ه تعالى لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان.» [ سوره ى الرحمن، آيه ى 56. ] «پيامبراسلام فرمود: دخترم فاطمه فرشته اى است به صورت آدم و حالت حيض طمث برايش پيش نيامده است و همانا خداوند او را فاطمه نام نهاده است براى اينكه خداوند تبارك و تعالى او و فرزندان و دوستان او را از آتش جهنم نجات داده بريده است» [ ينابيع المودة، باب 56، ص 194، قندوزى دو روايت ديگر يكى را از على (عليه السلام) و ديگرى از مسند امام رضا (عليه السلام) نقل مى كند. ] و بعد قندوزى مى گويد كه كلمه طمث به معنى حيض است و حيض و طمث هر دو به يك معنى است و يا اينكه طمث به معنى جماع مى باشد و آيه قرآن مى فرمايد: «در بهشت زنان زيبايى است كه دست هيچ كسى به آن زنان نرسيده است و هميشه در حال بكر و شوهر دوست هستند».

بنابر اين از آيه ى مباركه ى سوره ى الرحمن كه زنان بهشتى را وصف مى كند به دست مى آيد كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) هيچ گونه حالت طمث و حيض را نداشته است و يا طمث يعنى همان طور كه زنان بهشتى هميشه باكره هستند، پاره ى تن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) هميشه بكر بود و اين يكى از امتيازات ايشان مى باشد. اين موضوع را در پيرامون «بتول» كه يكى از اسماء مبارك ايشان مى باشد، بحث خواهيم كرد، انشاءالله. و متقى هندى در كتاب كنز العمال دو روايت را نقل كرده است در حديث اول آمده است: «ابنتى فاطمة حوراء آدمية لم تحض و لم تطمث انما سماها الله فاطمة لان الله فطمها و محبيها من النار». و در روايت بعدى آمده است: «انما سميت فاطمة لان الله فطمها و محبيها عن النار».

«پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: دخترم فاطمه فرشته اى است به صورت آدميان و حالت حيض و طمث براى او نيست و همانا خداوند وى را فاطمه نام نهاد، براى آنكه خداوند او و دوستان او را از آتش بريده و نجات داده است». و حديث بعدى: «فاطمه را فاطمه نام نهادند براى اينكه خداوند وى و دوستان او را از آتش نجات داده است.» [ اين دو حديث در كتاب كنز العمال، ج 12،ص 105 الى 112، حديث هاى 334226 و 34227 آمده است و ينابيع الموده در بيان مودةها پيرامون آية المودة، ص 259 المودة الحادى عشر فى فضائل فاطمه (عليهاالسلام) و روايتى تقريبا به اين مضمون در كتاب وسيلة المال، باب سوم، ص 151، از أسما بنت عميس در موقع وضع حمل امام حسن كه اسما از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) سؤال مى كند: اى رسول خدا در فاطمه خون حيض و نفاس نمى بينم پيامبر فرمود دخترم فاطمه پاك و پاكيزه است و هيچ خونى را نه در حال وضع حمل و نه در حال طمث و حيض نمى بيند. ] احاديث بسيارى به اين مضمون در كتابهاى الاصابه (ج 8، حرف الفاء، القسم الاول از ص 157 الى 160) و نور الابصار (ص 51 الى 54) و تذكره ى سبط ابن جوزى (ص 275 الى 285) و اعلام النسا (ج 4، كلمه ى فطم) و صحيح ترمذى (ج 5، فضائل فاطمة الزهرا) آمده است كه به سبب طولانى شدن از ذكر آنها خوددارى شد .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد: «والله لقد فطمها الله تبارك و تعالى بالعلم و عن الطمث بالميثاق»: «قسم به خداوند به تحقيق خداوند تبارك و تعالى فاطمه را از علم بشرى بى نياز فرموده و از ناپاكى ها و زشتى هاى ديگر زنان عالم، در عالم ميثاق و عالم ذر باز داشته است».

اين حديث امام باقر (عليه السلام) دليل و گواه است كه بانوى دو جهان از عالم ذر پاك پاكيزه بوده است و از علم لدنى الهى بهره مند و از علوم بشرى بى نياز بوده است.!!

اما در رابطه با عالم ذر كه خداوند از تمام فرزندان بنى آدم عهد و پيمان گرفته است آيه ى قرآن به آن اشاره دارد: «و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم، الست بربكم، قالوا بلى».

«زمانى كه پروردگار تو از فرزندان آدم، و فرزندان آنان پيمان گرفت و آنان را بر وجود خويش گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم، گفتند آرى». [ سوره ى اعراف، آيه ى 174. ] خلاصه ى بيان اين آيه و رواياتى كه از فريقين آمده اين است كه پروردگار يكتا فرزندان آدم را از صلب او خارج كرد در حالى كه ذره بودند و آنان را به آدم عرضه نمود و فرمود من از فرزندان تو ميثاق و پيمان گرفتم كه فقط مرا عبادت كنند و بر من شرك نورزند و بر من است كه روزى آنان را بدهم، آنگاه به آنها فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم، بلى شهادت مى دهيم. و نيز آمده است كه پروردگار جهان آنان را در حالى كه به صورت ذره بودند فقيه و عاقل و عالم قرار داده كه سخن و خطاب پروردگار را مى شنيدند و درك مى كردند، سپس آنان را به صلب آدم برگرداند و همه ى آنها محبوس بودند تا اينكه خداى متعال هر كدام از آنها را در وقت معين خلق فرموده و به دنيا آورد، پس آن كس كه بر اسلام ثابت قدم ماند، بر فطرت اوليه خود باقى مانده است و كسى كه كفر ورزيده و انكار حق نمود از فطرت پاك منحرف گرديده است.

امام باقر (عليه السلام) در كلام مبارك خود به همين معنى و اين عالم اشاره مى فرمايد نيز فرموده است: فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) از عادات ماهانه و حالت هايى كه زنان دارند از همان عالم ذر و همان زمان پاك و پاكيزه بوده است.

روايات از ائمه اهل بيت در رابطه با عالم ذر فراوان رسيده است خوانندگان عزيز مى توانند به تفسير شريف البرهان كه مشحون از اين گونه روايات مى باشد مراجعه بنمايند.

درباره ى اصل عالم ذر و چگونگى آن و اقوالى كه در آن رابطه از علما و دانشمندان و مفسرين عظيم الشأن نقل شده است و تحليل و تبيين و تفسير شده خوانندگان مى توانند به كتب و تفاسير ذيل مراجعه كنند: تفسير نمونه (ج 7، ص 10 الى 14) و تفسير الميزان (ج 9، ص 31) و تفسير فخر رازى (ج 15 ص 46) و گوهر مراد شرح بر مقدمه قيصرى از استاد جلال الدين آشتيانى و نصوص بر فصوص حضرت آية الله حسن زاده ى آملى و شرح تجريد الاعتقاد و بعضى كتب ديگر اعتقادى عرفانى و شرح مقدمه قيصرى حضرت امام خمينى (ره). اما رواياتى كه از اهل سنت و جماعت در رابطه ى عالم ذر رسيده است، از جمله صفورى شافعى در نزهة المجالس مى گويد:

«لما خلق الله آدم... الى ان قال: و عليه جارية لها نور و شعاع، و على رأسها تاج من الذهب، مرصع بالجواهر لم ير آدم احسن منها. فقال: يا رب من هذه؟ قال: فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله و سلم فقال: يا رب من يكون بعلها؟ قال: يا جبرئيل افتح له باب قصر من الياقوت. فتح له، فرئى فيه من الكافور، فيها سرير من ذهب، عليه شاب حسنه كحسن يوسف فقال هذا بعلها على بن ابى طالب...».

«وقتى كه خداوند آدم را خلق فرمود- تا آنكه گويد- در بهشت چشم آدم به بانويى افتاد كه درخشندگى و نورانيتش بى نظير بود و بر سر وى تاجى از طلا و مرصع به جواهر وجود داشت كه آدم زيباتر از آن را نديده بود، پس سؤال كرد پروردگارا اين بانو كيست؟ فرمود فاطمه دخت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) سؤال كرد شوهر او كيست پروردگار به جبرئيل فرمان داد در قصرى از ياقوت را بر وى بگشايد، وقتى جبرئيل در را گشود آدم در آن قبه اى از كافور ديد و تختى از طلا كه بر روى آن تخت جوانى به زيبايى يوسف نشسته بود، فرمود اين جوان شوهر وى يعنى على بن 