ما رأيتك تفعل (مع احد) فقال لى: يا حميراء انه لما كان ليلة أسرى بى الى السماء، و كل الله عز و جل بى جبرئيل فأوقفنى على شجرة من شجر الجنة لم ار فى الجنة شجرا هى انضر منها ورقة و لا احسن منها لونا، و لا اطيب منها رائحة، فتناولت ثمرة من ثمرها فاكلتها فصارت نطفة فى صلبى فلما هبطت الى الارض واقعت خديجة فحملت بفاطمة، فاذا اشتقت الى رائحد الجنة شممت فاطمة. يا حميرا، ان فاطمة ليست كنساء الادميين و لا تعتل كما يعتللن».

«مى ديدم كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) بسيار بسيار زير گلوى دخترش فاطمه ى زهرا را مى بوسد، گفتم: اى فرستاده حق شما كارى را با فاطمه انجام مى دهيد كه با كسى ديگر نديدم انجام بدهيد، پيامبر اسلام در جواب فرمود: اى حميرا همانا وقتى كه مرا به معراج سير دادند و به آسمان عروج كردم خداوند تبارك و تعالى جبرئيل را موكل راهنماى من قرار داد و جبرئيل مرا نزد درختى از درختهاى بهشت نگهداشت در بهشت درختى بود كه از نظر سفيدى برگ، لطافت، زيبايى رنگ، خوشبويى بهتر از آن را نديده بودم.

او ميوه اى از ميوه هاى آن را براى من آورد و خوردم و در پشت من نطفه گرديد، وقتى كه به زمين آمدم با خديجه همبستر شدم و به فاطمه حامله شد، پس هر زمانى كه اشتياق به بوى بهشت پيدا مى كنم فاطمه را بو مى كنم، اى حميرا همانا دخترم فاطمه ى زهرا مانند ديگر زنهاى آدميان نمى باشد و حالتى كه آنها دارند فاطمه ندارد و پاك پاكيزه است.» [ فرائد السمطين، ج 2، ص 61، حديث 386 و مستدرك حاكم، ج 3، ص 156 مقتل الحسين خوارزمى، فصل 5، ج 1، ص 64 و ابن مغازلى در حديث 406 و 407 در مناقب خود از ابن عباس و سعد روايت كرده است و فيض القدير، ج 5، 7 ص 87 و كنز العمال، ج 7، ص 111 و مجمع الزوائد هيثمى، ج 9، ص 202 و ميزان الاعتدال، ج 2، ص 518، حديث 4672. ] «عن ابن عباس قال: دخلت عائشة على رسول الله و هو يقبل فاطمة، فقالت له: اتحبها يا رسول الله؟ قال: اما والله لو علمت حبى لها لازددت لها حبا، انه لما عرج بى الى السماء الرابعة... الى ان يقول: فاذا برطب الين من الزبد، و اطيب من المسك، و احلى من العسل فأخذت رطبة فأكلتها فتحولت الرطبة نطفة فى صلبى، فلما ان هبطت الى الارض واقعت خديجة فحملت بفاطمة حوراء انسية، فاذا اشتقت الى الجنة شممت رائحة فاطمة».

«ابن عباس مى گويد: عايشه به نزد رسول خدا رفت در حالى كه پيامبر مشغول بوسيدن فاطمه بود. عايشه از رسول خدا سؤال كرد: آيا فاطمه را دوست دارى؟ فرمود: آرى والله و تو نيز اگر ميزان دوست داشتن مرا نسبت به او مى دانستى محبت تو به فاطمه زياد مى شد زيرا وقتى كه مرا به آسمان چهارم به معراج بردند- تا اينكه پيامبر فرمود- خرمايى تازه كه نرم تر از كف آب و خوش بوتر از مشك و عطر و شيرين تر از عسل بود به من دادند، پس خرما را گرفتم و خوردم و بصورت نطفه اى در صلب من گرديد و وقتى كه به زمين آمدن با خديجه همبستر شدم وى به فاطمه حامله شد. پس فاطمه فرشته اى است به صورت انسان، هر زمان كه شوق و اشتياق بهشت در من ايجاد مى شود فاطمه را استشمام مى كنم...». [تا ريخ بغداد، ج 5، ص 87 و مقتل الحسين 7 ص 63 و ميزان الاعتدال، ج 1، ص 38 و نظم درر السمطين، ج ص و لسان الميزان، ج 5 ص 160 و ينابيع المودة، ص 117 و 118 و ذخائر العقبى، ص 43 و كنز العمال، ج 12، ص 105 الى 112 و نور الابصار، ص 51 الى 54. ] حديث مذكور در بسيارى از كتب اهل سنت آمده است كه آن را با كمى اختلاف ذكر كرده اند.

از احاديثى كه از كتب معتبر اهل سنت نقل شد به دست مى آيد كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بانويى بهشتى و اصل وجود آن بانو از ميوه ى بهشتى به وجود آمده است. و نيز فهميده مى شود وى چه مقدار قدر و منزلت و مقام در نزد خدايش دارد.

روايتهايى كه بر اين مضمون است در كتب احاديث شيعه بيش از حد احصاء مى باشد. به كتابهاى بحار الانوار (ج 6 و 10) و سفينة البحار و مناقب ابن شهر آشوب امالى و خصال شيخ صدوق و... مراجعه فرماييد.

«ان الخديجة الكبرى تمنت يوما من الايام على سيد الانام ان تنظر الى بعض فاكهة دار السلام، فأتى جبرئيل المفضل على الكونين من الجنة بتفاحتين و قال : يا محمد يقول لك من جعل لكل شى ء قدرا: كل واحدة و اطعم الاخرى لخديجة الكبرى، و اغشها، فانى خالق منكما فاطمة الزهراء. ففعل المختار ما اشار به الامين و امر... الى ان قال: فكن المختار كلها اشتاق الى الجنة و نعيمها قبل فاطمة و شم طيب نسيمها، فيقول- حين ستنثق نسمتها القدسية-: ان فاطمة حوراء انسية».

«خديجه ى كبرى روزى از رسول خدا خواست كه بعضى از ميوه هاى بهشتى را براى وى نشان بدهد و تعريف بنمايد، جبرئيل در حالى كه دو سيب از بهشت براى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) آورده بود شرفياب شد و عرض كرد: اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) آن خدايى كه هر چيزى را به اندازه خلق فرموده و براى هر شئى اندازه و حد معين قرار داده است مى گويد: يكى از اين سيب ها را خود بخور و ديگرى را به خديجه اطعام كن و با وى همبستر شو زيرا من فاطمه ى زهرا را از شما به وجود مى آورم.

پس پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) آن چه را كه خداوند فرمود و جبرئيل گفته بود انجام داد، تا اينكه گفت: هر زمانى كه شوق بهشت و نعمت هاى آن بر من ايجاد مى شود فاطمه را مى بوسم و نسيم بهشت را از آن استشمام مى كنم و هر وقتى كه پيامبر اسلام اين كار را مى كرد مى گفت: فاطمه فرشته اى است به صورت انسان». [ الروض الفائق، ص 214 و فرائد السمطين، ج 2، ص 61 قريب به همين مضمون و ذخائر العقبى، ص 36 و نور الابصار، ص 53 و ينابيع المودة، باب 56، ص 197 قريب به مضمون و اعلام النساء، ج 4، كلما فاطم تذكرة الخواص، ص 275 به بعد. ] را ويان اين حديث عايشه و ابن عباس و سعيد بن مالك و عمر بن خطاب هستند روايات متواتر به اين مضمون زياد است، ولى به علت رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى شود. مسئله اى كه بايد به آن اشاره كرد اين است، آيا ولادت بانوى دو جهان بعد از معراج پيامبر اسلام بوده و يا در سال پنجم بعثت بوده است؟ اگر بگوييم كه در سال پنجم بعثت بوده است، كه رواياتى از ائمه معصومين (عليهم السلام) همين را مى گويد و از طرفى در روايات آمده است كه معراج پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) سال دوم بعثت بوده و لازمه ى اين دو گونه روايات اين مى شود كه فاطمه ى زهرا دو سال در شكم مادر بوده است كه درست نيست و حقيقت ندارد. پس بايد قول مرحوم كلينى را در كافى قبول بكنيم كه پيامبر اسلام دو معراج داشته است و يا اينكه بگوييم فاطمه ى زهرا در سال سوم بعثت به دنيا آمد. [ البته اين موضوع نياز به بررسى بيشتر دارد ولى آنچه مسلم و قطعى است و اكثر علماى اهل سنت ه گفته اند، ولادت بانوى نمونه ى اسلام بعد از معراج بوده است. ] موضوع ديگر اين كه آيا ولادت بزرگ بانوى اسلام قبل از بعثت بوده است يا بعد از بعثت؟ چنان كه در بعضى از روايات و كتب حديث اهل سنت هم آمده است كه ولادت قبل از بعثت بوده، جواب اين سؤال را خيلى از بزرگان و محدثين اهل سنت داده اند مبنى بر اينكه ولادت بانوى نمو