.
13- ((سپس آدم از پروردگار كلماتى دريافت داشت (و به آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذيرفت ، چرا كه خداوند توبه پذير و مهربان است .)) بقره / 37.
14- الدر المنثور.
15- محلى ميان مكه و مدينه
16- فاطمه زهراء از ولادت تا شهادت ، ص 51.
17- فاطمه زهراء (عليها السلام ) شادمانى دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، ص 82.
18- روضة الواعظين ، ص 143.
19- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، ص 439 به نقل از: احقاق الحق ج 5، ص 117.
20- فاطمه زهراء از ولايت تا شهادت ، ص 57 به نقل از: روض لفائق : ص 314.
21- تفسير عياشى ، 2/279
22- بحارالانوار، ج 16 ص 3.
23- ريحانه خانه وحى ، ص 124.
24- 1001 داستان از زندگانى على (عليه السلام )، ص 204. به نقل از: امالى شيخ مفيد.
25- بحارالانوار، ج 16، ص 80
26- رياحين الشريعه : ج 1 ص 58.
27- فاطمه الزهراء من المهد الى اللحد، ص 61.
28- عبارت چنين است ، ((انى فطمتك بالعلم )) يعنى وقتى كه طفل را از شير مادر جدا مى كنند به جاى شير مادر به او غذايى كمكى مى دهند تا شير خوردن را ترك كند و اين غذاى جانشينى است . و خداوند نيز مى فرمايد: كه غذاى جانشين فاطمه زهراء (عليها السلام ) به جاى شير، علم است . - فاطمة الزهراء، من المهد الى اللحد. -
29- مائده / 7، اعراف / 147 - ريحانه خانه وحى .
30- بحارالانوار، ج 43، ص 18
31- فاطمه (عليها السلام )، فاطمه است ، ص 113
32- زندگانى چهارده معصوم ، ص 349
33- بحارالانوار، ج 16، ص 1.
34- زندگانى حضرت فاطومه و دختران آن حضرت ، ص 22.
35- پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نسبت به مؤ منان از خودشان مقدم و سزاوارتر است و زنانش مادر مؤ منان مى باشد)) احزاب / 6.
36- رياحين الشريعه ، ج 1، ص 7
37- بحار، ج 43، ص 19
38- ((كسانى كه در حال ايستاده و نشسته و خوابيده به ياد خدا هستند و در آفرينش آسمانها و زمين تفكر مى كنند و (مى گويند) پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريده اى ، پروردگارا! پاك و منزه هستى ، ما را از عذاب دوزخ نگه دار!... پس پروردگارشان دعايشان را مستجاب كرده فرمود: من عمل هيچ كس از شما را - چه مرد باشد و چه زن - تضييع نكرده بى فايده نمى گذارم )) آل عمران / 195-191.
39- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ص 604-602.
40- بانوى نمونه اسلام ، ص 42 به نقل از تاريخ طبرى ، ج 2، ص 344
41- ريحانه خانه وحى ، ص 269
42- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر، ص 456
43- مناقب ، ج 3 ص 345
44- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، ص 126 به نقل از: بحار ج 43 ص 92
45- برخى از حقايق ملكوتى فقط براى خود پيامبر مشهود بوده و نه براى كسانى كه حتى نزد پيامبر حضور داشته اند.
46- فرهنگ جامع سخنان امام حسين (عليه السلام ) ص 77 - 76
47- بنابر روايتى ديگر فرمود: خشنودم به آنچه كه خدا و پيامبر او براى من رضايت دادند. باز بنابر روايتى ديگر فرمود: اى رسول خدا تو از من سزاوارترى كه اظهار نظرى كنى .
48- بحارالانوار، ج 43 ص 127
49- اشاره به آيه : و علم آدم الاسماء كلها، بقره / 31
50- چهارده معصوم ، ص 259
51- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر، ص 610، به نقل از: دلائل الامة ، ص 13 - 12.
52- الرحمن / 19. (( اوست كه دو دريا(ى پر گوهر علم و حلم على (عليه السلام ) و فاطمه (سلام الله عليها) يا درياى آب شور و گوارا) را بهم آميخت (تا مختلط شدند) # و ميان آن دو دريا (اى رسول ) برزخ و فاطمه ايست كه تجاوز به حدود يكديگر نمى كنند# الا اى جن و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مى كنيد؟ # از آن دو دريا (دو گوهر حسن و حسين پديد آورد و يا) لؤ لؤ و مرجان گرانبها بيرون آورد.
53- زندگانى چهارده معصوم ، ص 218
54- نهج البلاغه ، حكمت 82.
55- كشف الغمه ، ص 106
56- بحار، ج 43، ص 145
57- فاطمه الزهراء من المهد الى للحد، ص 160 - 159.
58- بانصد درهم معدل 400 مثقال نقره خالص بود كه بهفرموده پيامبر: چنين مهريه اى را خداوند معين نمود تا براى امت اسلام سنت باشد و 400 مثال نقره در آن زمان معادل (5/2) دو ونيم مثقال طلاى ناب بود. - ناسخ التواريخ ، ج 4، كتاب دوم ص 39 - 38. مناقب ج 3، ص 351. -
59- زندگى حضرت فاطمه (عليها السلام ) و دختران آن حضرت ص 48
60- فرقان / 25
61- زندگانى حضرت فاطمه و دختران آن حضرت ، ص 50
62- بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا، ص 56 به نقل از بحارالانوار، ج 43، ص 92 - 145.
63- فاطمه زهراء (عليها السلام ) از ولادت تا شهادت ، ص 163
64- فاطمه زهراء از ولايت تا شهادت ، ص 170
65- اسماء بنت عميس يكى از زنانى بود كه توفيق همراهى و همرازى با فاطمه زهراء (عليها السلام ) را يافت . او زنى شايسته و مهاجر، عالمه ، و محدثه ، بهشتى ، همسر و مادر دو شهيد، بسيار عاقل ، هشيار و نجيب بود. او مطيع و محرم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و ماءنوس و همراه زهراء (عليها السلام ) و مدافع على (عليه السلام ) بود.
او به امر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) همراه شوهرش به حبشه مهاجرت كرد و حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) در خلوت ، خبر شهادت امام حسين (عليه السلام ) را به او داد.
او تنها زنى بود كه به وصيت حضرت زهراء (عليها السلام ) در غسل او شركت داشت و در واپسين لحظات بر بالين حضرت حاضر و در دوران بيماريش همدم او بود. كسى كه بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ايام بيمارى حضرت با نشان دادن تابوت به فاطمه (عليها السلام ) لبخندى برلبهاى حضرت زهراء (عليها السلام ) نشاند.
او در جريان فدك ، بر حقانيت گفتار زهراء (عليها السلام ) و عليه شوهرش (ابوبكر) شهادت داد. پس از شهادت فاطمه (عليها السلام ) از ورود عايشه به خانه آن حضرت ممانعت كرد و در جواب اعتراض آنان گفت : خود حضرت چنين خواسته است .
او همواره مدافع على (عليه السلام ) بود، چه آنگاه كه در خانه او و چه در خانه دشمن او بود. توطئه خلفاء را براى كشتن على (عليه السلام ) به او خبر داد و فرزندش محمد را دشمن پدر (ابوبكر) و محب على (عليه السلام ) پروراند. زمانى كه در خانه على (عليه السلام ) حضور داشت ، احاديث و فضائل او را نشر مى داد. از آن حضرت فرزندى آورد كه در كربلا در ركاب امام حسين (عليه السلام ) شهيد شد. - فرهنگ فاطميه ص 64 - 62. -
66- فاطمه زهراء از ولايت تا شهادت ، ص 133
67- فرهنگ سخنان فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ص 20. به نقل از: ارشاد شيخ مفيد، ج 1، ص 270.
68- آل عمران / 92.
69- فاطمه زهراء شادماين دل پيامبر، ص 638 / نزهة المجالس ،: ج 2، ص 226، به نقل از احقاق الحق ، ج 10، ص 402.
70- بحارالانوار، ج 43، ص 96 - 95 / فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر، ص 631
71- بيت الاحزان ، ص 59.
72- فاطمه زهراء شادمانى دل پيامبر، ص 632 / به نقل از: امالى شيخ صدوق ج 1، ص 264 - 263 جزو دهم .
73- دحية بن خليفه كلبى همشير پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و از ياران آن حضرت و از پيشقدمان به اسلام بود، جمال بسيار زيبائى داشت ، شايد به همين منظور بسيارى از اوقات جبرئيل به صورت ((دحيه كلبى )) بر پيامبر نازل مى شد، پيامبر وقتى با جبرئيل صحبت مى كرد ناظرين خيال مى كردند كه آن حضرت با ((دحيه كلبى )) سخن مى گويد.
74- بحارالانوار، ج 43، ص 114
75- او ((بركه )) نام داشت و ((ثعلبه )) پدرش بود. او خانه زاد خاندان رسالت بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وى 