لامهات فارضعته پدر جان ! اين نوزاد از گرسنگى گريه مى كرد، دلم به حالش سوخت پس به او شير دادم )). رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
ابى الله عز و جل الا ما اءراد؛ خداوند نمى خواهد الا آنچه را خود خواهد.
(كنايه از اينكه اگر حسن (عليه السلام ) شير نمى خورد تا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى آمد امامان امت از صلب او بودند).
بعد از امام حسن (عليه السلام ) وقتى كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) به امام حسين (عليه السلام ) باردار شد، باز پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: دخترم فاطمه ! جبرئيل به من خبر داد كه به زودى صاحب پسرى خواهى شد، پس به او شير مده تا من حاضر شوم . اگر چه يك ماه باشد! عرض كرد: پدرجان چنين خواهم كرد. پيامبر به هنگام تولد حسين (عليه السلام ) هم از مدينه به جهت امرى خارج شده بودند. فاطمه به دستور پيامبر از شيردادن خوددارى كردند تا اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مراجعت نمودند و به خانه فاطمه (عليها السلام ) آمدند و به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: با اين مولود چه كردى ؟ عرض كرد: پدرجان طبق دستور شما به او شير ندادم . پس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حسين (عليه السلام ) را به بغل گرفت و زبان مباركش را در دهان او گذاشت تا بمكد و سيراب شود پس پيامبر دو بار فرمود: كامياب شدى اى حسين ؟ كافيست تو را، آنگاه فرمود: خداوندا با دارد الا آنچه را خود بخواهد و ((وهى فيك و فى ولدك ؛ امامت در تو و فرزندان توست )).
به روايتى ديگر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) انگشت ابهام خود را در دهان حسين (عليه السلام ) گذاشت و در هر يك روز يا دو روز اين عمل را تكرار مى نمود و تا چهل روز ادامه داشت تا اينكه گوشت حسين (عليه السلام ) از گوشت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرورش ‍ يافت .(228)
پارچه دست بافت فاطمه (عليها السلام )
در پى خطبه هاى امام سجاد (عليه السلام ) و حضرت زينب (عليها السلام ) و جريانات ديگر، باعث شد كه مردم شام تغيير جهت داده و بر عليه يزيد شدند. يزيد از ترس شورش مردم و جهت اغفال آنها اظهار پشيمانى مى كرد و به اهل بيت (عليها السلام ) اظهار محبت مى كرد و حتى به آنها اجازه داد كه در دمشق براى امام حسين (عليه السلام ) و شهداى كربلا عزادارى كنند. نقل شده كه وقتى يزيد خواست اهل بيت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در مدينه باز گرداند به امام سجاد (عليه السلام ) گفت : اگر سه حاجت از من تقاضا كنى هر سه را برآورده مى كنم . امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: اول آنكه سر مقدس پدرم حسين (عليه السلام ) را بده تا آن صورت نازنين را ببينم . دوم آنكه اموالى را كه از ما غارت شده است به ما بازگردانى . سوم آنكه اگر تصميم كشتن مرا دارى ، شخص امينى را معين كن كه اين بانوان را به حرم جدمان مدينه برساند. يزيد گفت : در مورد تقاضاى اول ، هرگز روى پدرت را نخواهى ديد. دوم اينكه 9 من تو را عفو كردم و زنان را كسى جز تو به مدينه باز نمى گرداند.
و اما اموالى را كه از شما به غارت برده اند من در عوض چندين برابر قيمت آن را به شما مى پردازم .
امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: ما از اموال تو چيزى نمى خواهيم و بگذار از اموالت چيزى كم نشود، ولى اموال غارت شده خود را مى خواهيم ، زيرا بافته هاى مادرم فاطمه (عليها السلام ) دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مقنعه و گردنبند و پيراهن او در ميان آنهاست . يزيد دستور داد آن اموال را باز آورند و دويست دينار از مال خود بر آن افزود و به امام سجاد (عليه السلام ) داد و آن حضرت آن را گفت و در ميان فقرا و مساكين تقسيم كرد.(229)
مرقد حضرت معصومه (سلام الله عليها) تجليگاه مرقد حضرت زهراء (سلام الله عليها)
آيت الله العظمى مرعشى نجفى (رحمة الله عليه ) در درس خود فرمودند: من متولد شده نجف اشرف و بزرگ شده آنجا بودم ، علت آمدنم به شهر قم اين بود كه مرحوم پدرم ، آيت الله سيد محمود مرعشى براى آنكه از محل قبر شريف حضرت زهراء (عليها السلام ) با خبر شود چهل شب در حرم حضرت على (عليه السلام ) بيتوته (شب زنده دارى و عبادت و مناجات ) نمود، يك شب آن حضرت (در يك حالت مكاشفه ) به پدرم فرمود: سيد محمود چه مى خواهى ؟ پدرم عرض كرد: محل قبر حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) كجاست تا در كنار قبرش بروم و او را زيارت كنم ؟ حضرت فرمود: من كه نمى توانم قبر فاطمه (عليها السلام ) را بر خلاف وصيت او معلوم كنم . پدرم عرض عرض : پس در هنگام زيارت او چه كنم ؟ حضرت فرمود: خداوند مقام شكوهمند فاطمه را (در اين مورد) به حضرت معصومه داده است ، يعنى مرقد حضرت معصومه تجليگاه مرقد شريف حضرت زهراء است . هر كس مى خواهد زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام ) را درك كند مرقد حضرت معصومه (عليها السلام ) را زيارت كند.(230 )فصل هشتم : فضايل و كرامات
حضرت زهراء و حضرت مريم
مريم از يك نسبت عيسى عزيز 		از سه نسبت حضرت زهراء عزيز
نور چشم رحمة للعالمين 		آن امام اولين و آخرين
آنكه جان در پيكر گيتى دميد 		روزگار تازه ، آيين آفريد
بانوى آن تاجدار هل اتى 		مرتضى مشگل گشا شير خدا
پادشاه و كلبه اى ايوان او 		يك حسام و يك زره سامان او
مادر آن مركز پرگار عشق 		مادر آن كاروان سالار عشق
آن يكى شمع شبستان حرم 		حافظ جمعيت خير الامم
تا نشيند آتش پيكار و كين 		پشت پا زد بر سر تاج و نگين
وان دگر مولاى ابرار جهان 		قوت بازوى احرار جهان
در نواى زندگى ، سوز از حسين 		اهل حق حريت آموز از حسين
سيرت فرزندها از امهات 		جوهر صدق و صفا از امهات
مزرع تسليم را حاصل بتول 		مادران را اسوه كامل بتول
بهر محتاجى دلش آنگونه سوخت 		با يهودى چادر خود را فروخت
نورى و هم آتشى فرمانبرش 		گم رضايش در رضاى شوهرش
آن ادب پرورده صبر و رضا 		آسياب گردان و لب قرآن سرا
گريه هاى او ز بالين بى نياز 		گوهر افشاندى بدامان نماز
اشك او بر چيد جبرئيل از زمين 		همچو شبنم ريخت بر عرش برين
رشته آيين حق زنجير پاست 		پاس فرمان جناب مصطفى است
ورنه گرد تربتش گرديدمى 		سجده بر خاك او پاشيدمى (231)
اسماء و القاب آن حضرت
فاطمه زهراء (عليها السلام ) داراى نامها و القاب متعددى بودند كه هر يك از آنها بيانگر فضيلتى براى او مى باشند. اسمهاى حضرت عبارتند از:
1 - فاطمه :
درباره وجه تسميه فاطمه به عنوان نام مبارك بانوى دو عالم (عليها السلام ) برگرفته شده از كلام معصوم (عليه السلام ) وجوهى چند است :
فاطمه يعنى جدا شده از هر زشتى و بريده شده از هر بدى و باز داشته شده از آلودگى ها، يا ذريه او از آتش فاصله دارند.
شفاعت كننده دوستدارانش در قيامت - عجز مردم از شناخت كامل او - فاصله ، اسمى مشتق شده از نام پروردگار.
2 - صديقه :
به معناى زن بسيار راستگو، چون در تمام عمر شريفش هيچ دورغى از او شنيده نشده .
در ضمن گفتارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) مى فرمايند: يا على ! خداوند به تو همسرى چون دخترم صديقه هديه كرده كه به من عطا نكرده است . يا عايشه مى گويد: من را راستگوتر و صادق تر از فاطمه (عليها السلام