رده باشم ، بلكه دستورى بود كه من از آن پيروى كردم . (80)
حديث ياد شده از احاديث مسلم شيعه و سنى است و تا كنون كسى بر صحت آن اشكال نگرفته جز ابن الجوزى كه آن را در رديف احاديث موضوعه و ساخته رافضى ها خوانده است اما ابن حجر عسقلانى در كتاب فتح البارى در شرح صحيح بخارى در رد گفته ابن الجوزى اظهار مى دارد:
اءخطاء فى ذلك شنيعا فانه سلك فى ذلك رد الاءحاديث الصحيحة بتو همه المعارضة ؛ وى خطاى زشتى را در اين كتاب مرتكب شده است ، زيرا به بهانه تعارض ، بسيارى از احاديث صحيح را رد كرده است . (81)
11- احترام ويژه امامان
گر چه در زمان معصومين عليهم السلام به ويژه از اواخر زمان امام سجاد عليه السلام به بعد، خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام را به بهانه توسعه مسجد ويران كردند اما جايگاه خانه معلوم و مشخص بود و مردم بدون هيچ تقيه اى ، نسبت به خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام احترام ويژه اى قائل بودند.
امام جواد عليه السلام هر روز مقارن اذان ظهر، نخست به زيارت رسول الله صلى الله عليه و آله مى رفت ، سپس به طرف خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام مى رفت و كفش هاى خود را بيرون مى آورد و وارد خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گشت و در آن جا نماز مى گذارد.(82)
نگاهى ديگر
نگاه ديگرى كه به اين خانه مى افكنيم ، حيرتمان بيشتر مى شود. چرا كه در اين خانه هرگز از زخارف دنيا و تجمل گرايى چيزى يافت نمى شود، خانه اى بسيار ساده ، نه فرش قابل ذكرى دارد و نه وسائل گران قيمت . اشتباه نشود، خيال نكنيد كه حضرت على عليه السلام فقير بود و تهى دست ، آورده اند كه از دسترنج خود هزار بنده را آزاد كرد، بلكه اين خانواده نمى خواستند غير از زندگى زاهدانه راه ديگرى را در پيش گيرند، بدين جهت آنچه داشتند يا وقف فقرا و تهيدستان مى كردند يا به ديگران مى دادند و خود در نهايت ساده زيستى زندگى مى كردند.(83)
اينك نيم نگاهى به وسائل اين خانه كه در حقيقت همان جهيزيه حضرت فاطمه عليهاالسلام بود و در آن چند سال هيچ به آن اضافه نگشته بود خواهيم داشت .
در اين خانه علاوه بر چوبى كه حضرت على عليه السلام به دو طرف اطاق جهت آويزان كردن لباس نصب كرده بود، يك پوست گوسفند كه در كف اطاق انداخته ، يك بالش كه داخلش را از ليف خرما پر كرده بود چيز ديگرى جز جهيزيه حضرت فاطمه عليهاالسلام نبود. (كه صورت جهيزيه پيش از اين ، در بحث مراسم ازدواج از نظرتان گذشت )
سرنوشت خانه فاطمه عليهاالسلام
متاءسفانه ، اين خانه و ساكنانش پس از رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مورد بى مهرى امت قرار گرفت و دست خوش حوادث ناگوارى شد.
خانه اى كه در و ديوارش بوى رسول الله صلى الله عليه و آله از آن به مشام مى رسيد و زمين و محرابش يادآور سجده هاى طولانى يگانه يادگار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود نه تنها فقط در آن خانه را بستند و بر خلاف سفارش آن حضرت مردم را از فيض بركات آن خانه و اهلش محروم ساختند، بلكه براى بيعت گرفتن از على عليه السلام مورد هجوم ناجوانمردانه عده اى كينه توز و فرصت طلب قرار گرفت و سرانجام در زمان عبدالملك بن مروان ، به بهانه توسعه مسجد، ساكنان آن را بيرون كردند و در خانه را ويران ساختند.
تعجب اين جا است كه آن ها با مشاهده آن همه عطوفت و مهرورزى ها و احترام فوق العاده پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به اهل بيت خود به ويژه نسبت به فاطمه عليهاالسلام چگونه مردان كينه توز و فرصت طلب را جهت بيعت گرفتن از على عليه السلام روانه خانه فاطمه عليهاالسلام ساختند.آنان مگر حضرت فاطمه عليهاالسلام را نمى شناختند كه با بردن آتش (84)هم در خانه را سوزاندند(85) و شكستند(86)، هم پهلو(87)و حرمت صاحب خانه را.(88)
در اين خانه كه آن را هاله اى از غم و مظلوميت فرا گرفته ، دو قبر مجهول و گمشده و يك محراب قرار دارد. قبر اول ، قبر محسن پنجمين فرزند حضرت على و فاطمه عليهاالسلام است و گويا در پاى در خانه دفن گوديد. قبر دوم احتمالا قبر فاطمه عليهاالسلام و يك محراب كه براى همگان قابل رؤ يت است و روزى اين محراب محل نماز، سجده و دعاى حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا عليهاالسلام بود.
جاى بسى تعجب است كه آن خانه اى كه در زمان عبدالملك بن مروان به بهانه توسعه مسجد پيامبر خراب مى شود، امروزه در محاصره نرده هاى آهنين قرار گرفته است .فاطمه اسوه حيات زيبا
انسانهاى پاك سرشت در پى يك زندگى پاك و حيات طيب هستند كه زيباترين نماد آن را مى توان در زندگانى رهبران دينى جستجو كرد.
فاطمه ، از آن مربيان و معلمان اخلاق است كه بشر مى تواند زندگى او را به عنوان بهترين الگو براى رفتار و معاشرت خود قرار دهد.
آن چه در پيش رو داريد اشاره اى است كوتاه و گذرا از ايمان ، عبادت ترس ‍ از خدا و روز قيامت و اخلاق و روش معاشرت او كه به اختصار از آن ياد مى شود.
1-تهجد و عبادت
در اين نه سالى كه فاطمه عليهاالسلام در خانه على بود اگر چه براى او يك دوران پر خاطره به حساب آمد، اما هرگز او را از هدف اصلى يعنى رسيدن به معبود و معشوق خود باز نداشت .
او همانند پدرش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله جزو پيشتازان ميدان عبادت و بندگى خدا بود و به گفته حسن بصرى : لم يكن فى هذه الاءمة اءزهد و لا اءعبد من فاطمه عليهاالسلام ؛ در اين امت عابدتر از فاطمه عليهاالسلام و زاهد تر از او نداريم !(89)
و همو گويد: وى آن قدر نماز مى خواند و خدا را عبادت مى كرد كه دو پاى مباركش ورم مى كرد. پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله اين حالت تحسين آميز و اعجاب برانگيز فاطمه عليهاالسلام را در اشكال مختلف بيان مى داشت :
الف ) وجود فاطمه عليهاالسلام مملو از ايمان است
ابن شهرآشوب از محمد بن على بن الحسين روايت كرده كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله سلمان را براى رساندن پيامى به خانه فاطمه فرستاد سلمان گويد: پس از درنگى كوتاه پشت در خانه فاطمه عليهاالسلام به وى سلام گفتم . پس صداى فاطمه عليهاالسلام را از داخل خانه شنيدم كه قرآن مى خواند و در فضاى بيرون ، دستاس در حال چرخيدن بود. گويد: به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله برگشتم و ماجرا به او گزارش كردم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود: يا سلمان ، ان ابنتى فاطمه عليهاالسلام ملاء الله قلبها و جوارحها ايمانا الى مشاشها ... اى سلمان ! خداوند قلب و اعضا و جوارح دخترم فاطمه عليهاالسلام را تا فرق سرش سرشار از ايمان كرده ، دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده و خداوند فرشته اى را به نام زوقابيل جبرئيل فرستاده تا به جاى او دستاس را بگرداند.(90)
ب ) سلام فرشتگان به فاطمه عليهاالسلام
ابن عباس از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود: و اما دخترم فاطمه ، پس او سيده زنان عالميان از اولين و آخرين است . هنگامى كه در محراب عبادت ايستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقربين بر او سلام گفته و همان ندايى را كه به مريم مى گفتند به فاطمه عليهاالسلام مى گويند، كه : ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين .(91)
ج ) منزلت خداوندى
پيامبر اسلام صلى ال