 مطالبه ارث كند؟ با اينكه بهترين زنان عالم و مادر بهترين جوانان و همانند مريم دختر عمران مى باشد و پدرش خاتم پيغمبران است .
به خدا سوگند! رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه (عليها السلام ) را از سرما و گرما نگهدارى مى كرد. هنگام خواب دست راست خودش را زير سر فاطمه (عليها السلام ) و دست چپش را بر روى بدنش ‍ مى نهاد.
اى ابوبكر! آهسته تر باشيد، هنوز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيش چشم شماست . به زودى بر خدا وارد مى شويد و نتيجه كردارتان را مشاهده مى كنيد. ام سلمه از فاطمه (عليها السلام ) دفاع كرد، ولى تا يك سال از حقوق محروم شد.(367)
شهادت ام ايمن در غصب فدك
بعد از اينكه ابوبكر از حضرت فاطمه (عليها السلام ) در مورد بخشيدن فدك از طرف پيامبر به دخترش شاهدانى خواست . حضرت فاطمه (عليها السلام ) ام ايمن و على (عليه السلام ) را به عنوان شاهد آوردند..
ام ايمن گفت : من در خانه فاطمه نشسته بودم و رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز نشسته بود، جبرئيل نازل شد و گفت : يا محمد برخيز، خداوند به من دستور داده كه حد و حدود فدك را براى تو مشخص ‍ كنم .
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) برخاست و با جبرئيل رفت و طولى نكشيد كه برگشت ، فاطمه (عليها السلام ) عرض كرد: بابا كجا رفتى ؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: با جبرئيل رفتم حد و حدود فدك را برايم مشخص نمايد. فاطمه (عليها السلام ) گفت : پدر! من مى ترسم بعد از تو در مضيقه قرار بگريم آن را به من صدقه بده ، پيامبر فرمود.
دخترم من آن را به تو بخشيدم . فاطمه هم آن را تحويل گرفت . آنگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ام ايمن و اى على ! شاهد باشيد كه آن را به فاطمه بخشيدم .(368)
وصيت فاطمه (عليها السلام ) در مورد املاك
حضرت صديقه طاهره (عليها السلام ) دارى هفت بستان بودند كه وقف بنى هاشم و بنى مطلب فرموده و نظاره و سرپرستى بر آنها را به عهده مولا على (عليه السلام ) نهادند تا زمانى كه ايشان در قيد حيات هستند و بعد از ايشان بر عهده فرزندان خود به ترتيب سن آنها گذاشته شد و آن حضرت براى اين امر وقفنامه اى نوشتند كه مضمون آن چنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم
اين وصيتى است كه فاطمه دختر محمد نسبت به بستان هاى هفتگانه خويش يعنى ((عواف ، ذلال ، برقه ، مبيت يا ميشب ، حسنى ، صافيه ، مشربه و ام ابراهيم ))، به على بن ابيطالب (عليه السلام ) مى نمايد كه پس از حسن به حسين و پس از حسين ، بزرگترين فرزند من ناظر به آنها خواهد بود و خداى تعالى و ((مقداد بن اسود)) و ((زبير بن عوام )) را بر اين وصيت شاهد مى گيرم و على (عليه السلام ) اين وصيت حضرت را مرقوم داشت )).
همچنين در نسخه ديگرى از وصيت حضرت فاطمه (عليها السلام ) در مورد لوازم خانه آمده است كه براى دختر جندب ، يعنى دختر ابوذر غفارى ، وصيت كرده است كه چنين است : ((آن صندوق كوچكتر است و در اموال ، هر چه هست به او مى دهيد و نيز دو كفش من كه از پوست است و فرش و جبه و تخت و متكاه دو قطيفه ، همه از آن او باشد)).(369)
بوى پيراهن پدر
از حضرت على (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
من حضرت رسول را در پيراهن مباركش غسل دادم . روزى فاطمه (عليها السلام ) گفت : آن پيراهن را به من نشان بده ! پيراهن را آورد همين كه بوى پيراهن به مشام او رسيد از هوش رفت ، من كه اين حالت را از او مشاهده كردم ، پيراهن را از او پنهان نمودم .(370)
دوست دارم صداى اذان بلال را بشنوم
با سكوت صوت قرآن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، صداى اذان بلال هم خاموش شد. بلال برده اى دل سوخته بود كه به بركت اسلام و محبت پيامبر، ارجمند و عزيز شده بود. او مؤ ذن نبى مكرم اسلام بود.
روزى دختر پيامبر اسلام فاطمه (عليها السلام ) شخصى را نزد بلال فرستاد و فرمود: به او بگوئيد كه دوست دارم صداى اذان تو را بشنوم . بلال گفت : بعد از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى هيچ كس جز دخترش ‍ اذان نمى گويم . بلال به ماءذنه رفت و صداى خاطره انگيز خويش را به ((الله اكبر))، ((الله اكبر)) بلند كرد. فاطمه (عليها السلام ) به ياد پدر افتاد. صداى ضجه زهراء (عليها السلام ) بلند شد و بيهوش بر زمين افتاد. مردم پنداشتند كه او جان داده ، شتابان به سوى بلال دويدند و فرياد زدند: ((بلال ديگر اذان نگو، كه فاطمه طاقت شنيدن ندارد))، بلال دم فرو بست . زهراء (عليها السلام ) پس از چند لحظه اى به هوش آمد و فرمود: چرا بلال اذان را به پايان نبرد؟ عرض كردند: بر تو بيمناك شديم كه ناگهان جان به جان آفرين تسليم كنى .(371)
ياد آورى ماجراى غدير خم
محمود بن لبيد مى گويد:
پس از رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه (عليها السلام ) را در كنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزادارى و گريه مشاهده كردم ، فرصت را غنيمت شمرده سؤ ال كردم : آيا براى امامت على (عليه السلام ) از سخنان رسول گرامى اسلام ، مى توانيد دليلى بياوريد؟ حضرت زهراء پاسخ داد:
شگفتا! آيا روز غدير خم را فراموش كرده ايد؟
شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: على (عليه السلام ) بهترين كسى است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مى دهم . على (عليه السلام ) امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم (حسن و حسين (عليه السلام )) و نه نفر از فرزندان حسين (عليه السلام ) پيشوايان و امامانى پاك و نيكند. اگر از آنها اطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزيد، تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد.
پرسيدم : بانوى من ! پس چرا امام على (عليه السلام ) سكوت و حق خود را نگرفت ؟
حضرت فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است : مثل امام ، مانند كعبه است ، مردم بايد در اطراف آن طواف كنند، نه آن كه كعبه دور مردم طواف نمايد.(372)
بلند شدن پايه هاى مسجد به واسطه خشم فاطمه (عليها السلام )
سلمان در ضمن روايت بردن على (عليه السلام ) به مسجد و تصميم حضرت زهراء براى رفتن كنار قبر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى نفرين كردن ! مى گويد: من نزديك آن حضرت بودم ، به خدا سوگند، ديدم پايه هاى ديواره مسجد حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) از زمين كنده شده به طورى كه كسى مى توانست از زير آنها عبور كند.
خودم را به آن حضرت رسانيد گفتم : اى بانوان من ! اى سرور من ! همانا خداوند تبارك و تعالى پدرت را به عنوان رحمت فرستاد، از نفرين دست بدار و اين مردم را دچار عذاب خداوند قرار مده . حضرت برگشت (يا به قولى به دستور على (عليه السلام ) برگشت ) سلمان مى گويد: در اين وقت ديدم كه ديواره هاى مسجد در جاى خود مستقر گرديد، به طورى كه از زير آنها گرد و غبار حركت كرده به بينى هاى ما فرو رفت .(373)
شهادت عايشه عليه فاطمه (عليها السلام )
در كتاب ((اختصاص شيخ مفيد))از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رحلت فرمود و ابوبكر به جاى او نشست ، براى وكيل فاطمه (عليها السلام ) در فدك ، پيامبر فرستاد و او را از فدك بيرون ك