ی خود ذخیره نكرده بود. از طریق حضرت فاطمه - سلام الله علیها- از پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله- خواست عبای خود را كفنش كند.
حضرت خدیجه - سلام الله علیها- در دم مرگ دلواپس بود، دلواپس دختری كه باید درگرداب بلا غوطه بخورد، خس و خاشاك از سرو روی پدر پاك كند و برای او ام ابیها باشد. دختری كه باید قربان و صدقه اسلام شود، در فقری سخت بسوزد و باجهل‏ها و نادانی‏ها بسازد، و حتی ضربه‏های خصم را بر بازو و لطمه در را بر پهلو تحمل كند.
حضرت خدیجه - سلام الله علیها- در حین مرگ به رسول خدا سفارش كرد حضرت فاطمه - سلام الله علیها- را به خدا و به دست تو می‏سپارم، مراقب دختر كوچكم باش... حضرت فاطمه - سلام الله علیها- كوچك كنار بستر مرگ مادر می‏نشیند و جان دادن او را تماشا می‏كند، به مادر دلداری و تسلیت می‏دهد تا آرام جان بسپرد به او قول و اطمینان می‏دهد كه به وصایایش عمل خواهد كرد.
او شاهد آخرین دم مادر است كه به همراه آن این كلمات را از او می‏شنود: ان الله هو السلام، و منه السلام، و الله یعود السلام. حضرت خدیجه - سلام الله علیها- از دنیا می‏رود در حالیكه عمر حضرت فاطمه - سلام الله علیها- را قویاً بین 5 تا 10 سال و محتملاً تا 15 سال می‏توان ذكر كرد.
همگامی با پدر
حضرت فاطمه - سلام الله علیها- از همان دوران كودكی كه در كشمكش‏های پدر با مشركان با او همراه همگام بود.
- او در جریان نقشه ترور پیامبر قرار گرفته و پدر را مضطربانه از این واقعه هشدار داد.
- دشمن شكمبه شتر یا گوسفند بر سر پدر می‏ریزد و او با دستهای كوچك خود آنها را از سر و روی پدر پاك می‏كند.
- پدرش را كتك می‏زنند و او از شدت تاثر می‏گرید و پدر را نوازش می‏كند.
- بر بدن پدرش جراحات وارد می‏كنند او هم چون پرستاری مهربان بر آن جراحات مرهم می‏گذارد.
- والحق كه این دختر را چه تحملی در رنجها و نامردی‏ها بود و چه آثاری از خدمات ارزنده.
- السلام علی البتول الطاهره ؛ الصدیقه المعصومه، المغصوبه حقها و الممنوعه ارثها.
- السلام علی بضعه لحمه و صمیم قلبه و رحمه اله و بركاته.
[1] . سوره قلم، آیه 4.زهرا که گل سر سبد آل عباست
انوار خدایی زِ جمالش پیداست
در قدر و جلالتش چه گویم زین بِه
زهراست محمد و محمد زهراستای اولین زنی که به مردان سرآمدی
سر تا قدم تجسم اوصاف سرمدی
کانون عشق و عاطفه یعنی که فاطمه
آئینه ی تمام نمای محمدیتوصیف تو برتر از عقول و ادراک
در مدح تو خالق تو گفته لَولاک
بی فاطمه ام نمی شد هر گز ممکن
خَلق علی و احمد و خَلق افلاکذات سرمدی مدح تو را می گوید
عفّت ز قدم های تو رَه می جوید
از سینه ی تو عطر جنان می آید
وقتی که محمد تو را می بویدحروف عشق را معناست زهرا
جهان را منشأ میناست زهرا
نمی گیرد خزان باغ علی
که رود سبز اعطیناست زهرامادر آل محمّد(ص)
عرشيان يكسره تكبير زنان آمده‌اند
خيلِ خوبان بهشت خنده كنان آمده‌اند
بوي ياس است و صدايي كه فقط مي‌گويد
مادرِ آل محمد به جهان آمده‌اندخوش آمدی به زمین ای شروع زیبایی
تو عطر یاسی و نرگس ، تویی که زهرایی
تو آن طلوع قشنگی که در کنار علی
برای وصف خدا شرح بهترین غزلیامشب شده فرش و عرش در شادي و سور
گرديده نبوت و امامت به سرور
چون كرده عطا خدا به احمد، زهرا
سرچشمه‌ي يازده چشمه‌ي نور<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1379.txt">اگر مادر نباشد زندگی نیست</a><a class="text" href="w:text:1380.txt">هر سال نو , طلیعه ی نوروز مادر ست</a><a class="text" href="w:text:1381.txt">فاطمه يعني شرف،يعني حجاب</a><a class="text" href="w:text:1382.txt">باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد </a><a class="text" href="w:text:1383.txt">عشقت نه سرسریست که از سر به در شود</a></body></html>اگر مادر نباشد زندگی نیست
به خورشی فلک تابندگی نیــــست
خدا عشق اســت و مـــادر کعبه عـشق
به آنــــان بنــــدگــی شرمنــدگــی نیــست
فررسیدن میلاد با سعادت شفیعه محشر صدیقه کبری
ام ابیها حضرت زهرا(سلام الله علیها)" "و روز مادر مبارک بادفاطمه زهرا(س) در كنار پدر
در آن روزگار كه مسلمانان دوران آمادگی خود را در مكه می گذراندند، محیط زندگی آنان سخت طوفانی و شرائط فوق العاده بحرانی بود.
آغاز اسلام بود و مسلمانان در اقلیت شدیدی قرار داشتند و تمام قدرت و نیرو و حاكمیت و ثروت دست دشمنان بی رحم و بی منطق اسلام بود و هر كاری می خواستند، می كردند.
آزاری نبود كه بر سر مسلمانان نیاورند و جسارت و توهینی نبود كه نسبت به مقام شامخ پیامبر - صلی الله علیه و آله - روا ندارند.
در این دوران دو نفر بیش از همه ایثار و فداكاری كردند: از میان زنان «خدیجه» بود كه بر زخمهای قلب و جسم پیامبر - صلی الله علیه و آله - مرهم می نهاد، و غبار غم و اندوه را با فداكاریهایش، با محبت و صفایش با همدردی و دلسوزی اش، از قلب مباركه پیامبر می زدود.
و دیگر «ابوطالب پدر بزرگوار امیرمؤمنان علی - علیه السلام - بود كه نفوذ و اعتباری بسیار در میان مردم مكه داشت، و از تدبیر و هوش و ذكاوت فوق العاده ای برخوردار بود، او خود را سپری نیرومند در برابر پیامبر - صلی الله علیه و آله - كرده بود و یار و یاور و حامی مهربان پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - بود.
ولی با نهایت تأسف این هر دو یار وفادار، و دو شخصیت بزرگ و انسانهای ایثارگر، در سال دهم هجرت به فاصله كمی چشم از جهان پوشیدند، و پیغمبر - صلی الله علیه و آله - را در مرگ خود عزادار ساختند، و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از این نظر تنها ماند.
شدت اندوه پیامبر - صلی الله علیه و آله - در سوگ این دو شخصیت كه به حق هر كدام سهم قابل ملاحظه ای در پیشرفت اسلام داشتند، از اینجا روشن می شود كه آن سال را «عام الحزن» نام نهادند یعنی «سال غم و اندوه»!.
اما از آنجا كه خداوند هر نعمتی را از بندگان برگزیده اش می گیرد نعمت دیگری را جانشین آن می كند هر كدام از این دو بزرگوار فرزندی از خود به یادگار گذاشتند كه درست نقش آن ها را ایفا می كردند.
امیرمؤمنان علی - علیه السلام - یادگار «ابوطالب» همانند پدر حامی و مدافع و یار و یاور پیامبر - صلی الله علیه و آله - بود، قبلا نیز چنین بود اما بعد از ابوطالب جای خالی او را نیز پر كرد.
و خدیجه دخترش «فاطمه» را به یادگار گذاشت، دختری مهربان، فداكار و شجاع و ایثارگر كه همواره در كنار «پدر» بود و گرد و غبار و رنج و محنت را از قلب پاك پدر می زدود.
امیرمؤمنان علی - علیه السلام - در آن هنگام 19 سال داشت در حالی كه حضرت فاطمه - سلام اللّه علیها- طبق احادیث معروف بیش از پنج سال از سن مباركش نگذشته بود، قابل توجه اینكه هر دو در خانه پیامبر - صلی الله علیه و آله - زندگی می كردند و مونس ساعتهای تنهائی پیامبر - صلی الله علیه و آله - بودند.
هنوز سه سال به هجرت باقی مانده بود، سه سال مملو از حوادث سخت و طوفانهای شدید زندگی، مملو از مرارتها و ملالتها، مملو از آزارها و اهانتها و تلاشهای دشمنان برای محو اسلام و مسلمین.
گاه دشمنان سنگدل، خاك، یا خاكستر بر سر پیامبر - صلی الله علیه و آله - می پاشیدند، هنگامی كه پیامبر - ص