 كبرى عليهاالسلام ام كلثوم زينب صغرى است كه در سال هفتم هجرى متولد شد. فرزند پنجم فاطمه عليهاالسلام «محسن» شهيد، اولين فدائى ولايت و قربانى سقيفه است كه در تهاجم اهل سقيفه در شش ماهگى در رحم مادر به شهادت رسيد. 
القاب حضرت زهرا(س) در آئينه شعر

  شعرى را كه در پيش رو داريد اكثر القاب حضرت فاطمه‏ ى زهراء عليهاالسلام را (چه آنچه را كه در نصوص آمده و يا در بيان علماى اعلام ذكر شده است) جمع نموده است.

 
ألقاب بنت المصطفى كثيرة *** نظمت منها نبذة يسيرة

نفسي فداها و فدا ابيها *** و بعلها الولي مع بنيها

سيدة انسية حوراء *** نورية حانية عذراء

كريمة رحيمة شهيدة *** عفيفة قانعة رشيدة

شريفة حبيبة محترمة *** صابرة سليمة مكرمة

صفية عالمة عليمة *** معصومة مغضوبة مظلومة

ميمونة منصورة محتشمة *** جميلة جليلة معظمة

حاملة البلوى بغير شكوى *** حليفة العبادة والتقوى

حبيبة اللَّه و بنت الصفوة *** ركن الهدى و آية النبوة

شفيعة العصاة ام‏الخبيرة *** تفاحة الجنة والمطهرة

سيدة النساء بنت المصطفى *** صفوة ربها و مون الهدى

قرة عين المصطفى و بضعته *** مهجة قلبه كذا بقيته

حكيمة فهيمة عقيلة *** محزونة مكروبة عليلة

عابدة زاهدة قوامة *** باكية صابرة صوامة

عطوفة رأوفة حنانة *** البرة الشفيقة الانانة

والدة السبطين دوحة النبي *** نور سماوي و زوجة الوصي

بدر تمام غرة غراء *** روح ابيه درة بيضاء

واسطة قلادة الوجود *** درة بحر الشرف والجود

ولية اللَّه و سر اللَّه *** امينة الوحى و عين اللَّه

مكينة فى عالم السماء *** جمال الآباء شرف الابناء

درة بحر العلم والكمال *** جوهرة العزة والجلال

قطب رحى المفاخر السنية*** مجموعة الم‏آثر العلية

مشكوة نور اللَّه والزجاجة *** كعبة الآمال لأهل الحاجة

ليلة قدر ليلة مباركة*** ابنة من صلت به الملائكة

قرار قلب امها المعظمة*** عالية المحل سر العظمة

مكسورة الضلع رضيض الصدر ***مغصوبة الحق خفي القبر (1)


  1- جنةالعاصمة، ص 66- 68. فاطمه از ازدواج تا شهادت پيامبر

فاطمه و خاطراتش با پيامبر

فاطمه عليهاالسلام ده سال در مدينه در سايه پدر همراه اميرالمومنين عليه السلام و در كنار فرزندانش شيرين ترين ايام عمرش را سپرى كرد. لحظه به لحظه ى آن روزها براى فاطمه عليهاالسلام فراموش نشدنى بود. پيامبر صلى الله عليه و آله هر روز- بجز ايام مسافرت- به ديدن فاطمه عليهاالسلام مى آمد و از او تفقد مى كرد. اگر فاطمه عليهاالسلام مريض مى شد همراه اصحاب به عيادت او مى رفت.

هرگاه به سفر مى رفت آخرين كسى كه ديدار مى كرد فاطمه بود. در بازگشت از سفر اول كسى كه به ديدارش مى رفت فاطمه عليهاالسلام بود. در اين ديدارها فاطمه اش را مى بوسيد بطورى كه عايشه اعتراض مى كرد.

هر صبحگاه بر در خانه ى فاطمه عليهاالسلام مى آمد و مى فرمود: «السلام عليكم اهل البيت و رحمه الله وبركاته؛ انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»، سلام و رحمت و بركات خدا بر شما خاندان، خداوند اراده كرده هر بدى از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك قرار دهد.

هر شب به خواب نمى رفت تا سينه ى زهرايش را مى بوسيد. وقتى آيه نازل شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به اسم صدا نزنيد و «يا رسول الله»بگوييد، فاطمه عليهاالسلام نيز «پدر جان» نگفت و يا «رسول الله» صدا زد. حضرت فرمود: فاطمه جان اين آيه براى اهل جفاست و تو مرا «پدر جان» صدا بزن. كه بيشتر دوست دارم.

فاطمه عليهاالسلام خاطره هاى شيرينى با پدرش داشت كه بسيارى ازآنها جنبه ى اعتقادى دارد. بعضى از آنها را يادآور مى شويم:

داستان مباهله و فاطمه

در قصه نصاراى نجران قرار بر مباهله شد و آيه نازل شد: «قل تعالوا ندع ابنائنا. . . » يعنى: بگو بياييد پسرانمان و زنانمان و خودمان را بياوريم و به درگاه خدا مباهله كنيم.

فردا صبح مسيحيان منتظر بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله چه كسانى را براى مباهله همراه خود مى آورد. ديدند فاطمه عليهاالسلام و پسر عم و دامادش على عليه السلام و دو فرزندان فاطمه عليهاالسلام حسن و حسين را همراه خود آورد.

با ديدن اين منظره كه پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك ترين كسان خود را براى مباهله مى آورد، بزرگان آنان پشيمان شدند و به آنان گفتند: «محمد پيامبر حق است، و گر نه براى مباهله كه درخواست عذاب از خداست- آنان را نمى آورد». لذا حضور رسول الله صلى الله عليه و آله آمدند و تسليم شدند.

حديث كسا و فاطمه

در حديث كسا وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام زير كسا جمع شدند حضرت دو طرف كسا را گرفت و عرض كرد:

«اللهم ان هولاء اهل بيتى و خاصتى و حامتى، لحمهم لحمى و دمهم دمى ،
يولمنى ما يولمهم و يحزننى ما يحزنهم. انا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم عدو لمن عاداهم و محب لمن احبهم انهم منى و انا منهم. . .».

يعنى: خدايا اينان اهل بيت من و خاصان من و نزديكان منند. گوشت آنان گوشت من وخون آنان خون من است. مرا ناراحت مى كند آنچه آنان را ناراحت مى كند و مرا محزون ميكند آنچه آنان را محزون ميكند. من روى جنگ دارم با كسانى كه با آنان روى جنگ داشته باشند و روى صلح دارم با كسانى كه با آنان روى صلح داشته باشند و دشمنم با كسانى كه با آنان دشمن باشند و دوستم با كسانى كه با آنان محبت داشته باشند. آنان از من اند و من از آنانم.

خداوند نيز به فرشتگان فرمود: «يا ملائكتى و سكان سماواتى، انى ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا مدحيه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه و لا فلكا يدور و لا بحرا يجرى و لا فلكا يسرى الا فى محبه هولاء الخمسه الذين هم تحت الكساء.

يعنى: اى ملائكه من و اى ساكنان آسمانهايم من آسمان بنا شده اى و زمين گسترده اى و ماه تابانى و آفتاب نورانى و فلك دوارى و درياى جارى و كشتى سيركننده اى خلق نكردم مگر به خاطر محبت اين پنج نفر كه زير كسا هستند.

جبرئيل پرسيد: آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: «هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها»،آنان فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش هستند.

در فضيلت نقل اين خبر رسول الله صلى الله عليه و آله قسم ياد كرد و فرمود: «اين خبر ما در محفلى از محافل زمين ذكر نمى شود كه در آن گروهى از شيعيان محبين ما باشند مگر آنكه رحمت بر آنان نازل مى شود و ملائكه در آنحا حاضر مى شوند و بر ايشان استغفار مى كنند تا متفرق شوند». سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اين خبر ما در محفلى از محافل زمين ذكر نمى شود كه در آن گروهى از شيعيان و محبين ما باشند در حالى كه گرفتارى بين آنان باشد مگر آنكه مشكل برطرف مى شود و يا غصه دارى بين آنان باشد مگر آنكه ناراحتى او برطرف مى شود حاجتش روا مى شود و يا صاحب حاجتى بين آنان باشد مگر آنكه حاجتش روا مى گردد».

تسبيح فاطمه

فاطمه عليهاالسلام در اثر دستاس كردن و جارو كشيدن و كارهاى خانه خسته مى شد.اميرالمومنينن عليه السلام فرمود: خدمت پدرت رسول الله صلى الله عليه و آله برو و خدمتكارى براى كمك كارهاى خانه درخواست كن. وقتى اين موضوع را فاطم