.(8)
پروردگارا! اين نور از چيست ؟
جابر بن عبدالله از امام صادق (عليه السلام ) سؤ ال كرد: براى چه فاطمه (عليها السلام )، زهراء ناميده شد؟ آن حضرت فرمودند:
براى اينكه خداوند فاطمه (عليها السلام ) را از نور با عظمت خويش خلق كرده ، پس ، چون نور فاطمه (عليها السلام ) طلوع كرد آسمانها و زمين به واسطه نور او منور شدند، چشم ملائكه از آن نور خيره شد و از عظمت پروردگار به سجده افتادند و گفتند: پروردگارا، اين نور از چيست ؟ خداوند به آنان وحى نمود كه اين نور از نور من است ، آن را در آسمان جاى دادم و از عظمت و جلال خود او را خلق كردم و از صلب بزرگترين پيامبران خود او را خارج خواهم ساخت . از همين نور جانشينان او را بيرون مى آورم ، همانهايى كه امر مرا بر پاى مى دارند و مردم را به سوى من هدايت مى كنند و جانشينان و حاكمان من در زمين خواهند بود.(9)
نام زهراء جزء را كل مى كند 		نام زهراء خار را گل مى كند
نام زهراء زنگ از دل مى برد 		نام زهراء كشتى ما را به ساحل مى برد
نام زهراء در دل و جان من است 		نام زهراء روح ايمان من است
آفرينش نور فاطمه (عليها السلام )
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: نور فاطمه (عليها السلام ) قبل از آفرينش آسمانها و زمين خلق شده و چون آدم خواست از بهشت هبوط كند نور فاطمه (عليها السلام ) به سيبى تابيدن گرفت و با تناول آدم از آن سيب ، در صلب او قرار گرفت . نور فاطمه در اصلاب آباء طاهره و ارحام امهات طيبه نقل مى شد تا اينكه جبرئيل براى من سيبى آورد و با خوردن آن سيب نطفه فاطمه (عليها السلام ) بسته شد.(10)
بر اين اساس است كه در روايتى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه مى فرمود: من هر وقت مشتاق بوى بهشت مى شوم فاطمه (عليها السلام ) را مى بوسم .
درخشندگى بانويى در بهشت
وقتى كه خداوند آدم را خلق فرمود، در بهشت چشم آدم به بانويى افتاد كه درخشندگى و نورانيتش بى نظير بود. اين بانو در حالى كه بر سر، تاجى از طلا و مرصع به جواهر داشت چنان زيبا مى نمود كه آدم زيباتر از وى مشاهده نكرده بود. پس سؤ ال كرد: پروردگارا! اين بانو كيست ؟ فرمود: فاطمه دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ).
سؤ ال كرد: شوهر او كيست ؟
خداوند به جبرئيل فرمان داد، در قصرى از ياقوت را به روى وى بگشايد، وقتى كه جبرئيل در را گشود آدم در آن قبه اى از كافور (به خوشبوئى كافور) ديد و تختى از طلا كه بر روى آن جوانى به زيبائى يوسف نشسته بود. پس ‍ فرمود: اين جوان شوهر او، يعنى على بن ابيطالب است .(11)
فاطمه (عليها السلام ) جزئى از لولاك لما خلقت الافلاك
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد كه :
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: جبرئيللل بر من نازل شد و گفت ، خداوند مى فرمايد:
يا احمد لو لاك لما خلقت الافلاك ، و لولا على لما خلقتك و لو لا فاطمة لما خلقتكما
((اى احمد! اگر تو نبودى موجوات را نمى آفريدم و اگر على نبود تو را نمى آفريدم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را نمى آفريدم .))
هر چه هست به افتخار وجود فاطمه (عليها السلام ) و پدرش و همسرش و فرزندان اوست .(12)
نام فاطمه (عليها السلام ) در توبه حضرت آدم
در كتابهاى تفسيرى در ذيل آيه فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم (13) رواياتى ذكر شده است ، مبنى بر اينكه اين كلمات ، چه كلماتى بوده اند. از جمله در ((الدر المنثور)) از ابن عباس نقل شده است كه : از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره كلماتى كه آدم از پروردگارش دريافت نمود و خداوند توبه او را پذيرفت پرسيدم ، فرمود: آدم از خداوند به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) در خواست كرد كه توبه او را بپذيرد و خداوند هم پذيرفت (14).
دستور جبرئيل براى دورى از خديجه
پيامبر در ((رابطح ))(15) نشسته بود كه جبرئيل همانند آغاز بعثت در شكل و صورت اصلى اش در حالى كه پرهاى او مشرق و مغرب جهان را فرا گرفته بود بر آن حضرت فرود آمد. اين گونه ظهور و طلوع جبرئيل ، نشان از وقوع كارى بزرگ و امرى عظيم داشت . جبرئيل حضرت را صدا زد و گفت : اى محمد! خداوند على اعلى ، سلام مى رساند و امر مى فرمايد كه چهل روز از خديجه همسرت كناره گيرى كنى .
اعتكاف چهل روزه حضرت در خانه فاطمه بنت اسد، شب زنده دارى ، روزه هاى مكرر و كنارگيرى از مردم و همسرش ، شباهتى به دوران آغاز نزول وحى و بعثت داشت . بر خلاف سنت هميشگى بستن در بر روى ديگران در هنگام افطار شب چهلم و به تنهايى از طعام آسمانى خوردن و توجه و حركت به سوى خانه خديجه و ترك سنت در تطهير و وضو گرفتن و نماز قبل از خوابيدن ، همه اينها نشان از وقوع امر بزرگ بود.
نطفه تكوين فاطمه (عليها السلام ) از غذاى بهشتى بود.
علامه مجلسى در جلد ششم بحار آورده است :
جبرئيل امين نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض كرد: يا محمد! خداوند على اعلى سلامت مى رساند و به تو فرمان مى دهد كه به مدت چهل شبانه روز از همسرت خديجه دورى گزينى . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از صدور اين دستور از سوى خداوند متعال با وجود علاقه زياد خود به خديجه ، چهل شبانه روز، در حالى كه روزها روزه و شبها به عبادت مى ايستاد از خديجه كنارگيرى نمود و به توسط عمار ياسر براى همسرش پيام فرستاد كه :
اى خديجه ! كناره گيرى من از تو به جهت بى اعتنايى و يا اينكه تو را رها كرده باشم نيست ، بلكه به جهت امتثال فرمان پروردگارم است . تو اى خديجه اين موضوع را بر خير و نيكى حمل نما، زيرا كه خداى متعال به وجود تو بر فرشتگان مقربش در هر روز افتخار مى كند. به هنگام شب در خانه را ببند و استراحت كن ، من در منزل فاطمه بنت اسد به سر مى برم .
پس از گذشت چهل روز جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )! پروردگار على اعلى سلامت مى رساند و مى فرمايد كه خود را براى تحيت و تحفه او آماده سازى ! رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: اى جبرئيل ! تحفه حضرت ((رب العالمين )) چيست ؟ جبرئيل پاسخ داد: من نمى دانم . در اين هنگام ميكائيل شرفياب حضور پيامبر شد، در حالى كه طبقى به همراه داشت و روى آن دستمالى از ديبا بود. پس آن طبق را در برابر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نهاد و جبرئيل پيش آمد و عرض كرد: اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )! پروردگارت امر مى كند كه امشب از غذاى موجود در اين طبق افطار كنى !
على (عليه السلام ) مى فرمايند: پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) هر شب به هنگام افطار به من مى فرمودند كه در خانه را باز بگذارم تا هر كه نيازمند غذا است بتواند داخل خانه شده و غذا بخورد، ولى در آن شب فرمودند: بر در منزل بنشين و مانع ورود افراد به خانه شو، زيرا اين غذا جز من بر هر كسى حرام است .
على (عليه السلام ) مى فرمايند: پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستمال روى طبق را برداشت و در آن خوشه اى خرماى تازه و خوشه اى انگور بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از آن غذا به تنهايى سير ميل فرموده و آب گوارا نوشيدند، سپس دست خويش را براى شستن دراز فرمودند. جبر