شمن تو را كه بر تو جسارت كرده است خوار و ذليل نموده و ابتر قرار مى دهد. پس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به شكرانه اين وعده الهى نماز گذارد و پروردگار را بر اين نعمت با بركت ستود.(23)
در جواب آنكه گويد، ابتر است 		گو كه زهرايم ز عالم برتر است
او عطاى رب الارباب من است 		مادر اولاد و انساب من است
نسل زهراء برترين نسلهاست 		ريشه او بهترين اصلهاست
هر كه گويد نسل پيغمبر كجاست 		گو درون نسل پاك مرتضى است
كوثر چيست ؟
وقتى كه سوره كوثر بر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شد، على بن ابى طالب (عليه السلام ) به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كرد: اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )! كوثر چيست ؟ حضرت فرمود: نهرى است كه خداوند به من كرامت نموده است .
على (عليه السلام ) عرض كرد: اين نهر گرانقدر است ، پس براى ما توصيف كن اى رسول خدا؟ حضرت فرمود: آرى اى على ، كوثر نهرى است كه از زير عرش خداى غزوجل جارى است ، آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر و از كره نرم تر است ، سنگريزه هايش زبرجد و ياقوت و مرجان ، گياهش ‍ زعفران ، خاكش مشك خوشبو و پايه هايش به زير عرش خداوند استوار است .
پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست به پهلوى اميرالؤ منين على (عليه السلام ) زد و فرمود: على جان اين نهر از آن من و تو و دوستان تو پس از من خواهد بود.(24)
سخن فاطمه (عليها السلام ) به هنگام تولد
فاطمه زهراء (عليها السلام ) در آخرين ساعات روز جمعه ، بيستم جمادى الثانى ، سال پنجم بعثت به دنيا آمد.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: هنگامى كه وجود مبارك فاطمه (عليها السلام ) به زمين رسيد نورى از آن وجود نازنين ساطع گرديد كه پرتو آن به تمام خانه هاى مكه داخل شد، به حدى كه همه مكه را روشن كرد. همزمان با آن در آسمان نيز نور روشنى پديدار گشت كه ملائكه و فرشتگان آسمان پيش از آن نورى به اين زيبايى نديده بودند.
به مباركى تولد فاطمه (عليها السلام ) ده فرشته از فرشتگان زيبا روى پروردگار - در حالى كه در دست هر كدام تشطى از ظروف بهشتى كه پر بودند از آب كوثر قرار داشت - به حضور فاطمه (عليها السلام ) شرفياب شدند واز آن آب به ايشان نوشانده و غسلش دادند.
سپس دو جامعه زيباى سفيد، از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوش بوتر، يكى را به بدن نازنين فاطمه (عليها السلام ) پيچيدند و جامعه ديگر را مقنعه او قرار دادند.
آنگاه فاطمه (عليها السلام ) را دعوت به سخن گفتن كردند. فاطمه شروع به سخن گفتن كرد و گفت : شهادت مى دهم كه پروردگار و آفريننده من ، كسى نيست مگر خداى بزرگ و بى همتا، گواهى مى دهم به اينكه پدرم سيد و سرور برگزيدگان خدا و رسول خدا است و اقرار مى كنم به اينكه همسرم و جانشين رسول خداست و فرزندانم (حسن و حسين (عليهما السلام )) دو سبط رسول خدايند. پس از آن فاطمه (عليها السلام ) بر هر يك از آن چهار زنانى كه خديجه را در امر زايمان مساعدت كرده بودند با بردن نام ايشان سلام داد و آنها نيز با شادمانى پاسخ دادند.(25)
فاطمه (عليها السلام ) رشد جسمانى خود را آغاز كرد به طورى كه در هر روز به اندازه يك هفته و در هفته به اندازه يك ماه و در يك ماه به اندازه يك سال كودكان ديگر رشد مى كرد.
زلزله بزرگ در لحظه ولادت فاطمه (عليها السلام )
حضرت على (عليه السلام ) فرمود:
در شب تولد نور پاك فاطمه ، زلزله عظيمى در مكه اتفاق افتاد كه سنگهاى بزرگى از كوه ابوقيس جدا شد و بر زمينهاى پست و بلند مى غلطيدند. آن قدر اين زلزله ادامه داشت كه ابوطالب بر بالاى بلندى رفت و به خداوند عرض كرد:
الهى و سيدى اساءلك بالحمدية المحمودية و بالعلوية العالية و بالفاطمية البيضاء الا تفضلت على اءهل التهامة بالرحمة و الراءفه .
((اى خدا و آقاى من ! به مقام حمد شده محمدى و مقام بلند علوى و مقام درخشان فاطمى از او درخواست مى كنم كه بر اهل مكه بوسيله رحمت و مهربانيت تفضل و احسان نمايى .))
به اين ترتيب ابوطالب در پيشگاه خداوند به ساحت مقدس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على و فاطمه (عليهما السلام ) توسل جست و از بركت نام ايشان همان لحظه زمين مكه آرام شد.(26)
پس از آن مرم آن كلمات را حفظ كرده و در شدايد و بلاها مى خواندند ولى جهت آن را نمى دانستند.
كمك كردن زنان بهشتى در تولد فاطمه (عليها السلام )
طبرى در ((ذخائى العقبى )) از خديجه (عليها السلام ) نقل مى كند كه فرمود:
زمانى كه لحظه تولد فرزندم نزديك شد به سراغ قابله هاى قريش فرستادم ، تا مرا در امر زايمان مساعدت كنند، ولى چون همسر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودم از آمدن امتناع ورزيدند. در همين هنگام چهار زن بر من وارد شدند كه جمال ، زيبايى و نورانيت آنان قابل توصيف نيست !
يكى از آنان گفت : من مادر تو حوا هستم . دسيگرى گفت : من آسيه دختر مزاحم هستم . سومى خود را كلثم يا كلثوم خواهر موسى معرفى كرده و چهارمى گفت : من مريم دختر عمران ، مادر عيسى هستم ، آمده ايم تا در امر زايمان ، تو را كمك كنيم .
پس از آنكه فاطمه (عليها السلام ) به دنيا آمد نور جمالش فضا را روشن و منور ساخت و بر آنان با ذكر نامشان سلام كرد و درهمان لحظه تولد به يگانگى خداوند، رسالت پدرش ، امامت شوهر و فرزندانش شهادت داد.(27)
چه خوب سروده است شاعر:
خجلا من نور بهجتها 		تتوارى الشمس بالشفق
از خجالت درخشش نور او خورشيد، هر بامداد در پوشش شفق ، پنهان مى شود.
و حياء من شمائلها 		يتغطى الغصن بالورق
و از شرم شمايل و اوصاف او شاخه هاى درختان ، خود را به زير برگها گشيده و قامت خود را بدان پوشيده و پنهان مى دارند.
اعمال روز تولد حضرت فاطمه (عليها السلام )
در مفاتيح الجناح شيخ عباس قمى (رحمة الله عليه ) آمده است كه :
سال پنجم يا دوم از بعثت ولادت و با سعادت حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) واقع شده و در آن روز چند عمل مناسب است .
اول : روزه
دوم : خيرات و صدقات بر مؤ منين .
سوم : زيارت آن حضرت كه چنين است :
يا ممتحنة امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك ، فوجدك لما امتحنك صابرة ، و زعمنا انا لك اولياء و مصدقون ، و صابرون لكل ما اتانا به ابوك ، و اتى به وصيه ، فانا نسئلك ان كنا صدقناك الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك و مستحب است در ادامه بگويد: اسلام عليك يا بنت رسول الله ، السلام عليك يا بنت نبى الله ...
((اى آنكه خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خلقت بيازمود و در آن آزمايش ‍ بر هر گونه بلا و مصيبت تو را شكيبا و بردبار گردانيد و ما چنين پنداريم كه دوستان شما هستيم و مقام بزرگى شما را تصديق مى كنيم و بر هر دستور و تعليمات الهى كه پدر شما و وصيش كه درود حق بر او باد براى ما آورد صبور و مطيع خواهيم بود پس ما در خواست مى كنيم هرگاه كه مصدق و مؤ من به شما هستيم كه ما را به واسطه اين تصديق به رسول و وصيش خدا به شما ملحق فرمايد تا به ما مژده رسد كه بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاك سازد.))
نام فاطمه (عليها السلام ) را خدا بر او نهاد
از امام باقر العلوم (عليه السلام ) روايت كرده اند كه :
زمان