ى درخت وجود من هستند. هر كس از آن دور شود. به گمراهى افتاده است ، اگر بنده اى از بندگان خدا سه هزار سال بين صفا و مروه خدا را عبادت كند، ولى محبت ما پنج تن را درك نكرده باشد خداى تبارك و تعالى او را به صورت در آتش افكند.(340)
اهميت پوشش و حجاب
در كافى از جابر بن عبدالله نقل شده كه گويد:
من به همراه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به در خانه حضرت فاطمه (عليها السلام ) رسيديم . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در زدند و فرمودند: ((السلام عليكم ))، فاطمه زهراء (عليها السلام ) پاسخ دادند: ((عليك السلام يا رسول الله )). پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودن آيا داخل شوم . پاسخ دادند: آرى اى فرستاده خدا. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند آيا من و آن كسى كه همراه من است داخل شويم ؟ عرض كردند: اى پيامبر مكرم ، بر سر من چيزى نيست . فرمودند: فاطمه جان (عليها السلام ) خود را بپوشان . ايان همين كار را انجام دادند، آنگاه رسول اكرم ، فرمودند: ((السلام عليكم )) فاطمه زهراء پاسخ دادند: ((عليك السلام يا رسول الله )) پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: آيا وارد شوم ؟ فاطمه زهراء (عليها السلام ) پاسخ دادند: آرى اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شما و آن كس كه با شماست وارد شويد.(341)
نزول آيه براى خشنودى فاطمه (عليها السلام )
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور دزدى را قطع كنند، درد گفت : اى رسول خدا من اين دست را در اسلام تقديم كردم و شما دستور مى دهيد آن را ببرند، حضرت فرمود: اگر دخترم فاطمه نيز به جاى تو مى بود، اين دستور را مى دادم . حضرت فاطمه (عليها السلام ) اين سخن را شنيد و غمگين شد، جبرائيل فرود آمد و اين آيه را آورد:
لئن اشركت ليحبطن عملك
اگر شرك بورزى عمل و كار تو بى ارزش خواهد بود)).(342)
رسول خدا غمگين شد، در همين هنگام اين آيه نازل شد:
لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا
اگر در آسمان و زمين خدايانى غير از ((الله )) وجود مى داشت تباه و فاسد مى شدند.(343)
حضرت رسول از نزول آيه تعجب كرد، جبرئيل نازل شده و گفت : فاطمه زهراء (عليها السلام ) از سخن تو غمگين شده بود، اين آيات براى همراهى با او نازل شد تا خشنود گردد.
مرحوم مجلسى در شرح اين حديث مى گويد: شايد معنا چنين باشد كه اين نازل شد تا فاطمه (عليها السلام ) بداند كه مانند اين گونه كلمات مشروط، با جلالت و مقام مخاطب منافات ندارد.(344)
اين قبه پر نور از آن فاطمه (عليها السلام ) است
حسن بن يزيد مى گويد؛
از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم چرا فاطمه (عليها السلام )، ((زهراء)) ناميده شده است ؟
فرمودند: به دليل اينكه براى فاطمه (عليها السلام ) در بهشت قبه اى از ياقوت سرخ است كه بلندى آن مسير يكسال راه است . آن قبه به قدرت خداى قادر آويزان است ، بدون آنكه از پايين بر هيچ ستونى تكيه زند و از بالا هيچ وسيله نگهدارنده اى آن را نگاه دارد. براى آن قبه هزار در است ، بر هر درى هزار ملك از ملائكه پروردگار قرار دارند، اهل بهشت آن را مى بينند به هيبتى كه هر يك از شما ستاره اى درخشان و نورانى را در آسمان مى بيند، پس اهل بهشت مى گويند: اين قبه پر نور از آن فاطمه (عليها السلام ) است .(345)
چرا فاطمه (عليها السلام ) را زهراء ناميدند؟
از امام محمد باقر پرسيدند: چرا فاطمه (عليها السلام )، به نام زهراء ناميده شد؟ فرمودند: زيرا خداوند او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه نور آن حضرت آسمان و زمين روشن شد و حدى كه ملائكه تحت تاءثير آن نور قرار گرفتند و براى خدا به سجده افتادند، عرض كردند: خدايا اين نور چيست ؟
حق تعالى فرمود: شعله اى است كه از نور عظمت خودم آفريدم و در آسمانها ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيغمبران خارج خواهم ساخت و از اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مى كنم تا مردم را به سوى حق هدايت كنند، آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود.(346)
سنگريزه هايى كه به غذاى خوش طعم مبدل شدند
امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) سه روز بود كه چيزى از خوراكى نخورده بودند، از گرسنگى بى تاب شده ، از مادر غذا طلب كردند. چون در خانه چيزى براى خوردن نبود،، لذا فاطمه زهراء (عليها السلام ) آنان را به بهانه اى تسلى داده كه جد بزرگوارتان مى آيد و چيزى برايتان مى آورد. باز آنان ناراحتى مى كردند به حدى كه حضرت دلگير شد و اشكش جارى گرديد. برخاسته قدرى سنگ ريزه جمع نمد، در ديگى ريخت و رويش آب كرد، سر ديگ را نيز پوشانده ، آتش در زير آن روشن نمود تا به جوش آيد و به فرزندانش فرمود: صبر كنيد طعام بار گذاشته ام ، هنوز پخته نشده است . ايشان بيرون مى رفتند و بعد از زمانى مى آمدند و به مادر مى گفتند: اگر آن غذا پخته است برايمان بياور. حضرت فاطمه (عليها السلام ) مى فرمود: هنوز خام است ، ساعتى صبر كنيد تا پخته شود. در اين هنگام امام حسن (عليه السلام ) بر سر ديگ رفته و سر پوش را برداشت و گفت : اى مادر! اگر پخته يا خام است ، قدرى براى ما بردار تا بخوريم . فاطمه (عليها السلام ) كاسته را برداشت و فرمود: عجب كه پخته باد! چون بر سر ديگ آمد مشاهده كرد طعامى در كمال خوبى و خشبوئى است . پس از آن برداشت و نزد فرزندان گذاشت آنان مشغول خوردن شدند. فاطمه زهراء (عليها السلام ) برخاست و وضو تازه نمود و نماز شكر به جاى آورد و چون اين خبر به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، فرمود: الحمدلله ، تو اى فاطمه ! چنان هستى كه در ذريه انبياء و اولياء سابق بوده .(347)
فاطمه (عليها السلام ) برترين مخلوقات
در كتاب ادريس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده است :
روزى حضرت ادريس اصحاب خود را جمع كرد و به آنها گفت : فرزندان آدم روزى در محضر او اختلاف كردند كه بهترين خلايق چه كسانى هستند؟ بعضى گفتند: پدر ما آدم ، بهترين مخلوقات است ، چرا كه خداوند او را با دست قدرتش آفريد و روحش را در او دميد و به فرشتگان امر كرد كه به عنوان احترام او را سجده كنند؟ او را معلم فرشتگان و خليفه خود در زمين قرار داد و از همه خلايق خواست از او اطاعت كنند.
بعضى گفتند: نه بهترين مخلوقات ، جبرئيل امين است و هر كدام مطلب خاصى گفتند، و در اين باره سخن به درازا كشيد تا اينكه حضرت آدم (عليه السلام ) به آنها رو كرد و فرمود: فرزندانم ! آنچه شما گفتيد هيچ كدام درست نيست ، وقتى كه خداوند مرا آفريد و روحش را در كالبد من دميد، برخاستم و نشستم و به عرش پروردگار نگاه كردم ، ((پنج نور)) كه در نهايت عزت و زيبايى و شكوه و جلال بودند ديدم به گونه اى كه مرا غرق انوار و درخشش ‍ خود كرده بودند.
عرض كردم : پروردگارا! اينها چه كسانى هستند؟ فرمود: اينها بهترين مخلوقات من و بابهاى رحمت من و واسطه هاى بين من و خلق من هستند، اگر اينها نبودند زمين و آسمان و بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه را نمى آفريدم .
گفتم : خدايا نام اينها چيست ؟ فرمود: به عرش بنگر!
وقتى كه نگاه كردم اين نامهاى پاك را ديدم : ((فار قليطا))(محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))، ((ايليا)) (على (عليه السلام ))، ((طيطه )) (فاطمه (عليها ال