 عالم ، آن زنى كه سزاوار است به او گفته شود: كه فداى تو عمه ها و خاله هاى من .
بعد از او عايشه اشعارى سرود و سپس حفصه چنين گفت :
فاطمه بهترين زنان بشر، آن كسى كه صورتى همچون قرص ماه دارد. پروردگار به فضل خود به آيه هاى سوره زمر تو را بر تمام جهانيان برترى داده است . خداوند تو را به جوانى فاضل تزويج فرمود، على بهترين كسى است كه موجود است .
پس از حفصه ، معاذه (مادر سعبن معاذ) چنين سرود: ما همراه دختر پيامبر هدايت هستيم كه شرف در او جمع و فراهم شده است ، در قله ارتفاعى بلند مرتبه كه هيچ كس را شبيه و نزديك او نمى بينم . اين قافله به اين صورت در حركت بودند تا اينكه به خانه على (عليه السلام ) رسيدند.
استفاده كردن حضرت از بوى خوش
ام سلمه مى گويد: وقتى كه مى خواستند حضرت فاطمه (عليها السلام ) را به خانه على ببرند، به فاطمه (عليها السلام ) گفتم : آيا عطر و بوى خوشى داريد؟ فرمود: آرى ، شيشه اى از عطر مخصوص ذخيره كرده ام . فاطمه (عليها السلام ) شيشه عطرى آورد و مقدارى از آن را در كف دستم ريخت ، آنچنان بوى خوشى داشت كه هرگز مثل آن نبوئيده بودم ، گفتم : اين بوى خوش را از كجا تهيه كرده اى ؟ فرمود: هر وقت ((دحيه كلبى ))(73) به حضور پدرم مى آمد، پدرم به من مى فرمود: اى فاطمه ! فرشى براى عمويت بياور. فرشى مى آوردم و او بر آن مى نشست . وقتى بر مى خاست از درون لباسش ‍ چيزى بر زمين مى ريخت ، پدرم به من مى فرمود: جمع كن ، اين عنبر است كه از بال و پر جبرئيل ريخته است .
برخى نوشته اند: هرگاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در خواب قيلوله عرق مى كرد، حضرت فاطمه (عليها السلام ) عرق او را مى گرفت و در شيشه اى مى كرد، اين عرق بوى خوشى داشت كه از آن متصاعد مى شد.(74)
شادمانى ملائكه در عروسى فاطمه (عليها السلام )
عبدالرحمن صفورى از جابر بن عبدالله نقل مى كند كه :
ام ايمن (75) در حالى كه مى گريست بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد شد. رسول مكرم اسلام از علت گريه او سؤ ال فرمودند. گفت : مردى از انصار دختر خويش را شوهر داده و در مراسم ازدواج ، بر سر دختر خويش ‍ گردو و شكر افشانده ، من با دين اين منظره به ياد منظره ازدواج فاطمه زهراء (عليها السلام ) افتادم كه شما بر سر وى چيزى نيفشانديد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: قسم به آن كس كه مرا به پيامبرى برانگيخت و رسالت را خاص من گرانيد، پروردگار متعال در آن هنگام كه فاطمه را براى على تزويج فرمود، ملائكه مقرب خود را امر كرد تا در گرد عرش او جمع شوند كه در ميان اين فرشتگان ، جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل نيز حضور داشتند. آنگاه به پرندگان امر فرمود: نغمه سرائى كرده و درخت طوبى بر آنان لؤ لؤ شفاف و درخشنده با دُرّ سفيد همراه با زبرجد سبز و ياقوت سرخ بيفشاند.(76)
وليمه عروسى حضرت فاطمه (عليها السلام )
على (عليه السلام ) مى فرمايند: حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) از پول زره ده درهم به من داد و فرمودند: يا على ، با اين پول مقدارى روغن و خرما و كشك تهيه كن . من طبق دستور حضرت آنها را خريده و به نزد ايشان آوردم پيامبر خود نيز گوسفند چاقى تهيه نموده بود. حضرت سفره چرمى خواست ، آستين بلا زد و از آن خرما و كشك و روغن غذايى تهيه نمود آنگاه به من فرمود: هر كس را كه مى خواهى دعوت كن .
على (عليه السلام ) مى فرمايد: من به مسجد آمدم ، ديدم جمع كثيرى از صحابه در مسجد حضور دارند و من از اينكه گروهى را دعوت كنم و عده اى را دعوت نكنم شرمگين شدم ، لذا روى بلندى رفته و گفتم : اى مردم ! همگى براى صرف وليمه فاطمه بيائيد. مردم بلند شده و به راه افتادند و من از كثرت جمعيت و كمى غذا خجالت مى كشيدم . چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اين مطلب آگاهى يافت ، فرمود: على جان من از خدا مى خواهم كه اين غذا را بركت دهد. پس تمام آن جمعيت از آن غذا خوردند و سير شدند در حالى كه چيزى از غذا كم نشد...
چون آفتاب غروب كرد زوجات پيامبر، فاطمه (عليها السلام ) را زينت و عطر آگين نمودند. پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، على (عليه السلام ) را در سمت راست و فاطمه (عليها السلام ) را در سمت چپ خود نشانيد و پيشانى آنها را بوسيد. آنگاه دست دخترش را در دست على (عليه السلام ) گذاشت و فرمود: على جان فاطمه همسر خوبى است ، به دخترش نيز فرمود: فاطمه جان ! على شوهر خوبى است ، سپس در حق آنها دعا كرد.(77)
ميخك و سنبل ، گلهاى عروسى
وقتى على (عليه السلام ) حضرت فاطمه (عليها السلام ) را از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خواستگارى كرد، پيامبر به على (عليه السلام ) فرمود: مى خواهم مژده اى به تو بدهم . على (عليه السلام ) ماجرا را پرسيد، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
قبل از آمدن تو، جبرئيل خبر ازدواج شما را به من داده بود. وقتى كه جبرئيل آمد در دستش دسته هاى گل ميخك و سنبل خوش بوى بود. پرسيدم : اين گلها براى چيست ؟ گفت : اين از گلهاى جشن عروسى على و فاطمه (عليها السلام ) در بهشت است ، امروز خداى تعالى به فرشتگان دستور آذين بندى بهشت را داد و فرمود: همه جاى بهشت را بيارايند و در فضاى آن عطر افشانى كنند و حوريان با خواندن ((طه )) ((يس )) و ((حمعسق )) سرود شادى بخوانند. ندايى از جانب خداوند برخاست كه امروز روز جشن عقد على بن ابى طالب است ، گواه باشيد كه من فاطمه دختر محمد را به ازدواج على بن ابى طالب در آوردم . خطبه عقد به دستور خداوند خوانده شد و ندايى بلند شد كه اى فرشتگان ! اى ساكنان بهشت ! به على و فاطمه تبريك گوييد(78)
جهاز حضرت صديقه طاهره (عليها السلام )
پس از اينكه حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيشنهاد ازدواج حضرت على (عليه السلام ) با فاطمه (عليها السلام ) را قبول كرد و از ميان وسايل كم على ، زره او را براى خرج عروسى قبول فرمود، على (عليه السلام ) زره را فروخت و پول آن را نزد رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورد. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين مبلغ را به سه قسمت تقسيم فرمودند، يك سوم براى خريد جهيزيه ، يك سوم براى خريدن عطر و بوى خوش و يك سوم آن را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند تا براى وليمه شب عروسى از آن استفاده كنند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) 63 درهم ، مقدار پولى را كه براى جهيزيه گذاشته بود به چند نفر از ياران و اصحاب داده و فرمودند: با اين پول براى دخترم آنچه از لوازم خانه مورد نياز است تهيه كنيد. آنها به بازار رفته و وسائل مورد نياز را خريدارى كردند كه آن وسائل عبارتند از:
1 - دو دست رختخواب از پارچه مصرى ، محتواى يكى از آنها برگ خرما و ديگرى پشم گوسفند بود.
2 - فرشى از پوست .
3 - بالشى از پشم با درونى از برگ خرما.
4 - عبائى خيبرى .
5 - مشك آب .
6 - دو كوزه و دو ظرف آب . (دو ظرف بزرگ و دو ظرف كوچك )
7 - آفتابه .
8 - پرده اى از پشم نازك .
9 - پيراهنى به قيمت 9 درهم .
10 - يك روسرى به ارزش چهار درهم .
11 - حوله اى سياه رنگ .
12 - تختى پوشيده به روتختى .
13 - چهار زير دستى از پشم طائف با محتواى از گياهى به نام اذفر.
14 - حصيرى بحرينى .
15 - د