 وارد شده كه از اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) شنيدم :
روزى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر فاطمه زهراء (عليها السلام ) وارد گرديدند و ايشان را اندوهناك يافتند، فرمودند: دخترم ! چرا اندوهگينى ؟ پاسخ دادند: پدرجان به ياد محشر افتادم كه همه مردم در آن صحنه عريان ايستاده اند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آرى دخترم ، روز قيامت روز بزرگى است ، ولى جبرئيل از سوى خداى متعال به من خبر داده ، اولين كس ‍ كه زمين برايش شكافته شده و در روز قيامت بيرون مى آيد منم و بعد از من شوهر تو على (عليه السلام )، آنگاه خداى تعالى جبرئيل را با هفتاد هزار فرشته به سوى تو گسيل مى دارد، در آن هنگام بر قبر تو هفت قبه نور روشن مى شود. سپس اسرافيل سه جامعه نور برايت مى آورد و تو را ندا مى دهد: اى فاطمه ! دخت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) برخيز و به سوى محشربيا.
تو بلند مى شودى در حالى كه از ترس قيامت كاملا ايمنى و بدنت كاملا پوشيده است . اسرافيل پوشش ها را به تو مى دهد و تو مى پوشى ، سپس ‍ ((روفائيل )) به سويت مى آيد در حالى كه شترى از نور به همراه اوست كه زمان آن شتر از لؤ لو تازه است و بر روى آن شتر هودجى است از طلا و تو سوار بر آن مى شوى و روفائيل زمان آن را در دست مى گيرد، و پيش روى تو هفتاد هزار فرشته است كه در دستشان پرچمهاى تسبيح است . وقتى كه حركت تو تند شد، هفتاد هزار فرشته از تو استقبال مى كنند و با ديدن تو اظهار خوشحالى مى كنند(298)
سبزى حضرت فاطمه (عليها السلام )
شيخ كلينى از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود:
در روى زمين گياهى اشرف و پر منفعت تر از ((خرفه )) نيست و آن سبزى فاطمه (عليها السلام ) است .
سپس حضرت فاطمه فرمود: خدا لعنت كند بنى اميه را كه خرفه را ((بقلة الحمقاء)) ناميدند، به جهت بغض و عداوتى كه با ما و فاطمه (عليها السلام ) داشتند.(299)
خرفه را به عربى ((الرجلة ))، ((الفرفخ ))، ((بقلة المبارك )) مى گويند و به فارسى ((خرفه ))، تو ((تورك )) گويند.
در روايت آمده كه حضرت فاطمه (عليها السلام ) اين گياه را بيشتر دوست داشت بدين جهت به آن حضرت نسبت داده شده . چنانكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز اين گياه را دوست داشت .(300)
در روايت ابن ابى عمير از امام صادق (عليه السلام ) است كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر روى شن گرم راه مى رفت ، پايش ‍ سوخت ، بر روى گياه رجله بقلة الزهرا راه رفت و سوزش پاى مبارك آن حضرت ساكت شد و پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن گياه را دعا كرد و آن را دوست مى داشت .(301)
حماد بن زكريا از امام صادق (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كرده كه فرمود: بر شما باد فرفخ (خرفه ) كه پوشانند است و اگر چيزى عقل را زياد مى كند، همان فرفخ است .(302)
اين گياه در مسيل ، واديها، رودخانه ها، و جاهاى نمناك مى رويد و چون منافع زيادى دارد به آن ((بقلة الزهراء)) و ((بقلة المباركه )) نيز مى گويند.
گلبرگهاى اين گياه خودرو و داراى ساقه سرخى است كه روى زمين مى خوابد، گلهايش سفيد يا زد و ختمهاى آن ريز و سياه و تخم آن در طب به كار مى رود.
اطباء پيشين عقيده داشتند اين گياه ثالول را قطع مى كند و براى سردرد، گرمى التهاب معده چشم و جريان خون نافع است .(303)
صلوات بر فاطمه و فرزندان ايشان
كعب بن عجره گويند: هنگامى كه آيه شريفه :
ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما(304)
نازل شد و عرض كرديم : اى رسول خدا! مى دانيم كه چگونه بر تو سلام كنيم ، ولى نمى دانيم كه چگونه بر ترو صلوات بفرستيم ؟ حضرت فرمود: بگوئيد:
اللهم صل على محمد و آل محمد.
نيز روايت شده كه حضرت فرمود: صلوات بريده و بى دنباله بر من نفرستيد پرسيدند: صلوات بريده چيست ؟ فرمود: اينكه بگوئيد:
((اللهم صل على محمد))
و بعد ساكت شويد، بلكه بگوييد:
اللهم صل على محمد و آل محمد(305)
علامه امينى گويد؛ ديلمى اين حديث را از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورده است كه حضرت فرمود: دعا در پرده و حجاب است تا اينكه بر محمد و اهل بيتش صلوات فرستاده شود.(306)
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
توسل به فاطمه (عليها السلام ) قفل بسته را باز مى كند.
يكى از طلاب فاضل و مورد و ثوق تعريف مى كند: زمانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم ، يك روز در ماه مبارك رمضان ، طرف عصر غذايى براى افطار خود تهيه كرده و در حجره گذاردم و بيرون آمده و در را قفل كردم ، پس از اداى نماز مغرب و عشاء و گذاشتن مقدارى از شب براى صرف افطار به مدرسه برگشتم . چون به در حجره رسيدم ، متوجه شدم كه كليد را گم كرده ام ، داخل صحن مدرسه را خوب گشتم و از بعضى از طلاب كه در مدرسه بودند سؤ ال نمودم ، اما باز هم كليد پيدا نشد. به علت گرسنگى و نيافتن راه پاره سخت پريشان شدم از مدرسه بيرون آمده ، روانه حرم مطهر شدم . به زمين نگاه مى كردم كه ناگاه مرحوم حاج سيد مرتضى كشميرى (307) (اعلى الله مقامه ) را ديدم . جريان را به عرض ايشان رساندم . پس با من به مدرسه آمد و به در حجره رفتيم ، فرمود:
((معروف است كه نام مادر موسى كليد قفلهاى بسته است . پس چگونه نام نامى حضرت زهراء (عليها السلام ) چنين اثرى نكند؟)) آنگاه دست روى قفل نهاد و ندا كرد: يا فاطمه ! كهه ناگهان قفل باز شد.(308)
همه چيز براى دوستان فاطمه (عليها السلام )
جابر بن عبدالله انصارى به نقل از حضرت باقر (عليه السلام ) مى گويد:
در روز قيامت منادى كه جبرئيل است ندا در مى دهد: پس ((فاطمه (عليها السلام ))) دختر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) كجاست ؟ آنگاه فاطمه زهراء (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر پاى مى خيزد و خداى تباك و تعالى مى فرمايد: اى اهل جمع و محشر! كرامت و بزرگوارى امروز از آن كيست ؟ محمد و على و حسن و حسين (عليه السلام ) عرض مى كنند: براى خداى واحد قهار.
قآنگاه خداى تعالى مى فرمايد: اى اهل جمع و صحراى محشر! من امروز كرامت و بزرگى را براى محمد و على ، فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) قرار دادم . اى اهل جمع و محشر! سرها را پايين افكنده و چشمها را ببنديد،اين فاطمه (عليها السلام ) است كه به سوى بهشت مى رود.
آنگاه جبرئيل شترى از شتران بهشت مى آورد در حالى كه دو طرفش را ديباج آويزان كرده اند و مهار آن از لؤ لؤ تازه است . پس جلوى پاى حضرت زانو مى زند و حضرت صديقه طاهره (عليها السلام ) بر آن سوار مى شوند و خداى متعال صد هزار فرشته در طرف راست و صد هزار فرشته را در سمت چپ وى مى فرستد و صد هزار فرشته را ماءمور مى كند تا حضرت فاطمه را روى بالهاى خود سوار كنند و حمل نمايند تا ايشان را به در بهشت برسانند. وقتى به در بهشت مى رسند حضرت فاطمه مى ايستد. خداى تعالى مى فرمايد: اى دخت حبيب من ! چرا توقف كردى و حال آنكه من تو را امر كردم به بهشت من در آيى ؟ حضرت فاطمه (عليها السلام ) عرض ‍ مى كنند: پروردگارا! دوست دارم كه ارزش و قدر و قيمت من در مثل چنين روزى شناخته شود. پروردگار مى فرمايد: اى دختر حبيب من برگرد و بنگر، هر كس در قلب