ف خانه شان عرش پروردگار جهانيان مى باشد. از درون خانه آنان پنجره اى گشاده به سوى عرش ، معراج وحى مى باشد كه فرشتگان صبح ، شب و در هر ساعت و هر لحظه بر آنان وحى نازل مى كنند. ورود و خروج گروههاى فرشتگان از آنان نمى گسلد، گروهى فرود مى آيند و گروهى بالا مى روند.(185)
فاطمه (عليها السلام ) در مراسم حجة الوداع
در ماه رمضان سال دهم هجرى ، على (عليه السلام ) از سوى پيامبر براى يك ماءموريت مهم رزمى تبليغى به همراه سيصد سواره نظام به كشور يمن كه در قلمرو پيامبر بود اعزام شد. پس از انجام ماءموريت و موفقيت كامل ، على (عليه السلام ) از يمن طى نامه اى گزارش كار خود را براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرستاد. پيامبر در پاسخ به على (عليه السلام ) امر فرمود: براى انجام مراسم حج خود را به مكه برسان .
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ماه ذيقعده آن سال با عده زيادى از مردم براى سفر حج مهيا شده و در روز شنبه 25 ذيقعده سال دهم هجرى قمرى از مدينه به سوى مكه حركت نمودند و در ((ذى الحليفه )) احرام بستند.
همه همسران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و حضرت فاطمه (عليها السلام ) در اين سفر همراه پيامبر در انجام مناسك حج حضور داشتند.
على (عليه السلام ) پس از گذشت سه ماه از ماءموريت . در ايام حج به مكه رسيد و در آنجا همسر عزيزش فاطمه را ديدار نمود.
در پايان اين سفر (حجة الوداع ) در ((غدير خم )) در يك اجتماع با شكوه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فرمان خداوند على (عليه السلام ) را به امامت و جانشينى خود منصوب نمود. پس با توجه به حضور فاطمه (عليها السلام ) در حجة الوداع با اطمينان مى توان گفت كه : ((فاطمه زهراء در مراسم با شكوه غدير خم حضور داشته است .(186)
اولين مدافع حريم ولايت
در آن هنگامه غم آلود مدينه كه على (عليه السلام ) را به زور به طرف مسجد مى بردند، فاطمه زهراء (عليها السلام ) ميان جمعيت آمد و بين امام و آنان قرار گرفت و فرمود:
سوگند به خدا، نمى گذارم پسر عموى مرا ظالمانه به سوى مسجد ببريد. واى بر شما چه زود به خدا و رسولش خيانت كرديد، با اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيروى از ما و دوستى با ما را به شما سفارش ‍ كرده بود...
آنگاه كه امام را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهراء (عليها السلام ) وارد مسجد شد و فرمود: رها كنيد پسر عموى مرا. قسم به آن خدايى كه محمد را به حق برانگيخت ، اگر از على دست بر نداريد گيسوان خود را پريشان كرده و پيراهن رسول خدا را بر سر افكنده در برابر خدا فرياد خواهم زد.
در مسجد وقتى كه عمر با شمشير برهنه ، على (عليه السلام ) را تهديد كرد كه اگر بيعت نكنى گردنت را مى زنم ، در اين هنگام حضرت زهراء (عليها السلام ) خطاب به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر! آيا مى خواهى شوهرم را از دستم بگيرى ؟ سوگند به خدا اگر دست از او برندارى ، موى سرم را پريشان مى كنم و گريبان چاك زده كنار قبر پدرم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى روم .
سپس دست امام حسن و حسين (عليه السلام ) را گرفت و به سوى قبر پيامبر به راه افتاد. حضرت على (عليه السلام ) به سلمان فرمود: سلمان ، فاطمه (عليها السلام ) را درياب ، گويى دو طرف مدينه را مى نگرم كه به لرزه در آمده ، سوگند به خدا، اگر فاطمه (عليها السلام ) گريبان چاك نمايد و كنار قبر پيامبر نفرين و ناله سر دهد ديگر مهلتى براى مردم مدينه باقى نمى ماند و زمين همه آنها را در كام مرگبار خود فرو مى برد.
سلمان شتابان خدمت حضرت زهراء (عليها السلام ) رسيد و گفت : اى دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) خداوند پدرت را مايه رحمت جهانيان قرار داده است ، خواهش مى كنم به خانه برگرد و نفرين در حق مردم نادان مكن . حضرت پاسخ داد: اى سلمان ! آنها قصد جان على (عليه السلام ) را دارند، من در شهادت على (عليه السلام ) نمى توانم صبر كنم ، صبرم تمام شده ...
سلمان گفت : امام على (عليه السلام ) مرا فرستاد و فرمود كه به شما بگويم : به خانه باز گرديد و نفرين نكنيد. وقتى كه حضرت زهراء (عليها السلام ) پيام امام را شنيد، فرمود: حال كه شوهر و امام من فرمان داده كه به خانه باز گردم ، مى روم و صبر مى كنم و از او اطاعت مى كنم . بعد از اينكه دست از امام برداشتند امام على (عليه السلام ) تنها و مظلوم از مسجد مدينه بيرون آمده و راه خانه را در پيش گرفت . حضرت زهراء (عليها السلام ) به شوهر معصوم خود نگريسته و فرمود: على جان ! جانم فداى جان تو، جان و روح من سپر بلاهاى جان تو. يا ابالحسن (عليه السلام )! همواره با تو خواهم بود. اگر تو در خير و نيكى به سر برى با تو خواهم زيست و با تو خواهم بود.(187)فصل هفتم : فرزندان
مادرى نمونه
يكى از ابتدايى ترين مراحل پروش و اثر گذارى در روح كودك نامگذارى است . نامگذارى ، براى طفل اهميت فوق العاده اى دارد، زيرا اولين چيزى كه در فهم لطيف و حساس كودك راه پيدا مى كند نام و شهرت اوست و اينكه اين نام چه بار فرهنگى و معنا دارى را حمل مى كند، تاءثير زيادى در روح و روان كودك دارد. بدين جهت على (عليه السلام ) يكى از حقوقى را كه فرزندان بر عهده پدر دارند نام نيكو و پسنديده مى شمارد و مى فرمايد:
حق الولد على الوالد اءن يحسن اسمه ؛
حق فرزند بر پدر اين است كه نامى نيكو بر او بگذارد.(188)
با اين توضيح نگاهى كوتاه مى كنيم به زندگى حضرت زهراء (عليها السلام ) در رابطه با تولد فرزندان و نام گذارى و عقيقه و...
بعد از تولد امام حسن ، امام حسين ، حضرت زينب و ام كلثوم (عليها السلام ) حضرت زهراء (عليها السلام ) امر نامگذارى را به على (عليه السلام ) واگذار مى كرد. على (عليه السلام ) مى فرمود: من در امر نامگذارى فرزندانم از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سبقت نمى گيرم ، بنابر اين كودك را نزد پيامبر مى آورد و حضرت هم به نامهاى برگزيده شده از طرف خداوند بر آنان نام مى گذاشت .
يكى ديگر از سنتهاى جارى در زندگى صديقه كبرى ، گفتن اذان در گوش ‍ راست و اقامه در گوش چپ فرزند بود و ديگر عقيقه (قربانى كه در واقع مى توان آن را بيمه سلامتى شمرد) و صدقه براى نوزاد متولد شده بود.
نقل شده است كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) هر گاه صاحب فرزندى مى شد، براى او گوسفندى عقيقه مى داد، سپس روز هفتم ، سر او را مى تراشيد و برابر وزن موهاى او نقره صدقه داده و براى قابله و همسايه ها هديه مى فرستاد و ديگران را در شادى خود سهيم مى كرد.(189)
فرزندان فاطمه (عليها السلام )
حاصل پيوند آسمانى فاطمه زهراء (عليها السلام ) با على (عليه السلام ) سه پسر و دو دختر مى باشد.
امام حسن (عليه السلام )
اولين فرزند فاطمه (عليها السلام ) بود كه در 15 رمضان سال سوم هجرى قمرى متولد شد. بعد از تولد او را در پارچه اى سفيد پوشاندند و جهت نامگذارى خدمت رسول اكرم بردند. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به امر پروردگار نام ((حسن ))را بر او نهاد و برايش گوسفندى عقيقه كرد و روز هفتم سر او را تراشيد و به اندازه وزن آن نقره صدقه داد.
امام حسن (عليه السلام ) دوران كودكى را در دامن پيامبر (صلى ال