اطمه (عليها السلام ) داد و فرمود:
خذى هذا السيف فقد صدقنى اليوم
اين شمشير را بگيرد، كه امروز وفاى خود را نسبت به من نشان داد.
سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود:
اى فاطمه (عليها السلام ) شمشير على را بگير كه شوهرت امروز دين خود را ادا كرد و خداوند و به وسيله شمشير او بزرگان قريش را از پاى در آورد.(131)
فاطمه (عليها السلام ) به سؤ الات شرعى با گشاده روئى پاسخ مى داد
على (عليه السلام ) نقل فرمود: روزى يكى از زنان مدينه خدمت حضرت فاطمه (عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيرى دارم كه در مسائل نماز سؤ الاتى دارد، مرا فرستاده تا مسائل شرعى نماز را از شما بپرسم .
حضرت زهراء (عليها السلام ) فرمود: بپرس .
زن مسائل فراوانى را مطرح كرد و پاسخ شنيد. در ادامه پرسشها، آن زن خجالت كشيد و گفت : اى دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم . حضرت فاطمه فرمود: آن چه سؤ ال دارى بپرس ، آيا كسى را اجير نمايند كه بار سنگينى را به بام ببرد و در مقابل ، صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار است ؟
آن زن گفت : خير. حضرت ادامه داد: من هر مساءله اى را كه پاسخ مى دهم . بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤ لؤ پاداش مى گيرم ، پس سزاوارتر است كه بر من سنگين نيايد.(132)
دفاع از امام على (عليه السلام ) در فتح مكه
ام هانى ، خواهر على (عليه السلام ) گويد: در روز فتح مكه دو تن از خويشان مشرك شوهرم را پناه دادم . هنوز آنها در خانه ام بودند كه ناگهان برادرم على (عليه السلام )، سواره و زره پوش وارد خانه ام شده و به طرف آن دو تن شمشير كشيد. من ميان او وايشان ايستادم و گفتم : اگر بخواهى آن دو را بكشى بايد پيش از آنها مرا بكشى ! (ظاهرا خواهرش حضرت را نشناخته بود.) على (عليه السلام ) بيرون رفت در حالى كه چيزى نمانده بود آنها را بكشد. من خود را به محل خيمه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ((بطحا)) رساندم ، اما آن حضرت را پيدا نكردم ، ولى فاطمه (عليها السلام ) را ديدم و ماجرا را برايش گفتم ، ديدم فاطمه (عليها السلام ) از همسرش قاطع تر است ، با تعجب فرمود: تو هم بايد مشركين را پناه دهى ؟ يا به نقلى حضرت زهراء (عليها السلام ) در مقام دفاع از شوهرش بر آمده و روى به ام هانى كرده فرمود: اى ام هاين ! تو از اينكه على دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا را ترسانيده و تهديد كرده ، آمده اى به حضرت رسول شكايت كنى ...؟
در اين ميان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و از حضرتش براى آن دو نفر امان طلبيدم و پيامبر به آنها امان داد. پس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود كه براى او آب فراهم كند. فاطمه آب فراهم كرد و پيامبر شستشو نمود.
(ناگفته نماند) هنگامى كه هند و ديگر زنان مشركين براى اعلام پذيرش ‍ اسلام و بيعت به حضرت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيدند فاطمه (عليها السلام ) نيز حضور داشت .(133)
خانه فاطمه (عليها السلام ) خانه من است
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) در ضمن حديثى طولانى چنين فرمود:
پيامبر اكرم به هنگام رحلت از اين دنيا فرمود: ((آگاه باشيد كه در خانه فاطمه (عليها السلام ) در خانه من و خانه اش خانه من است ، هر كس هتك حرمت او كند، حجاب خداوند را دريده و هتك حرمت خدا را كرده است .))
راوى اين حديث مى گويد: حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) مدتى طولانى گريست و فرمود: به خدا سوگند كه حجاب خداوند هتك شد، به خدا سوگند حجاب خدا هتك شد، به خدا سوگند حجاب خداوند هتك شد، اى مادر! درود خداوند بر او باد.(134)
شرافت فاطمه (عليها السلام ) بر حورالعين
فاطمه (عليها السلام ) از جمله ابرار و كسانى است كه سوره ((هل اتى )) درباره آنان نازل شده است .
علماى شيعه و سنت نكته اى راجع به عظمت حضرت فاطمه (عليها السلام ) در سوره ((هل اتى )) بيان مى كنند كه از آن جمله ، ((ابوالفرج عبدالرحمن بن الجوزى )) است ، او مى گويد:
((شگفتا كه انواع نعمت هاى بهشت از پوشيدنيها، طعامها، آشاميدنيها، قصرها، چشمه هاى جارى در سوره ((هل اتى )) ذكر شده ، ولى از زنان و حوريان بهشتى كه نهايت لذت است سخنى به ميان نيامده و اين به خاطر احترام فاطمه (عليها السلام ) است كه اشرف دختران به شمار مى آيد. كسى كه فاطمه زهراء (عليها السلام ) را وصف مى كند از حورالعين سخن به ميان نمى آورد.))(135)
پذيرايى شايسته از مهمان
قرآن كريم در شرح ايثار خاندان نبوت در سوره مباركه حشر مى فرمايد: و يوثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصة (136)
شرح ماجرا:
در حديث آمده است كه مردى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شد و از گرسنگى شكايت كرد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شخصى را به حجره هاى همسران خود فرستاد تا چيزى براى مرد فقير بيابند، اما همگى آنها گفتند:
((ماعندنا الا الماء؛ نزد ما چيزى جز آب نيست )).
سپس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رو به اصحاب كرد و فرمود: چه كسى امشب اين مرد فقير را مهمان مى كند؟
على (عليه السلام ) فرمود:
((انا له يا رسول الله ؛ من پذيرائيش مى كنم اى رسول خدا!))،
پس به طرف خانه حركت كرد و جريان را به اطلاع حضرت فاطمه (عليها السلام ) رساند، حضرت فاطمه گفت :
ما عندنا الا قوت الصبية و لكنا نؤ ثر به ضعيفنا
نزد ما غذايى ، جز به اندازه دختر بچه اى نيست و لكن ما مهمان را بر خود مقدم مى داريم .
آن شب على (عليه السلام ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: شما بچه ها را خواب كن ، من از مهمان پذيرايى مى كنم . چراغها را خاموش كرد و خود به همراه مهمان سر سفره نشست ، اما خود از غذا چيزى نخورد تا اينكه مهمان سير شد، صبح همان شب اين آيه نهم از سوره حشر در شاءن ايشان ، (على و فاطمه (عليها السلام )) نازل شد. على (عليه السلام ) صبح كه خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شد. (بى آنكه سخنى بگويد) پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تبسم كرد و آيه فوق را تلاوت فرمود و ايثار آنها را ستود.(137)
تحمل گرسنگى با شنيدن فضايل على (عليه السلام )
حضرت فاطمه (عليها السلام ) گويد: نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته سلام كردم ، حضرت فرمود: عليك السلام دخترم ! اى پيامبر خدا! به خدا سوگند كه امروز صبح در خانه على (عليه السلام ) يك دانه گندم هم نبود. هم اكنون پنچ روز است كه غذا به دهان او وارد نشده است . صبحگاهان نه گوسفندى داشتيم ، نه شترى و نه خوراكى و نه آشاميدنى اى !!
حضرت فرمود: نزديك بيا. نزديك رفتم . فرمود: دستت را ميان پشت و لباسم قرار ده . من چنين كردم ، مشاهده نمودم كه بين پشت و شانه حضرت سنگى است كه به سينه ايشان بسته شده است ، فريادى كشيدم ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: دخترم ! حدود يك ماه است كه در خانه هاى خاندان محمد آتشى براى غذاى افروخته نشده است . سپس ‍ فرمود: آيا قدر و منزلت على (عليه السلام ) را ميدانى ؟
او كسى است كه كارهاى مرا در سن دوازده سالگى كفايت كرد و در شانزده سالگى در پيش روى من به دفاع از من شمشير زد، 