام «محمود» حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: «يا رسول الله آمده ام نور را به نور تزويج كنم- يعنى فاطمه و على عليهمالسلام را».

پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد اصحاب را به اين امر گواه گرفت كه من فاطمه را به ازدواج على در آوردم. سپس رو به على عليه السلام كرد: يا على تو نيز راضى هستى؟ على عليه السلام رضايت خود را اعلام كرد. و به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله خطبه خواند و گفت: «اين پيامبر است كه دخترش فاطمه عليهاالسلام را به مهريه پانصد درهم به ازدواج من در آورد و من راضى هستم».

مهريه فاطمه

صداق زهرا عليهاالسلام به ظاهر پانصد درهم قيمت زره او بود ولى اين مبلغ و حتى يك پنجم دنيا و دو ثلث بهشت و چهار نهر بزرگ دنيا بلكه همه ى بهشت و همه دنيا مناسب شان زهرا عليهاالسلام نبود چرا كه همه اينها به طينت زهرا عليهاالسلام آفريده شد. مهريه زهرا همانست كه خودش درخواست كرده و آن شفاعت امت در روز قيامت است.

فاطمه عليهاالسلام آن حرير را كه سند شفاعت در آن است و با او دفن شده، روز قيامت به دست مى گيرد و گناهكاران امت را شفاعت مى كند.

جهاز فاطمه

پيامبر صلى الله عليه و آله قدرى از مهريه فاطمه عليهاالسلام را به اصحاب داد با جهازيه اى براى او تهيه كنند. جهازيه فاطمه عليهاالسلام عبارت بود از:

1. پيراهن به هفت درهم 2. مقنعه به چهار درهم.

3. قطيفه مشكى خيبرى.

4. تختى بافته از ليف خرما.

5. دو تشك داخل يكى از ليف خرما و ديگرى از پشم گوسفند.

6. چهار عدد بالش طائفى.

7. پرده پشمى.

8. حصير هجرى.

9. آسياب دستى.

10. ظرف مسى براى خضاب.

11. دلو آب پوستى.

12. ظرف شير.

13. مشك آب.

14. ظرف وضو و طهارت كه قيراندود بود.

15. ظرف سفالين بزرگ سبز رنگ دسته دار.

16. دو كوزه سفالين.

17. عباى قطوانى.

پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى به اين اثاثيه و جهازيه نظر كرد فرمود: «خداوند به اهل اين خانه بركت دهد»، و خدا دعاى او را مستجاب كرد.

جهازيه فاطمه عليهاالسلام به خانه على عليه السلام منتقل شد و منتظر زفاف و انتقال عروس از خانه پدر به خانه همسر شدند.

وليمه ى فاطمه

على عليهاالسلام روز شمارى مى كرد و منتظر قدوم عروس بود. روزى ام سلمه مسئله عروسى فاطمه عليهاالسلام را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح كرد و گفت:«يا رسول الله اگر خديجه زنده بود چشمش به عروسى دخترش فاطمه عليهاالسلام روشن مى شد» !!

اشك پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن اسم خديجه جارى شد و به ياد ايام شيرين گذشته با خديجه ى عزيز افتاد. بعد به ام سلمه دستور داد تا حجره اى براى عروسى فاطمه عليهاالسلام زينت كند.

سپس على عليهاالسلام را خدا زد و فرمود: على جان، عروسى وليمه لازم دارد. مردم را خبر كن با هر كس در خطبه عقد حضور داشته به وليمه فاطمه عليهاالسلام حاضر شود. بعد فرمود: گوشت و نان وليمه با من است و تو هم خرما و روغن تهيه كن. وقتى وسائل آماده شد پيامبر صلى الله عليه و آله آستين بالا زد و خرما و روغن را كاملا با هم مخلوط كرد. گوسفند فربهى نيز ذبح نمود و نان زيادى پخت.

آنگاه على عليه السلام به مسجد رفت و خجالت كشيد عده خاصى را دعوت كند. در جاى بلندى قرار گرفت و با صداى بلند گفت: «همه براى وليمه ى فاطمه بياييد».

مردم گروه گروه مى آمدند و على عليه السلام از كمى غذ