7)
مهر حضرت زهراء (عليها السلام )
1 - يك زره كه به مبلغ چهارصد يا چهارصد و هشتاد يا پانصد درهم ارزش ‍ داشت .(58)
2 - يك دست لباس كتان يمنى .
3 - يك پوست گوسفند دباغى نشده .
مهريه فاطمه (عليها السلام ) در آسمان
شخصى به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كرد: ما مهريه فاطمه (عليها السلام ) را در زمين دانستيم چقدر است (مهريه حضرت همان زره على (عليه السلام ) بود) اما مهريه او در آسمان چقدر بوده ؟ پيامبر فرمود: از آنچه به كارت مى آيد بپرس و آنچه را به كارت نيايد واگذار؟ آن شخص ‍ اصرار كرد و پيغمبر به او فرمود:
((مهريه فاطمه در آسمان ((خمس )) (5/1) زمين تعيين شده ، هر كسى در آن قسمت از روى بغض و عداوت نسبت به فاطمه (عليها السلام ) و فرزندان او، راه برود تا روز قيامت بر او حرام است .
در حديث ديگرى در مناقب از امام باقر (عليه السلام ) روايت شده كه فرود: مهريه حضرت در آسمان پنج يك (5/1) دنيا و ثلث بهشت و چهار رود از رودهاى دنيا، فرات ، نيل ، نهروان و بلخ مقرر شده است .(59)
مدت عقد و عروسى حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام )
بعضى از مورخين ، فاصله بين عقد و زفاف را يك ماه و گروهى يك سال نقل كرده اند. در اين مدت على و فاطمه (عليها السلام ) از روى شرم نام همديگر را بر زبان جارى نمى كردند، تا يك ماه گذشت . يك روز زوجات پيامبر نزد حضرت على (عليه السلام ) رفته و گفته : چرا در زفاف فاطمه (عليها السلام ) تاءخير مى كنى ؟ اگر شرم دارى اجازه ده ما با پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين مورد صحبت كنيم و اجازه عروسى را بگيريم .
على (عليه السلام ) رخصت داد كه ايشان با رسول خدا صحبت كنند. چون همه در حضور پيغمبر جمع شدند، اول ام سلمه عرض كرد: يا رسول الله ! اگر خديجه زنده بود خاطرش به زفاف فاطمه (عليها السلام ) مسرور مى شد و چشم فاطمه (عليها السلام ) هم به ديدار شوهرش روشن مى گشت . على خواستار همسرش است و ما همه در انتظار اين شادمانى هستيم . چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نام خديجه را شنيد اشك در چشمش ‍ حلقه زد و فرمود: مانند خديجه كجاست ؟ او بانويى بود كه مرا تصديق كرد آن هنگام كه همه مرا تكذيب مى كردند، او با مالش مرا در دين حق يارى كرد. خداوند به او بشارت داد كه در بهشت قصرى از زمرد كه در آن از همه بلايا مصون است خواهد داشت .
زوجات پيامبر عرض كردند: نام خديجه را به نيكويى نبرديم كه باعث ناراحتى شما گردد. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چرا على خود تقاضاى همسرش را نكرد؟ گفتند حياء مانع در خواست او شده است . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور داد يكى از اطاقها (اطاق ام سلمه ) را تميز و زينت كنند و ام سلمه را ماءمور كارهاى عروسى و زفاف فاطمه (عليها السلام ) كرد و سرانجام عروسى حضرت زهراء (عليها السلام ) واقع گشت .
خطبه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در عقد فاطمه (عليها السلام )
سپاس خداى را كه به نعمتش مورد سپاس و ستايش است و به قدرتش ‍ مورد پرستش و در سلطنت و پادشاهيش مطاع و فرمانبردار و به آنچه نزد اوست مورد رغبت و ميل همگان . آنكه از عذابش همگى ترسان ، فرمانش ‍ در آسمان و زمين نافذ و روان است . آفريدگان را به قدرتش آفريد و به احكام و فرامين خود آنان را متمايز ساخت و به دين خود ايشان را عزت بخشيد و به وسيله پيغمبر خود ((محمد)) گراميشان داشت .
به راستى كه خداى تعالى پيوند از طريق زناشويى را نسبى جديد و به صورت امرى فرض قرار داد و همگان را بدان ملزم ساخت و اين گونه فرمود:
((اوست كه از آب بشرى آفريد و آن را نژاد و پيوندى قرار داد و پروردگار تو قدرتمند است ))(60)
پس فرمان خدا به حكم او جريان يابد و حكمش به آنچه مقدر فرموده جارى شود. براى هر حكمى مقدرى و براى هر مقدرى مدتى و براى هر مدتى مكتوبى است . هر چه را خدا خواهد محو و هر چه را خدا خواهد ثبت مى كند و اصل همه كتابها نزد اوست ، بارى من شما را گواه مى گيرم كه فاطمه (عليها السلام ) را در برابر چهار صد مثقال نقره به عقد ازدواج على (عليه السلام ) در آوردم اگر او راضى باشد.(61)
خطبه عقد حضرت زهراء (عليها السلام )
پس از مراسم خواستگارى ، پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به همراه على (عليه السلام ) به مسجد رفته و به بلال فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن . هنگامى كه مردم جمع شدند، حضرت بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم ! آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج على و فاطمه (عليها السلام ) در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم و شما را به آن گواه گيرم . سپس ‍ حضرت نشست و به على فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان .
على (عليه السلام ) برخاست و فرمود: خدا را بر نعمتهايش سپاس مى گويم و شهادت مى دهم كه به غير از او خدايى نيست ، شهادتى كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، درودى كه مقام و درجه اش را بالا برد. اى مردم ! خدا ازدواج را براى ما پسنديده و بدان امر نموده است . اى مردم ! رسول خدا، فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد، از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.
مسلمانان به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كردند: يا رسول الله ! فاطمه را با على كابين بسته اى ؟ رسول خدا پاسخ دادند: آرى ، پس ‍ تمام حضار دست به دعا برداشته و گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميان شما دوستى و محبت افكند.(62)
تزيين اطاق عروسى
((حارثة بن نعمان ))يكى از منازل خود را به على (عليه السلام ) داد و حضرت على (عليه السلام ) اطاق عروسى را تزئين كرد. بهتر است بدانيم كه اطاق عروس و داماد چگونه تزئين شده بود!!
آرى مولاى متقيان مقدارى شن در كف اطاق پهن كرد و چوبى در داخل اطاق نصب فرمود كه بر آن مشك و كوزه را آويزان فرمودند. چوب بزرگى را نيز از اين ديوار به آن ديوار به عنوان پرده آويزان نمود، و آنگاه پوست گوسفند را بر روى شن كف اطاق پهن نمود و بالشى از برگ خرما روى آن نهاد، اين تمام چيزهايى بود كه على (عليه السلام ) از متاع دنيا و زخارف آن در تزئين اطاق عروسى بهره برده بود.(63)
دعاى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در شب عروسى حضرت فاطمه (عليها السلام )
وقتى كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) وارد خانه على (عليه السلام ) شدند، رسول گرامى اسلام ، على را فرا خواندند و به فاطمه زهراء فرمان دادند تا پيش او بنشيند، آنگاه دست فاطمه (عليها السلام ) را گرفت و در دست على (عليه السلام ) نهاد و فرمود: خدا دختر رسولش را بر تو مبارك فرمايد. اى على ! اين فاطمه امانت من است نزد تو. اى على ! اين فاطمه (عليها السلام ) بهترين همسرى است كه تو مى توانستى انتخاب كنى و اى فاطمه ! اين على (عليه السلام ) برترين شوهرى است كه امكان داشت نصيب تو گردد.
سپس فرمود: پروردگارا! نيكيهاى خود را براى آن دو و در دو فرزندشان قرار بده پروردگارا! اين دو، محبوب ترين مخلوق نزد من هستند. خدايا! آن دو را دوس