شحالى .
اى فاطمه گوارايت باد! سوگند به آن كسى كه مرا به حق مبعوث كرد، تو بانوى زنان هستى كه وارد بهشت مى شوند. سوگند به آن كسى كه مرا به راستى مبعوث فرمود، همانا دوزخ چنان فريادى بر مى آورد كه هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى باقى نمى ماند مگر آنكه از هوش مى رود. پس به او خطاب مى شود: اى دوزخ ! خداوند جبار به تو مى گويد: به عزت من ، آرام باش و در جاى خود آرام بگير، تا اينكه فاطمه (عليها السلام ) دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به سوى بهشت برود، هر آينه حسن و حسين (عليه السلام ) با تو داخل مى شوند. حسن (عليه السلام ) در سمت راست و حسين (عليه السلام ) در سمت چپ تو، و تو از بالاترين نقطه بهشت در پيشگاه پروردگار، بر ديگران اشراف دارى .
اى فاطمه ! من به دشمنى و حكومت با دشمنان ، تو به پا مى خيزم و آنان كه حق تو را گرفتند و رشته دوستى با تو را بريده و بر من دروغ بستند. پشيمان خواهند شد و در مقابل من به زمين كشانيده مى شوند و من مى گويم : پروردگارا، امت من ، امت من ! و گفته مى شود: آنان بعد از تو كلام حق را تبديل و تحريف نمودند. سپس آنان را به سوى دوزخ مى برند.(269)
آنچه خوبان همه دراند...
در احاديث معتبر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمودند:
خداوند در پيامبران بوى ((به )) بهشتى قرار داده ، و در حورالعين بوى گل ((ياس )) بهشتى ، و در ملائكه بوى گل ((سرخ ))بهشتى ، و در دخترم زهراء (عليها السلام ) هر سه بوى را جمع فرموده است .
در جاى ديگر فرمودند:
خداوند هيچ پيامبر و امامى را مبعوث نكرده مگر آنكه از او بوى ((به )) استشمام مى شده است . پس ((به )) بخوريد و به همسرانتان نيز بخورانيد تا فرزندانتان خوش بو و خوش سيرت شوند.(270)
اى آدم ! اگر آنها نبودند تو را خلق نمى كردم
ابوهريره از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه خداى متعال آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او دميد، آدم به جانب راست عرش نظر كرد، آنجا پنج شبح غرقه در نور كه در حال سجود و ركوع بودند مشاهده كرد. به درگاه پروردگار عرضه داشت : خداوند! آيا پيش از آفريدن من كسى را از خاك آفريده اى ؟ خداى متعال فرمود: نه خلق نكرده ام .
آدم عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و شكل خود مى بينم چه كسانى هستند؟
خداوند فرمود: اين پنج تن ، از نسل تو هستند كه عبارتند از محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) كه اگر آنها نبودند تو را نمى آفريدم . اگر اين پنج تن نبودند بهشت و دوزخ ، عرش و كرسى و آسمان و زمين و فرشتگان و انسن و جن را خلق نمى كردم .(271)
فاطمه (عليها السلام ) نور آسمان و زمين
در شب معراج رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از درخت طوبى سيبى گرفت و به دو نيم كرد، از وسط آن سيب نورى ظاهر شد، پيغمبر از جبرئيل پرسيد: اين نور چيست ؟ عرض كرد: نور منصوره خدا در آسمان و فاطمه (عليها السلام ) در زمين !
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چرا در آسمان منصوره است ؟ عرض كرد: چون يارى كرده خداست در روز قيامت و در شفاعت ، پس پيغمبر آن سيب را ميل فرمودند، و ماده نطفه زهراء (عليها السلام ) از آن سيب منعقد شد.(272)
اين بانو كيست ؟
جابر بن عبدالله از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند:
وقتى كه خداوند آدم و حوا را خلق فرمود آن دو در بهشت از نعمتهاى خداوند لذت مى بردند و مى گفتند: از ما زيباتر كيست ؟ در اين گفتگوها بودند كه دخترى را مشاهده نمودند كه هرگز مانند وى را نديده بودند، زيرا نورانيت عجيب و درخشندگى فراوانش ، چشمها را خيره مى ساخت . عرض كردند: خداوند! اين بانو كيست ؟ فرمودند: صورت سيده زنان ، فاطمه (عليها السلام ) است . عرض كردند: پروردگارا! اين تاجى كه بر سر اوست چيست ؟ فرمود: شوهرش على بن ابيطالب (عليه السلام ) است . سؤ ال كردند: اين دو گوشواره ها چه هستند؟ فرمودند: دو فرزندش حسن و حسين (عليه السلام ) هستند، كه ايشان اين مقام را دو هزار سال پيش از آنكه تو را خلق كنم در علم پنهانم داشته اند.(273)
شفاعت فاطمه (عليها السلام ) از گناهكاران
در اخبار متواتره آمده است كه در روز محضر قبه اى از نور بالاى سر زهراء (عليها السلام ) نصب كنند و هفتاد هزار ملك و حوريه اطراف او را دارند كه در دست هر يك مجمرى از نور است كه بوى عمود از آن متصاعد است و هر يك شمعدانى مرصع به جواهر در دست دارند كه نور افشانى مى كند و آسيه و مريم ، و خديجه حاضر مى شوند و تكبير گويان وارد صحراى محشر مى شوند و از آنجا به قصرهاى تزئين شده بهشت مى روند.
در صحراى محشر فاطمه (عليها السلام )، و حسين (عليه السلام ) را مى خواهد و حسين شهيد با همان سر بريده ظاهر و محشور مى شود. فاطمه (عليها السلام ) به خونخواهى بر مى خيزد. پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد: فاطمه جان امروز، روز شفاعت است نه روز انتقام . فاطمه (عليها السلام ) از پيشگاه ديوان محاسبات الهى تقاضاى عفو گناهان شيعيان خود را مى نمايد و مصداق آيه :
((و لسوف يعطيك ربك فترضى ))
پروردگارت (در قيامت ) آن قدر به تو خواهد داد كه راضى شوى .(274) ظاهر مى شود.(275)
مشاهدات حضرت آدم در بهشت
انس بن مالك از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند:
حضرت آدم (عليه السلام ) چون در بهشت به ره سو نگاه كرد صورتى را به شكل و قيافه خود نيافت . عرض كرد: خدايا، صورتى نظير چهره من نيافريده اى ؟ خداى تبارك و تعالى او را متوجه بهشت فردوس ‍ كرد.
حضرت آدم در آنجا قصرى از ياقوت سفيد مشاهده كرد و داخل آن قصر سفيد شد. داخل قصر پنج تصوير مشاهده كرد كه بر روى هر يك از آن صورتها، اسم آن نيز نوشته شده بود. آن نوشته ها عبارت بودند از: من محمودم و اين احمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است . منم اعلى و اين على است . منم فاطر و اين فاطمه (عليها السلام ) است . من محسنم و اين حسن (عليه السلام ) است . من ذوالاحسانم و اين حسين (عليه السلام ) است .(276)
آتش بر گوشت و خون فاطمه (عليها السلام ) حرام است
انس بن مالك روايت مى كند كه :
روزى عايشه بر حضرت فاطمه (عليها السلام ) وارد شد در حالى كه آن حضرت مشغول درست كردن حريره با آرد و شير و روغن براى بچه ها بود و ديگ بر روى آتش مى جوشيد و فاطمه (عليها السلام ) آن را با دست خود هم مى زد. عايشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بيرون آمده و نزد پدرش ‍ ابوبكر رفت و گفت : اى پدر! من از فاطمه (عليها السلام ) چيز شگفت آورى ديدم و آن اينكه او دست به درون ديگى كه بر روى آتش مى جوشيد برده و آن را هم مى زد. ابوبكر گفت : دختركم ! اين را پنهان كن كه كار مهمى است . اين خبر به گوش پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، حضرت بر بالاى منبر رفته و بعد از حمد و ثناى خداوند فرود: همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى كنند. سوگند به آن كس كه مرا به پيامبرى برگزيد، خداوند آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پيوند فاطمه (عليها السلام ) حرام فرموده است . فرزندان و شيعيان او را نيز از آتش ‍ دور نموده است . آسمان بر