ر فكرى به مرحله‏اى رسيده باشد كه بتواند امور خود را به تنهايى اداره كند، رشيده گويند. 
حنوط پيامبر و على و فاطمه عليهاالسلام از بهشت آمده است.

عن موسى بن جعفر عن أبيه عليهم‏السلام قال: قال علي بن أبي‏طالب عليه‏السلام: «كان في الوصية أن يدفع إليّ الحنوط فدعاني رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله قبل وفاته بقليل، فقال: يا علي! و يا فاطمة! هذا حنوطي من الجنة، دفعه إليّ جبرئيل و هو يقرئكما السلام و يقول لكما: اقسماه و اعزلا (1) 
منه لي و لكما. قالت: لك ثلثه وليكن الناظر في الباقى علي بن أبي‏طالب عليه‏السلام. فبكى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و ضمّها إليه و قال: موفقة «رشيدة» مهدية ملهمة. يا علي! قل في الباقى. قال: نصف ما بقي لها و نصف لمن ترى يا رسول‏اللَّه! قال: هو لك فإقبضه،

امام كاظم عليه‏السلام از پدران خود نقل فرمودند كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمودند: در وصيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمده بود كه حنوط را به من بدهند، پس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كمى قبل از فوتشان مرا خواستند و فرمودند: اى على! و اى فاطمه! اين حنوط من است كه جبرئيل عليه‏السلام آن را از بهشت برايم آورده. جبرئيل عليه‏السلام بر شما درود فرستاد و گفت: شما بايد آن را تقسيم كنيد و براى من و خودتان برداريد. فاطمه عليهاالسلام گفتند: يك سوم آن براى شما باشد و درباره‏ى بقيه نيز على عليه‏السلام نظر بدهد.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله (از اين برخورد متعجب شدند و گريستند و زهرا عليهاالسلام را به سينه‏ى خود چسباندند و فرمودند: تو يك زن موفقه و رشيده هستى كه از سوى خداوند مورد الهام واقع شده و از طرف او هدايت يافته‏اى. بعد فرمود: يا على! درباره‏ى باقى حنوط سخن بگو. اميرالمؤمنين عليه‏السلام عرضه داشتند: نصف باقى مانده، از آن زهراء عليهاالسلام باشد درباره بقيه‏ى آن خودتان رأى دهيد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمودند: باقيمانده‏ى آن هم براى خود شماست، آن را بگيريد.» 
  1- عزل: يكسوى ساختن و جدا نمودن را گويند.شناخت فاطمه زهرا قبل از ولادت

يكى ازامورى كه جهان علم و تمام اديان و مكاتيب آن را به طور يقين پذيرفته اند اين است كه تمام خصوصيات و صفات پدر و مادر به فرزند منتقل مى شود و اين خصوصيات و فضائل از زمانى كه نطفه در رحم مستقر مى شود، و در دوران زندگى رحمى تأثير خود را در اندام هاى بدن طفل و پيكره وجودى او ظاهر مى كند. و بعد از تولد و قتى كه بچه قدم به دنيا مى گذارد بروز و ظهور آن عوامل خصوصيات بعينه مشاهده مى شود. و علاوه بر آن مسئله ى شير و شيرخوارگى حالات مادر به هنگام شير دادن، همه از مسائلى است كه متخصصان فن در زمينه ى قانون وراثت، سخن سرايى ها كرده و مطالب زيادى بيان نموده اند و تأثيرات قطعى ژن ها و شير را به روى فرزند كاملا و يقينا به اثبات رسانده اند.

با توجه و ملاحظه اين قوانين و قاعده هاى مسلم و قطعى و بديهى كه ثابت شده است، شخصيت و عظمت بانوى دو جهان فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) صورت گرفته وجود پيدا كرده است. و با عنايت به آنچه گفته شد، بايد عوامل ديگرى را كه در شخصيت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) نقش اساسى داشته در نظر گرفت. عوامل زيادى در وجود بانوى دو جهان مؤثر بود از جمله ى آنها پدر حضرت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) رسول خداست، كه سرور مخلوقات عالم و سيد و آقاى انبياى عظام و رسل مى باشد.

او همان كسى است كه خداوند همه ى موجودات عالم و جهان هستى را به طفيل وجود نازنين او خلق فرموده و لباس هستى پوشانده است. [ «لو لاك لو لاك لما خلقت الافلاك»: «اگر تو نبودى هر آينه اين هستى را خلق نمى كردم». حديث قدسى. ] او همان كسى است كه در اين جهان اگر صاحب فضيليت و شرافتى باشد آن فضيلت و كمال و شرافت در وجود او به صورت كامل و اكمل و تمام موجود است.

او همان كسى است كه خدايش او را «پيامبر رحمت» و «رحمة للعالمين» خوانده است. [ «ما ارسلناك الا رحمة للعالمين»: «نفرستاديم تو را مگر اينكه رحمت براى جهانيان باشى». سوره ى انبيا، آية 107. ] او همان كسى است كه به فرموده ى خود: «كنت نبيا و الادم بين الطين و الماء» [ «پيش از آن كه آدم از آب و گل آفريده شود من پيامبر بودم» ] آرى اين شخصيت با فضيلت و كمال و اين انسان كامل و عقل كل و كسى كه محو و فانى در قدس رب بود، همان كسى است كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) از صلب او به رحم پاك و پاكيزه و مطهره ى خديجه بانوى پاك سرشت و پاك طينت منتقل شد.

اما عامل ديگرى كه در به وجود آمدن فاطمه ى اطهر نقش مهمى داشت؛ مادر آن حضرت،خديجه ى كبرى بانويى سپيد چهره، با قامتى بلند، رويى زيبا، از خانواده اى نجيب و شريف، با شخصيت و انديشمند، با خرد و داراى هوش و ذكاوت و بصيرت بينايى بالا، با عزت و اعتماد بنفس وافر، بود. خديجه همان بانوى با عظمت و با فضيلت و با مديريت بس بالايى است كه امور تجارت را با آن هوش و ذكاوت خدادادى خود انجام مى داد. خديجه با آن همه فضائل، وقتى كه افتخار همسرى پيامبر رحمت را به دست آورد، تمام ثروت و مال التجاره اى را كه به تعبير بعضى روايات هشتاد هزار شتر زير بار تجارتش را، همه به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) بخشيد.

همه ى مورخين گفته اند و گواه هستند كه اسلام عزيز از زمانى كه طلوع كرد و در حال پا گرفتن و قدرت يافتن بود كمك هاى مالى خديجه در پيشرفت اسلام بسيار مؤثر بود. اين اموال براى تاليف قلوب و برطرف كردن نيازهاى محرومين كه تازه قلب شان به نور اسلام و بيانات پيامبر رحمت روشن شده بود، نقش عمده داشت و دين مقدس نوپاى اسلام را تقويت بخشيد و تا آن جا مفيد و مؤثر واقع شد كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «هيچ مالى مانند اموال خديجه براى من پر منفعت نبود.» پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) به واسطه ى همين اموال تواسنت رنجديدگان درماندگان را كه سالها در رنج و مشقت زندگى مى كردند و از عقيده هاى خرافى و بت پرستى به تنگ آمده بودند و تازه قلب شان به نور كلمه مباركه ى لا اله الا الله و محمد رسول الله روشن و منور شده بود دستگيرى نموده و زندگى آنها را اداره نمايد، تا آن جا اين ثروت اثر معنوى خود را گذاشت كه پيامبر رحمت فرمود:

«دين اسلام فقط به وسيله ى دو عامل برپاى ايستاد و قوام يافت: شمشير على و مال خديجه». [ «ما قام و لا استقام الدين الا بسيف على و مال خديجة». ] آرى اين همه ايثار و شجاعت و فضيلت حاصل زندگى زناشويى شايسته ى آن دو بزرگوار بود؛ و بنابر بعضى روايات كه از قريقين آمده است: هرگاه در محضر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم)از خديجه سخنى به ميان مى آمد و يا خود پيامبر رحمت (صلى الله عليه و آله و سلم) از او ياد مى فرمود، بر همسر نازنينش رحمت و درود مى فرستاد قلب مباركش از ياد بانوى با وفا شكسته مى شد و اشك در چشمانش جمع و به علامت حزن و اندوه بر گونه هاى مباركش جارى مى گرديد.

«روزى پيامبر اكرم (صلى الله 