ق (رحمة الله عليه ) در كتاب ((علل الشرايع )) از امام حسن (عليه السلام ) فرزند بزرگوار آن حضرت روايت كرد كه فرمود:
راءيت امى فاطمة (عليه السلام ) قامت فى محرابها ليلة جمعتها فلم تزل راكعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤ منين و المؤ منات و تسميهم و تكثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشى ء فقلت لها يا اماه لم لا تدعون لنفسك كما تدعون لغيرك فقالت يا بنى الجار ثم الدار
مادرم فاطمه را ديم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاده و تا هنگامى كه سپيده طالع شد پيوسته در حال ركوع و سجده بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مى كرد و آنها را در دعا نام مى برد و بسيار براى آنها دعا مى كرد. و براى خودش دعا نمى كرد، من گفتم : مادرجان ! چرا همانطور كه براى ديگران دعا مى كنى براى خودت دعا نمى كرد، من گفتم : مادرجان ! چرا همانطور كه براى ديگران دعا مى كنى براى خودت دعا نمى كنى ؟ فرمود: پسرم ! اول همسايه ، سپس خانه !))
در روايات اهل سنت حسن بصرى ، يكى از بزرگان ايشان مى گويد: در ميان امت عبادت كسى از فاطمه (عليها السلام ) بيشتر نبود، زيرا آنقدر روى پاهاى خود در مقام عبادت ايستاد كه قدمهايش ورم كرد.(430)
عبادت فاطمه (عليها السلام ) در كلام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در حديث نبودى آمده است كه :
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره عبادت حضرت فاطمه (عليها السلام ) فرمود:
فاطمه هرگاه در محراب عبادت به پيشگاه پروردگار خود مى ايستد نور او براى فرشتگان آسمان تابش مى كند، همانند ستارگان كه براى اهل زمينى مى درخشد، و خداى عزوجل در آن وقت به فرشتگان خود مى فرمايد: ((كنيزم فاطمه ، بانوى همه زنان جهان را بنگريد چگونه در پيشگاه من به عبادت ايستاده و بند بند بدنش از خوف من مى لرزد!(431)
در حديث ديگرى به سلمان مى فرمايد:
اى سلمان ! خداى تعالى چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ايمان پر كرده كه يك سره براى عبادت و فرمانبردارى حق تعالى خود را از همه چيز فارغ ساخته است .(432)
آرى فاطمه به هنگام عبادت چنان غرق در عظمت حق مى گشت و از خود جدا مى شد كه از فكر عزيزان خود: با تمام علاقه اى كه به آنها داشت بيرون مى رفت و خداى تعالى فرشتگان را ماءمور مى كرد تا گهواره كودك او را حركت دهند.
عبادت فاطمه (عليها السلام ) قبل و بعد از تولد
امام صادق (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند: خداوند فاطمه را خلق كرد قبل از آنكه آسمان و زمين را خلق كند و او حوريه اى است انسانى كه از نور خدا آفريده شده است قبل از آنكه خدا آدم را خلق كند، آنگاه خداوند فاطمه را در حقه اى زير ساق عرش قرار داد. از رسول خدا سؤ ال شد: ((يا رسول الله ))فما كان طعامها؟))پس در آن زمان غذاى فاطمه (عليها السلام ) چه بود؟
آن حضرت فرمودند: ((التسبيح و التقديس و التهليل و التحميد)). غذاى فاطمه تسبيح و تقديس و تهليل و تمجيد پروردگار بود.
و به هنگام تولد به سجده افتاد و خداوند را شكر كرد و چنين گفت : شهدت مى دهم كه پروردگار و آفريننده من ، كسى نيست مگر خداى بزرگ و بى همتا و گواهى مى دهم به اينكه پدرم سيد و سرور برگزيدگان خدا و رسول خداست و از همين آغاز اقرار مى كنم به اينكه همسرم آقاى پيشوايان و جانشين رسول خداست و فرزندانم (حسن و حسين (عليه السلام ) ) بزرگ اسباط رسول خدايند.(433)
نيز روايت شده كه :
كانت فاطمة تنهج فى الصلاة من خيفة الله تعالى
فاطمه چنان بود كه در نماز از خوف خداى تبارك و تعالى غش ‍ مى كرد.(434)
نقش انگشترهاى حضرت فاطمه (عليها السلام )
حضرت فاطمه (عليها السلام ) داراى چند انگشتر بود كه حلقه اش از نقره و انگشترش از عقيق بود. روى يكى از آنها اين جمله بود:
((الله ولى عصمتى ، خداوند نگهدار و ولى عصمت و پاكى من است )).
و در ديگرى نوشته شده بود:
((نعم القادر))
و روى يكى ديگر از آنها:
((آمن المتوكلون )) بود.(435)
نقش اين كلمات در انگشترى تاءثير عجيبى در دفع دشمنان و نگهدارى اموال و اولاد و بدن از شر انس و جن و شياطين و تمام ناراحتى ها و آفات و بديها دارد.
همچنين گفته شده است كه نقش انگشتر آن حضرت ، نقش انگشتر سليمان بن داود، يعنى سبحان من الجم الجن بكلماته ؛ پاك و منزه است خدايى كه مهار كرد جن را به كلمات خود.)) بوده است .(436)
دعاى حضرت فاطمه (عليها السلام ) براى رفع گرفتارى
امام زين العابدين (عليه السلام ) مى فرمايد: در روز عاشوراء، پدرم مرا در حالى كه خون از بدن مباركش مى جوشيد به سينه اش چسباند و فرمود:
پسرم ! دعايى است براى رفع گرفتارى و نياز شديد و مشكلى كه پيش ‍ مى آيد. اين دعا را مادرم فاطمه زهراء (عليها السلام ) به من آموخته است و او خود از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرا گرفته بود و پيامبر را جبرئيل آموزش داده بود. از من فراگير! آنگاه فرمود: بخوان .
بحق يس و القرآن الحكيم ، و بحق طه و القرآن العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير، يا منفس عن المكروبين ، يا مفرج عن المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لايحتاج الى التفسير، صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا؛
خداوند! به حق ((ياسين ))و قرآن حكيم و به حق ((طه )) و قرآن حكيم ، اى كسى كه توانايى بر آوردن نيازهاى درخواست كنندگان و محتاجان را دارى ، اى كسى كه به آنچه در ضمير و باطن است آگاهى دارى ؟ اى برطرف كننده اندوه دل شكسته گان ، اى گشاينده غم افسردگان ! اى مهربان نسبت به پيرمرد كهنسال ، و اى روزى دهنده كودك خردسال ! اى كسى كه نيازمند به تفسير و برهان نيست ، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و براى من اين كار را انجام بده )).(437)
توسل ائمه (عليه السلام ) به حضرت فاطمه (عليها السلام )
امام باقر (عليه السلام ) هرگاه تب مى كردند آب خنگى طلب مى كرد و وقتى كه آب به دستش مى رسيد جرعه اى از آن را مى نوشيد، لحظه اى از نوشيدن باز مى ماند و سپس با صداى بلند به حدى كه در بيرون خانه نيز شنيده مى شد از ته دل مادرش زهراء را صدا مى كرد و مى فرمود: ((يا فاطمة بنت محمد؛ فاطمه اى دختر رسول خدا)) و بدين گونه خود را از سوز تب تسلى مى داد و برخود مرحمى مى نهاد و جان و روح خود را با ياد محبوب و توسل به او آرام و عطر آگين مى نمود.
در همين زمينه مرحوم شيخ عباس قمى مى فرمايد: شايد تذكر به نام حضرت زهراء (عليها السلام ) در هنگام تب شديد بيانگر اين بود كه همچنانكه بدنم به آتش تب مى سوزد و آن را با آب سرد خاموش مس سازم قلبم هم به آتش مصيبت مادرم گزاران است ، لذا با ذكر فاطمه (عليها السلام ) دل را آرام مس ساختند.(438)
دعاهاى حضرت زهراء در روزهاى هفته
از دعاهاى وارده منسوب به حضرت فاطمه كه بسيار تاءكيد شده است :
1 - دعاى روز شنبه
اللهم افتح لنا خزائن رحمتك و هب لنا اللهم رحمة لا تعذبنا بعدها فى الدنيا و الاخرة و ارزقنا من فضلك الواسع رزقا حلالا طيبا و لا تحوجنا و لا تفقرنا الى احد سواك و زدنا لك شكرا و اليك فقرا و فاقة و بك عمن سواك غنا و تعف