را؟ عاشق ذات خدا 		مظهر اسماء و اوصاف خدا
كيست زهرا؟ دخت احمد، مصطفى 		مظهر كل الكمال كبريا
فاطمه در بيان پيامبر
فاطمه زهراء (عليها السلام ) به خاطر منزلت و جايگاهى كه در نزد پروردگار عالميان داشتند، بسيار مورد علاقه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند. رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در قالب گفتار و كردار، بارها محبت و علاقه قلبى خود نسبت به فاطمه را ابراز داشتند كه در اينجا به نمونه هايى از آن كلمات اشاره مى كنيم .
1 - ((فاطمة بضعة منى ؛ فاطمه پاره تن من است )).
2 - ((هى نور عينى ؛ فاطمه نور چشم من است )).
3 - فاطمة حوراء انسية ، كلما اشتقت الى الجنة قبلتها؛
فاطمه حوريه اى است به صورت انسان ، هر زمانى كه من مشتاق بهشت مى شوم او را مى بوسم )).
4 - ((ابنتى فاطمة حوراء آدمية ؛ دخترم فاطمه حوريه است به صورت آدميان )).
5 - ((فاطمة هى الزهرة ؛ فاطمه گل است .)).
6 - فاطمة روحى اللتى بين جنبى ؛ فلاطمه روح و جان من است )).
7 - ((فاطمه ثمرة فو آدى ؛ فاطمه ميوه دل من است )).
8 - ((و هى قلبى ؛ فاطمه دل و قلب من است )).
9 - ((فمن اذاها فقد آذانى ؛ هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده است )).
10 - ((فمن اغضبها اغضبنى ؛ هر كه او را خشمگين كند مرا خشمگين كرده است )).
11 - و يبسطنى ما بيسطها و يريبنى ما راءبها؛ هر كس فاطمه را شاد كند مرا شاد كرده است و هر كه فاطمه را نگران كند مرا نگران كرده است )).
بوى بهشت
ابن عباس گويد: عايشه بر رسول خدا وارد شد، در حالى كه پيامبر مشغول بوسيدن فاطمه (عليها السلام ) بود. سؤ ال كرد: آيا فاطمه را دوست مى دارى ؟ فرمود آرى ! والله تو نيز اگر ميزان دوست داشتن مرا نسبت به او مى دانستى محبتت به فاطمه ام زيادتر مى شد، زيرا آن شب كه مرا به آسمان چهارم به معراج بردند، در آن هنگام به من خرماى تازه اى كه نرم تر از كف و معطرتر از مشك و شيرين تر از عسل بود دادند. خرما در من به صورت نطفه در آمد و از آن خديجه (عليها السلام ) به فاطمه (عليها السلام ) حامله شد. پس فاطمه (عليها السلام )، حوريه اى است به صورت انسان كه هرگاه من مشتاق بهشت مى شوم بوى فاطمه (عليها السلام ) را استشمام مى كنم .(93)
دعاى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى فاطمه (عليها السلام )
عمران بن حصين مى گويد: يك روز خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودم كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) بر او وارد شد. وقتى چشم آن حضرت به صورت دخترش كه از شدت گرسنگى زرد و آثار از خون در آن ديده نمى شود افتاد، او را به نزد خويش خواند، دست مباركش ‍ را بر سينه او نهاد و فرمود: اى خدايى كه گرسنه ها را سير مى كنى و درماندگان را بالا مى برى ، فاطمه (عليها السلام ) دختر محمد را گرسنه مدار. عمران مى گويد: به بركت دعاى پيغمبر زردى صورت حضرت زهراء (عليها السلام ) بر طرف شد و آثار خون در صورتش هويدا گشت .(94 )
فاطمه جان ! صدايم كن ((اى پدر))
وقتى كه آيه شريفه :
لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا.(95)
نازل شد، فاطمه زهراء (عليها السلام ) شاگرد اول قرآن ، لحن گفتگوى خود را با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عوض كرده و به جاى پدرم ، در هنگام گفتگو با پيامبر از واژه ((يا رسول الله )) استفاده نمود.
اين واژه هر چند حاوى يك نوع احترام و تكريم بود، اما براى رسول خدا از طرف فاطمه (عليها السلام ) رنگ و بوى عاطفى و جلاى عشق و صفا را نداشت و واژه اى دلنشين براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از طرف دخترش نبود، (لذا با عكس العمل پيامبر مواجه گرديد.)(96)
از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده است كه : حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) فرمودند: به هنگام نزول آيه شريفه ((لا تجعلو دعا الرسول ...)) هيبت و شكوه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مانع از اين شد كه به حضرت بگويم ((يا ابة ، اى پدر جان )) لذا ((يا رسول الله )) خطاب مى كردم . چند بار ايشان را به همين ترتيب صدا كردم ، ولى پيامبر از پاسخ دادن خوددارى فرمودند تا اينك رو به من كرده فرمود: فاطمه جان ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است ، تو از منى و من از تو هستم . اين آيه در رابطه با جفاكاران و انسانهاى خودخواه و متكبر نازل گرديده است . پس فاطمه جانم ، به من بگو ((اى پدر))، زيرا اين كلمه قلبم را احياء كرده و خدا را ارضى مى كند.
انت منى و انا منك ، قولى يا ابة فانها اءحيى للقلب و اءرضى للرب ؛ تو از منى و من از تو، بگو به من ((اى پدر))، زيرا آن مايه حيات قلب من و خشنودى پروردگار است .(97)
پس حضرت ، پيشانى مرا بوسيد و آب دهان مبارك را به صورتم كشيد كه پس از آن ديگر به استعمال عطر نيازى نداشتم .(98)
اطاعت از پدر
اسماء دختر عميس روايت كرده اند كه گفت :
روزى در خدمت فاطمه (عليها السلام ) در حالى كه در گردنش گردنبندى از طلا بود نشسته بودم . (اين گردنبد را حضرت على (عليه السلام ) از سهم غنايم جنگى خود براى فاطمه (عليها السلام ) خريده بود). در اين وقت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد خانه دخترش شد، چون چشمش به آن گردنبند افتاد فرمود:
اى فاطمه (عليها السلام )! مردم نمى گويند فاطمه (عليها السلام ) دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) زيور آلات جباران را به تن كرده است ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيش از اين سخنى نگفت . حضرت فاطمه (عليها السلام ) با شنيدن سخن كوتاه پدر، گردنبند را بيرون آورده ، آن را فروخت و با پول آن بنده اى خريدارى كرد و آزاد نمود.(99)
آموختن از پدر
زراره از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود:
فاطمه (عليها السلام ) نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اظهار دلتنگى كرد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) برگ خرمايى به او داد و فرمود: دخترم ! آنچه در آن است بياموز.
در آن برگ چنين نوشته شده بود:
((هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، همسايه اش را اذيت نمى كند.))
((هر كس كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، مهمانش را گرامى مى دارد.))
((هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد سخن نيك بگويد يا سكوت كند)).(100)
فاطمه (عليها السلام ) بهترين افراد روى زمين
قال رسول الله (عليه السلام ):
و لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة ، بل هى اعظم ، ان فاطمة ابنتى و خير اهل الارض عنصرا و شرفا و كرما؛
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود اگر حسن و نيكويى در قالب يك شخص و يك چهره در مى آمد آن شخص فاطمه بود، بلكه از آن هم بزرگتر بود، مطمئنا دختر من فاطمه بهترين افراد روى زمين از نظر شخصيت ، شرافت و كرامت است .(101)
بركت غذا به دعاى فاطمه (عليها السلام )
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد:
يك سال در مدينه قحطى شده بود و چند روزى بود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) غذايى براى خوردن نداشت ، پس به حجره هاى همسرانش رفت . اما غذايى نيافت .
به خانه فاطمه (عليها السلام ) رفت و از دخترش تقاضاى غذا نمود. فاطمه (عليها السلام ) عرض كرد: فدايت گردم ، هيچگونه غذايى در خانه نيست ، بعد از رفتن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) يكى از همسايگان دو قرص نان و مقدارى گوشت برا