 و نورالابصار، ص 54 الاصابة، ج 8 و جامع، ترمذى، ج 5 و سيره ى ملا موصلى و اسعاف الراغبين در حاشيه ى نورالابصار. ] بانوى دو عالم به دنيا آمد و روى زمين به سجده افتاده و انگشت مباركش را بالا گرفته بود ابن عساكر مى گويد: وقتى كه براى خديجه ى كبرى فرزندى به دنيا مى آمد وى را به دست دايه مى سپرد تا به او شير دهد، ولى هنگامى كه سيده زنان عالم به دنيا آمد، خديجه خود شير دادنش را به عهده گرفت. اين موضوع را نيز ابن كثير در كتاب خود «البداية و النهاية» آورده است.
نامگذارى براى مولود مسعود

يكى از سنت هاى پروردگار كه در طول تاريخ و از بدو خلقت و آفرينش ادامه داشته، سنت نامگذارى و انتخاب اسم بوده است؛ وقتى كه خداوند متعال آدم و حوا را خلق فرمود براى آنها نام نهاد و به آدم همه ى اسما را ياد داد و آموخت، همان گونه كه مى فرمايد: «و علم آدم الاسماء كلها». [ سوره ى بقره، آيه ى 31. ] نام و نامگذارى در بين انسان ها، جامعه ها و ملت ها يك سنت هميشگى و ضرورى بوده و يك سيره شده است، شما هيچ جامعه و ملتى را پيدا نمى كنيد كه مسئله ى نام و نامگذارى در بين آنها وجود نداشته باشد و اين مسئله در بين دوستان خداوند بر اساس مناسبت و مسمى انجام مى پذيرد. در قران هم از قول حضرت زكريا (عليه السلام) آمده است:

«فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله رب رضيا يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا. [ سوره ى مريم، آيه 5 الى 7. ] «پروردگارا برايم ياور و جانشنى قرار بده كه از من و آل يعقوب ارث برد و او را مورد رضايت خويش مقرر فرما- اى زكريا ترا بشارت به داشتن فرزندى به نام يحيى مى دهيم كه كسى را از قبل هم نام او قرار ننهاده ايم».

اكنون بايد رواياتى را كه در رابطه با اسامى حضرت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) آمده است بررسى كنيم و البته روايات در كتب شيعه نسبت به اسامى ايشان زياد است. اسامى آن بزرگوار در روايات ما بيش از صد اسم آمده است، ولى ما آن مقدار كه در كتب اهل سنت و جماعت موجود است خواهيم آورد.

فاطمه:

يكى از اسامى زيباى آن حضرت كه هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنت آمده است فاطمه مى باشد.

«قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: لو لم يخلق الله عليا لما كان لفاطمة كفو».

«ام سلمه نقل مى كند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: اگر خدا على (عليه السلام) را خلق نمى كرد براى فاطمه همشأنى يافت نمى شد.» [ مقتل الحسين، ص 65 و ترمذى، ج 5 فضائل فاطمه و كنوز الحقايق و ينابيع المودة، ص 177، 181، 237 و 250 و فرائد السمطين، ج 2 ص و ذخائر العقبى، ص و سنن ابن ماجه، و تاريخ دمشق، ترجمه على بن ابى طالب. ] «عن الامام الصادق عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم لعلى عليه السلام هل تدر لم سميت فاطمة؟ قال على: لم سميت؟ لانها فطمت هى و شيعتها من النار».

«امام صادق (عليه السلام) فرمود: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) به على (عليه السلام) فرمود: يا على (عليه السلام) آيا مى دانى براى چه فاطمه، فاطمه نامگذارى شده است؟ على (عليه السلام) عرض كرد به چه جهت فاطمه نام نهاده شده است؟ پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: به اين جهت كه او خود و پيروان و دوستانش را از آتش نجات داده است». [ ينابيع المودة، ص 194 (بجاى شيعتها، ذريتها آمده است) و ذخائرالعقبى، ص 26 (كلمه ذريتها آمده و در روايت ديگرى از نسايى «و محبيها» آورده است) و فرائد السمطين، ج 2، ص 58، حديث 384 (اين كتاب «و فطم من أحبها» آمده است) و كنز العمال، ج 12، از ص 105 الى 112، حديث 34227 (اين كتاب هم «محبيها» آورده است) و نورالابصار، ص 51 الى 54 و مناقب اهل البيت، ج 1، ص 208 و الاصابه، ج 8، حرف الفا و اعلام النساء، ج 4، كلمه ى فطم. ] اين حديث شريف را خركوشى در كتاب «شرف النبى» و ابن بطة در كتاب «الانابة» از امام صادق (عليه السلام) آورده اند، بنابر نقل كتاب فاطمه از ولادت تا شهادت از دانشمند محترم سيد محمد كاظم قزوينى.

در مقتل خوارزمى «مقتل الحسين» (صفحه 51) به نقل از على (عليه السلام) آمده است:

«عن على بن ابى طالب قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم انما سميت ابنتى فاطمة لان الله فطمها و فطم من احبها من النار».

«رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: همانا دخترم، فاطمه نام نهاده شده است براى اينكه خداوند تبارك و تعالى او را و كسانى كه او را دوست دارند، از آتش جهنم بريده است».

«عن على رضى الله عنه (عليه السلام) قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: يا فاطمة اتدرين لم سميت فاطمة؟ قال على لم سميت فاطمة؟ لان الله عز و جل قد فطمها و ذريتها من النار يوم القيامة».

«از على (عليه السلام) نقل شده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: اى فاطمه جان آيا مى دانى به چه جهت فاطمه نام نهاده شده اى؟ على (عليه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا به چه جهت فاطمه نام نهاده شده است؟ پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود همانا خداى عزيز و جليل به تحقيق فاطمه و فرزندان و ذريه ى او را در روز قيامت از آتش جهنم نجات داده است». [ ينابيع المودة، ص 194 و 300 و فرائد السمطين، ج 2، حديث 379، ص 48 قريب به مضمون و كنزل العمال، ج 6، ص 219، ط 1 و ج 12 ط بيروت، ص 107 و طبرى، ذخائرالعقبى به نقل از مسند امام رضا (عليه السلام) آورده است: «ان الله عز و جل فطم ابنتى فاطمة و ولدها و من أحبها من النار فلذلك سميت فاطمة». و جامع ترمذى، ج 5 و تذكره سبط ابن جوزى، ص 280 و الاصابه، ج 8، حرف الفاء، القسم الاول. ] جوينى خراسانى در كتاب «فرائد السمطين» تقريبا به سى سند اين روايت را ذكر كرده است: «قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: انما سميت ابنتى فاطمة لان الله فطمها و فطم من احبها من النار» «از على (عليه السلام) روايت شده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همانا دخترم فاطمه، فاطمه نام نهاده شده است، براى اينكه خداوند او و كسانى كه او را دوست دارند از آتش جهنم بريده و نجات داده است» باز هم جوينى در فرائد السمطين (ج 2، ص 58، ح 384) و محب الدين طبرى در كتاب ذخائر العقبى (ص 26) مى گويند:

«عن ابن عباس رضى الله عنهما قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ان ابنتى فاطمة حوراء اذ لم تحض و لم تطمث و انما سماها فاطمة لان الله عز و جل فطمها محبيها عن النار».

«از ابن عبدالله عباس (رضى الله عنهما) روايت شده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: به حقيقت دخترم فاطمه فرشته اى است كه هيچ گونه عادت و حالت زنانه براى وى نيست و همانا او را فاطمه نام نهاده اند براى اينكه خداوند عزيز و جليل او و دوستانش را از آتش نجات داده و بريده است».

سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى در كتاب شريف «ينابيع المودة» از جابر بن عبدالله نقل مى كند:

«ابنتى فاطمة حوراء آدمية لم تحض و لم تطمث انما سماها فاطمة لان الله عز و جل فطمها و ولدها و محبيها عن النار» «الطمث الحيض و يكون بمعنى الجماع كما فى قول