د نمود و عرض كرد: خداوند! من خادمه حضرت فاطمه ام ، آيا مرا از تشنگى هلاك خواهى كرد؟ ناگهان به اعجاز فاطمه (عليها السلام ) دلو آبى از آسمان براى او به زمين آمد. چون از آن آب خورد تا هفت سال محتاج به خوردن و آشاميدن نشد. مردم او را در روزهاى بسيار گرم براى كار به بيابان مى فرستادند، اما او تشنه نمى شد.(316)
فاطمه (عليها السلام ) روشنى نور آسمانها
روايت كرده اند از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه فرمودند:
خداوند من و على (عليه السلام ) را از نور و عظمت و بزرگى خود خلق كرد، هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق با بيافريند، در آن زمان كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت .
پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد و به خدا قسم كه من از آسمانها و زمين برترم . چون نور على (عليه السلام ) را منتشر ساخت ، عرش و كرسى از نور او خلق گرديد، به پروردگارم قسم كه على (عليه السلام ) از عرش و كرسى افضل است . سپس نور حسن (عليه السلام ) را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن (عليه السلام ) به وجود آمد و به خداوند قسم كه حسن (عليه السلام ) از لوح و قلم از نور حسن (عليه السلام ) به وجود آمد و به خداوند قسم كه حسن (عليه السلام ) از لوح و قلم برتر است . سپس ‍ همه هستى از شرق تا غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه خداوند تاريكى را از ميان ايشان برطرف كند.
خداوند خواسته آنان را اجابت فرمود و كلمه اى را فرمود و از آن كلمه نورى خلق ؛، سپس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش ‍ قرار داد، همه عالم از شرق تا غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست جز فاطمه (عليها السلام ) و به همين دليل او را زهراء (عليها السلام ) ناميدند، زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت .(317)
سقف خانه فاطمه (عليها السلام )، عرش پروردگار
روايتى است در تفسير برهان از حضرت باقر (عليه السلام ) نقل شده است كه : سفق خانه على و فاطمه (عليها السلام ) حجره رسول الله است و سقف خانه شان ، عرش رب العالمين . در انتهاى خانه هاشان شكافى است كه از آن تا عرش ، پرده از معراج وحى برداشته شده است و ملائكه هر صبح و شام و هر ساعتى و هر لحظه اى با وحى الهى بر آنان نازل مى شوند و رشته فروج ملائكه فرود مى آيند، قطع نمى شود. گروهى فرو مى آيند و دسته اى بالا مى روند... و همانا خداوند بر قوت ديده محمد و على و فاطمه ، حسن و حسين (عليه السلام ) بيفزود تا عرش را مشاهده مى كردند و جز عرش ، سرپوشى براى خانه هايشان نمى ديدند. خانه هايشان به عرش رحمان مسقف است و معراجهاى ملائكه و روح در خانه هاى اينان است ، به اذن پروردگارشان ، من كل امر سلام .(318)
خدا از خشم فاطمه (عليها السلام ) خشم مى كند
از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدند:
بعضى جوانان حديثى از شما نقل مى كنند كه باور كردنى نيست ، مى گويند: ((خدا از خشم فاطمه (عليها السلام ) به خشم مى آيد؟!))(319) امام صادق (عليه السلام ) فرمود: مگر شما اين روايت را در كتابهاى خود نداريد كه خدا از خشم بنده مؤ من به خشم مى آيد؟ گفتند چرا؟ فرمودند پس چرا باور نمى كنى كه فاطمه (عليها السلام ) زنى با ايمان باشد و خدا از خشم او به خشم آيد؟(320)
ما وسيله خدا در بين بندگان هستيم
حضرت زهراء (عليها السلام ) فرموده است : سپاس بگذاريد خداوندى را كه به خاطر عظمت و نورانيتش تمام ساكنان آسمانها و زمين براى رسيدن به او در جستجوى وسيله اند، و ما وسيله او در بين مخلوقاتش مى باشيم ، ما برگزيدگان او، جايگاه قدس و تنزه او، و حجت او در پنهانى حق و وارثان پيامبر اوييم .(321)
فاطمه (عليها السلام ) جزء زنان به كمال رسيده
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء الا اربع : آسية بنت مزاحم ، مريم بنت عمران ، خديجه بنت خويلد، فاطمة بنت محمد
در مراحل رشد و تكامل انسانى مردان بسيارى به مرحله كمال رسيدند، ولى از زنان جزء چهارتن به آن مقام دست نيافته اند، و آن چهار نفر، آسيه همسر فرعون ، مريم دختر عمران ، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد است .))(322)
اطعام الهى
كلينى (رحمة الله عليه ) از امام باقر (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمود:
روزى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: فاطمه ، برخيز و آن كاسه بزر! بهشتى ) را بيرون بياور. فاطمه (عليها السلام ) برخاست و كاسه اى را بيرون آورد كه در آن تريد و استخوان گوشت دار لبريز بود. فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) تا سيزده روز از آن غذا همراهش بود بديد، به او عرض كرد: اين را از كجا آورده اى ؟ فرمود: ما چندين روز است كه از اين غذا مى خوريم . ام ايمن ، خدمت حضرت فاطمه (عليها السلام ) رسيد. عرض كرد: فاطمه ! اگر نزد ام يمن چيزى باشد آن براى فاطمه و فرزندان اوست ، و اگر نزد فاطمه چيزى باشد ام ايمن از آن بهره اى ندارد؟ پس فاطمه (عليها السلام ) از آن غذاى بهشتى براى ام ايمن آورد. همين كه ام ايمن از آن خورد آن كاسه بهشتى ناپديد شد. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (عليها السلام ) فرمود: اگر از آن طعام به ام ايمن نخورانده بودى ، تو و فرزندانت تا قيامت قيامت از آن تناول مى كرديد.
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: آن كاسه نزد ماست كه قائم ما آن را در زمان (ظهور) خود بيرون مى آورد.(323)
بخشش پروردگار، خشنودى فاطمه (عليها السلام )
در جلد دهم بحار مرحوم مجلسى (رحمة الله عليه ) به نقل از امام صادق (عليه السلام ) و جابر بن عبدالله انصارى آمده كه فرمودند:
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه زهراء (عليها السلام ) را ديدند در حالى كه لباس از پوشاك شتر بر تن داشت و به سمت خود آسيا مى كردند و فرزند خود را نيز شير مى دادند، اشك از چشمان مبارك رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سرازير گرديد و فرودند: دختر جانم ! تلخى و سختى دنيا را پيشاپيش بچش تا شيرينى آخرت را پس از آن دريابى ، عرض كرد: اى رسول گرامى ! سپاس پروردگار را بر نعمتهاى فراوانش و شكر به خاطر مواهب و بخشوده هايش . پس از اين گفتگو آيه :
((و لسوف يعطيك ربك فترضى )) به زودى پروردگارت آنچنان بخشش بر تو نمايد كه راضى و خشنود گردى نازل شد.(324)
گلو بند پر بركت
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد:
روزى نماز عصر را با پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خوانديم ، اصحاب اطرافش نشسته بودند، ناگاه پيرمردى خدمت پيغمبر رسيد كه لباس كهنه اى پوشيده بود و از شدت پيرى و ناتوانى نمى توانست بر جاى خودش قرار گيرد. پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) متوجه او شد و از احوالش پرسيد. عرض كرد: يا رسول الله مردى هستم گرسنه ، سيرم كردن ، برهنه ام لباسى به من عطا كن ، تهى دستم چيزى به من بده . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود من اكنون چيزى ندارم ، ولى تو را به جايى راهنمايى مى كنم ، بلكه شايد حاجتت برآورده شود. برو به منزل كسى كه خدا و رسولش را دوست دارد، خدا و رسول نيز او را دوست دارند. به خانه دخترم فاطمه (