 غسل مى فرمود: بارالها! زهراء كنيز تو، دختر پيامبر و برگزيده و بهترين آفريده تو است ؟ خدايا! حجتش را به او تلقين فرما و برهان او را بزرگ دار و درجه اش را بالا ببر و او را به پدرش محمد ملحق كن .
خود حضرت على (عليه السلام ) نيز مى فرمايد: من تجهيز فاطمه را آغاز نمودم و او را در پيراهنش غسل دادم . به خدا سوگند او خجسته و پاك و پاكيزه بود. سپس او را با باقى مانده حنوط رسول خدا حنوط كردم و در كفنهايش جا دادم .(477)
صديقه را جز صديق غسل ندهد
در روايتى مفضل بن عمر درباره غسل دادن فاطمه (عليها السلام ) از امام صادق (عليه السلام ) سؤ ال مى كند؟ چه كسى فاطمه را غسل داد؟
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايند: اميرالمؤ منين على (عليه السلام ).
مفضل گويد: گويى اين فرمايش امام قدرى بر من گردان آمد، به همين دليل امام فرمودند: گويا اين واقعيت بر تو گران آمد؟
عرض كردم : آرى فدايت گردم .
فرمود: نبايد اين مطلب بر تو گران آيد، چرا كه فاطمه صديقه بود و شايسته نيست كه كسى جز صديق صديقه را غسل دهد، نمى دانى مريم را كسى جز پسرش عيسى غسل نداد؟(478)
اى كاش فاطمه زنده بود!
بعد از آنكه ابولؤ لؤ به عمر خنجر زد، به حضرت على (عليه السلام ) عرض ‍ كرد: اى اميرالمؤ منين ! من اين مرد را زدم و شكمش را دريدم . حضرت با شنيدن اين مضوع اشكش جارى شده و به شدت گريست و آرزو كرد كه اى كاش فاطمه (عليها السلام ) زنده مى بود و اين خبر را مى شنيد(479) بعد حضرت نوشته اى را از گريبان در آورده و فرمود: اين نامه را بگير و از مدينه خارج شو هفت مرتبه اين نامه را بخوان و به هر جا كه خواستى برو.(480)
اعمال روز شهادت حضرت فاطمه (عليها السلام )
در مفاتيح الجناح شيخ عباس قمى چنين آمده است :
روز سوم جمايد الاخرى روز شهادت حضرت فاطمه (صلوات الله عليها) واقع شده پس بايد در اين روز شيعيان به عزادارى قيام كنند و زيارت آن مظلومه را بخوانند و بر ظالمان و غاصبان حق او نفرين كنند.
سيد بن طاووس در كتاب ((زوائد الفوائد)) زيارت مختص به روز شهادت آن حضرت را به اين طريق فرموده است كه : در ابتدا نماز زيارت يا نماز خود آن حضرت را به جا مى آورى و نماز آن حضرت دو ركعت است در هر ركعت بعد از حمد، 60 مرتبه سوره ((قل هو الله احد)) را مى خواند و اگر نتوانى در ركعت اول بعد از حمد سوره ((قول هو الله احد)) را بخوان و در ركعت دوم سوره ((قل يا ايها الكافرون )) را بخوان و چون سلام نماز را گفتى زيارت حضرت فاطمه را بخوان . به تحقيق كه روايت شده است كه هر كس با اين زيارت آن مظلومه را زيارت كند و از خدا طلب آمرزش كند حق تعالى گناهانش را مى آمرزد و او را داخل بهشت مى گرداند و اما زيارت آن حضرت در روز وفات :
اسلام عليك يا سيدة نساء العالمين السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اءجمعين السلام عليك اءيتها المظلومة الممنوعة حقها (پس بگو) اللهم صل على اءمتك و ابنة نبيك و زوجة وصى نبيك صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من اءهل اسماوات و اءهل الارضين
درود بر تو باد اى بانوى زنان جهان ، درود و سلام بر تو باد اى مادر امامان همه مردم ، درود باد بر تو اى ستمديده اى كه حقت را به زور گرفتند. بار خدايا رحمت فرست بر كنيزت و دختر پيغمبرت و همسر وصى پيغمبرت ، رحمتى كه او را نزديك كند برتر از نزديكى بزرگان گراميت از اهل آسمانها و اهل زمينها)).(481)
مهدى (عج ) منتقم فاطمه (عليها السلام )
از امام باقر (عليه السلام ) سؤ ال شد: ((قائم )) شما قيام خواهد كرد؟
حضرت فرمود: شما حضرت را درك نخواهيد كرد، پرسيدند: آيا مردم زمان او حضرت را درك خواهند كرد؟
فرمود: اهل زمانش نيز او را درك نخواهند كرد، قائم ما به راستى و حقيقت قيام خواهد كرد، پس از آنكه شيعيان نااميد شده باشند. سه روز مردم را دعوت مى كند و كسى جواب او را نمى دهد، روز چهارم دست بر پرده كعبه آويخته و مى گويد: پروردگارا! مرا يارى كن ! و مرتب دعا مى كند.
خداوند متعال به فرشتگانى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در جنگ بدر يارى كرده بودند و هنوز زين اسبهايشان را پايين نياورده و اسلحه شان را بر زمين نگذارده اند دستور مى دهد به يارى او بروند. آنان با حضرت بيعت كرده بعد سيصد و سيزده نفر با او بيعت مى كنند و حضرت به مدينه مى رود...
و بعد آن دو نفر را به حالت تر و تازه از قبر بيرون مى آورد با آنان صحبت كرده آنها جواب مى دهند، پس آنان را با همان هيزمى كه براى سوزاندن خانه على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام ) جمع كرده بودند مى سوزاند. آن هيزمها هنوز نزد ما وجود دارد و به ارث به يكديگر مى رسد.(482)
مدت عمر حضرت فاطمه (عليها السلام ) بعد از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
در مورد تاريخ شهادت آن حضرت اختلاف است ، برخى مدت عمر آن حضرت بعد از پيامبر را 75 روز و برخى 95 روز و برخى سه ماه و... گفته اند.
از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت شده است كه فرمود: همانا فاطمه (عليها السلام ) پس از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هفتاد و پنج روز زنده بود و در اين مدت از در گذشت و فقدان پدر بزرگوارش ‍ بسيار اندوهگين بود. جبرائيل نزد آن حضرت مى آمد و او را تسليت و دلدارى مى داد و از پدرش و جايگاه وى برايش مى گفت ، و از حال آن حضرت و رويدادهاى آينده كه بر فرزندان آن حضرت وارد مى شود، به او خبر مى داد و حضرت على (عليه السلام ) آنها را مى نوشت .
پس آن حضرت در سال پنجم بعثت حضرت رسول متولد شد و در هنگام شهادت هيجده سال و هفتاد و پنج روز داشت .(483)
نبش قبر فاطمه (عليها السلام )
صبح روز شهادت حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام ) وقتى كه اين خبر در مدينه منتشر شد، ابوبكر و عمر و گروهى از مهاجر و انصار اطراف خانه حضرت على (عليه السلام ) جمع شدند و گفتند: آمده ايم فاطمه نماز بگذاريم . مقداد بيرون آمد و گفت : فاطمه (عليها السلام ) وصيت كرد كه او را شب به خاك بسپارند و جز شوهر و فرنزدانش كسى به او نماز نخواند.
عمر رو به ابوبكر كرد و گفت : نگفتم چنين خواهند كرد؟! عباس بن عبدالمطلب گفت : فاطمه وصيت كرده بود كه شما بر وى نماز نگذاريد آن دو بر آشفتند. عمر گفت : قسم به خدا اگر بخواهم او را از قبر بيرون مى آورم و بر او نماز مى گذارم .
على (عليه السلام ) بيرون آمد و فرمود: يابن ضحاك ! سوگند به خداى بزرگ اگر چنين قصدى كنى دست راست تو را خواهم انداخت و اگر شمشير بردارم تا خون تو را نزيزم در غلاف نبرم . عمر فهميد چون على (عليه السلام ) قسم خورده و ممكن است چنين كند برگشته و با گروهى از مردم به طرف بقيع رفتند و ديدند چهل قبر است كه مثل هم بودند، مردم به يكديگر مى گفتند: واى بر ما، پيغمبر جز يك دختر نداشت و او هم از دنيا رفت و حاضر نشد كسى بر او نماز بگذارد.
خبر به حضرت على (عليه السلام ) رسيد كه مردم در بقيع اجتماع كردند. اميرالمؤ منين شمشير به دست گرفت مانند شير خشمناك به طرف بقيع حركت كرد و روى يك از قبرها ايستاد در حالى كه رگهاى گردنش از فشار غضب پر خون شده بود و چشمهاى مباركش سرخ شده بود، فرياد زد: اى مردم مدينه ! به پروردگار عالميان قسم ، اگر