 ) نديدم .
3 - مباركه :
يعنى بركت خجسته و ميمون ، زيرا خداوند در نسل او بركتى قرار داده ، كه از وجود نازنين او پروردگار نسل رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در همه جهان گسترش بخشيده است و خداوند ذريه او را مبارك گردانيد.
4 - طاهره :
از طهارت است به معناى پاكى از هر نقصى ، و پاكيزگى از همه پليديها. امام صادق فرمود: مادامى كه فاطمه (عليها السلام ) زنده بود خداوند ساير زنان را بر على (عليه السلام ) حرام كرده بود، زيرا فاطمه (عليها السلام ) پاكيزه بود و حائض نمى شد. آن حضرت حتى در زايمان هم خون نفاس نمى ديد.
5 - زكيه :
به معنى پاكيزگى ، رشد و نمو. به معناى نمو كننده در كمالات و خيرات ، تا جايى كه سوره ((هل اتى ))و ((آيه ايثار)) در شاءن آنها نازل شد و اخلاق او از هر حيث پاك و تزكيه شده بود و هم چنين رشد و نمو، از لحاظ جسمانى ، زيرا گفته اند كه آن حضرت بيشتر از كودكان هم سن خود در روزها و هفته ها و ماهها رشد مى كرد.
6 - راضيه :
چون در تمام شئون زندگى از خدا و پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و شوهرش راضى بود. با ديدن آن همه سختى از زمان كودكى تا روز شهادت ، آنچه كه خداوند برايش تدبير كرده بود راضى بود و حتى يكبار شكايت نكرد.
7 - مرضيه :
اسم مفعول از رضا است . چون خداوند در آخرت آن قدر شفاعت او را بپذيرد كه راضى گردد. يا آنكه خدا و رسول خدا و شوهرش از او راضى بودند.
8 - زهراء (عليها السلام ):
به معنى درخشنده و نورانى . اينكه چرا فاطمه را زهراء نام نهاده اند بنابر روايات و كلام معصومين (عليها السلام ) فاطمه (عليها السلام ) از نور با عظمت پروردگار خلق شده است و نورانيت آسمانها و زمين از نور اوست .
صورت فاطمه (عليها السلام ) در هر روز چند بار - وقت نماز صبح و ظهر و شام براى على (عليه السلام ) نور افشانى مى كرد و بالاخره فاطمه (عليها السلام ) زهراء ناميده شد چون به فرموده امام صادق (عليه السلام ): چون هرگاه در محراب عبادت به نيايش مشغول بود براى ملائكه و اهل آسمانها نور افشانى مى كرد.
9 - محدثه :
به معناى كسى كه معارف الهى را از زبان فرشتگان وحى دريافت كرده و ملائكه با او سخن مى گويند. امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: به درستى كه فاطمه (عليها السلام ) محدثه ناميده شد، براى آنكه ملائكه پروردگار از آسمان بر او نازل مى شدند و او را ندا مى دادند، همانطورى كه مريم دختر عمران را خطاب مى كردند. آنها خطاب به فاطمه (عليها السلام ) مى گفتند: اى فاطمه (عليها السلام ) خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان برترى داده است . اى فاطمه (عليها السلام ) به شكرانه اين نعمت براى پروردگار خود خضوع كن و سجده به جاى آور.(232)
اما لقبهاى حضرت :
ايشان داراى لقبهاى فراوانى بوده كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
سيده : بانو
انسيه حوراء: انسان بهشتى
نوريه : موجودى از حقيقت نورى
حانيه : دلسوز فرزندان
كريمه : بزرگوار
رحيمه : با محبت و مهربان
قانعه : قانع - كم توقع
قوامه : شب زنده دار
عقيله : خردمند
فهيمه : بافهم
رئوفه : دلسوز و مهربان
محرمه : گرامى و مورد احترام
منصوره : يارى شده - خداوند او را يارى كرده است .
جميله : زيبا
جليله : بزرگ
صابره : پايدار
شريفه : شرافتمند
عفيفه : پاكدامن
شهيده : شهيد شده ، گواه
حكيمه : با حكمت و داراى فهم و ادراك حكيمانه
مطهره : پاكيزه شده
عطوفه : با عاطفه و محبت .
زاهده : پارسا
فاطمه (عليها السلام ) زبانه ترازو
على (عليه السلام ) فرمود:
روزى وارد منزل شدم ديدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حالى كه حسن (عليه السلام ) در سمت راست و حسين (عليه السلام ) در سمت چپ و فاطمه (عليها السلام ) پيش روى آن حضرت نشسته بودند مى فرمايد: اى حسن و اى حسين ! شما دو كفه ترازو هستيد و فاطمه (عليها السلام ) زبانه آن است . دو كفه جز به وسيله زبانه يكسان و هماهنگ نمى شوند و زبانه جز بر روى دو كفه استوار نمى ماند. شما دو نفر، امام هستيد و مادرتان داراى مقام شفاعت است .(233)
احترام به فاطمه (عليها السلام ) از نظر فقه اسلامى
يكى از اصحاب امام صادق (عليه السلام ) نام دخترش را فاطمه نام نهاده بود، امام (عليه السلام ) به او فرمود:
اما اذا سميتها فاطمة فلا تسبها و لا تلعنها و لا تضربها؛ حالا كه او را فاطمه ناميده اى به او دشنام مده و او را نفرين مكن و او را مزن .
شاءن و مقام حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) و جنبه قداست آن بانوى بزرگوار، بر هر مسلمان مؤ منى ، امرى بديهى و مسلم است . در فقه و فرهنگ اسلامى نيز، تجليل و تكريم و تعظيم به حضرت فاطمه زهراء در مرتبه والايى قرار دارد كه رعايت آن بر هر فرد مسلمانى در رديف واجبات و عدم رعايت آن جزو محرمات و معاصى به شمار مى آيد.
در اينجا به عنوان نمونه به چند مورد از دستورات فقهى كه در اين باب (احترام به حضرت فاطمه (عليها السلام )) صادر شده و در فقه اسلامى جاى ويژه اى دارد اشاره مى شود.
1 - براى فرد بى وضو حرام است كه اسم خداوند متعال را مس نمايند، و مس اسامى مبارك پيغمبر و ائمه و حضرت زهراء (عليها السلام ) نيز اگر هتك حرمت و بى احترامى تلقى شود حرام است .
2 - حفظ حرمت اسامى معصومين (عليه السلام ) و زير پانگذاشتن و دورنگه داشتن اين اسامى مبارك از اماكن آلوده و ناپاك ، از واجبات شرعى است .
3 - در باب ديات و قصاص فقه اسلامى نيز آمده است كه متعديان به امور اعتقادى حكم ارتداد را دارند. علامه حلى (رحمة الله عليه ) در ((تحرير الاحكام )) در اين باره مى گويد: كسى كه مادر پيامبر گرامى را يا دخترش را مورد قذف و نسبت ناروا و عمل غير مشروع قرار دهد مرتد و از دين خارج است .
4 - كيفر دشنام گفتن به فاطمه زهراء (عليها السلام ) قتل است . بر اساس فقه اسلامى فردى كه نسبت به آن بانوى مقدس هتك حرمت كند و به فحاشى و دشنام و بدگوئى ، زبان بگشايد مستوجب مرگ است و بايد به قتل رسانده شود.
امام خمينى (رحمة الله عليه ) در تحرير الوسيله خود مى فرمايد: ((الحاق صديقه طاهره (عليها السلام ) به ائمه اطهار (عليه السلام ) از فرزندانش ، خالى از وجه نيست ، بلى اگر دشنام به صديقه طاهره بازگشت به دشنام و سب رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نمايد بدون شبهه دشنام دهند كشته مى شود. طبق نظر فقهاى شيعه اگر شخصى به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) يا ائمه معصومين (عليه السلام ) و حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) دشنام دهد بر شنونده آن واجب است او را به قتل برساند مگر اين كه ترس زيان جانى و يا مالى قابل توجه يا آبرويى بر خود داشته باشد بنابراين هم وجوب قتل ثابت است و هم اين كه اجراى اين حكم احتياج به اجازه حاكم شرع ندارد.(234)
پس دريافتيم كه از نظر فقهى اگر كسى به چهارده معصوم (عليه السلام ) ناسزا بگويد و يا عملى توهين آميز در مورد آنان انجام دهد حكمش قتل است مسلما حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) يكى از حضرات معصومين مى باشند.
در روايتى از امام جعفر صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: چون حضرت مهدى (عليه السلام ) ظهور كند پس از اقداماتى به كيفر قاتلان ستمگر مادرش حضرت فاطمه 