ابى طالب است...» [ نزهة المجالس، ج 2، ص 223. ] اين روايت را كسايى و خيلى از بزرگان اهل سنت و جماعت نيز نقل كردند.

«عن الامام الحسن بن على العسكرى عليه السلام عن آبائه عليهم السلام عن جابر بن عبدالله عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: لما خلق الله آدم و حواء تبخترا فى الجنة و قالا: من احسن منا؟ فبينما هما كذلك. اذهما بصورة جارية لم ير مثلها، لها نور شعشعانى يكاد يطفى الابصار. قالا: يا رب ما هذه ؟ قال: صورة فاطمة سيدة نساء ولدك قال: ما هذا التاج على رأسها قال: على بعلها. قال: فما القرطان قال: ابناها وجد ذلك فى غامض علمى قبل ان اخلقك بالفى عام».

«از امام حسن عسكرى (عليه السلام) و او از پدرانش (عليهم السلام) و آنها از جابر بن عبدالله و جابر از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل كرده كه پيامبر فرمود: وقتى كه خداوند حضرت آدم و حوا را خلق نمود آنها در بهشت مى خراميدند و افتخار مى كردند مى گفتند آيا كسى هم از ما زيباتر هست؟ در همين حالت بودند كه ناگاه هر دو به بانويى برخوردند كه مثل او را نديده بودند و نور زيادى از آن بانو مى درخشيد كه چشمها را خيره مى كرد، عرض كردند پروردگارا اين كيست؟ خداوند فرمود: اين صورت (سلام الله عليها) سيده و نمونه ى زن هاى فرزندان توست. گفتند اين تاج كه بر سر اوست چيست؟ خداوند فرمود: آن تاج على شوهر اوست و باز هم سؤال كردند كه دو گوشواره اى كه در گوش ايشان است چيست؟ خداوند فرمود: دو فرزند او است.و بعد خداوند فرمود كه اينها در خزانه ى علم من قبل از دو هزار سال كه تو را خلق كنم وجود داشتند». [ لسان الميزان: ج 3، ص 345. ]

صديقه:

يكى ديگر از اسماء حضرت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) صديقه است؛ صديقه بكسر صاد و تشديد دال، صفت مبالغه است، يعنى كسى كه فراوان راست مى گويد و يا كسى كه در راست گويى كامل است و اصلا دروغ نگفته است و يا كسى كه حرف و سخن خود را با عمل تصديق مى كند.

صديقه يعنى كسى كه دائم التصديق باشد و اصلا دروغ از او شنيده نشده باشد و باز گفته شده است كه صديق كسى است كه آن چه را خدا به او فرموده و به انبياى خود امر فرموده تصديق گر است و در وحى پروردگار بر انبيا هيچ گاه دچار شك و ترديد نمى شود. اين معنى را فرموده ى پروردگار تأييد مى نمايد:

«و الذين آمنوا بالله و رسوله اولئك هم الصديقون». [ سوره ى حديد، آيه ى 19. ] «كسانى كه به خدا و پيامبران او ايمان آورند در زمره ى صديقانند».

كلمه صديق و صديقون در خيلى از آيات قرآن مجيد آمده است، از جمله اين آيات:

«و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا». [ سوره ى نساء: آيه ى 68. ] «كسى كه از خدا و پيامبر اطاعت نمايد پس يقينا با كسانى است كه خدا به آنان نعمت بخشيده است، مانند انبياء و صديقان و شهدا و صالحان و اينان چه خوب مصاحبين هستند».

«و اذكر فى الكتاب ادريس انه كان صديقا نبيا». [ سوره ى مريم: آيه ى 56. ] «و ياد كن در كتاب خدا احوال ادريس را كه او شخصى بسيار راستگو و پيامبر خداست».

«ما المسيح بن مريم الا رسول قد خلت من قله الرسل و امه صديقه». [ سوره ى مائده، آيه ى 75. ] «مسيح پسر مريم پيامبرى بيش نبود كه پيش از او نيز پيامبرانى آمده اند و مادرش هم زنى بسيار راستگو و صديقه بود».

«و اذكر فى الكتاب ابراهيم انه كان صديقا نبيا». [ سوره ى مريم، آيه ى 41. ] «ياد آور در كتاب خدا شرح حال و ماجراى ابراهيم را كه وى شخصى بسيار راستگو و پيامبر بود».

از آن چه كه گفته شد مى توانيم اين نتيجه را به دست بياوريم كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بانوى دو جهان به مرتبه و مقام و موقعيت صديقان رسيده است و رسول خدا ايشان را صديقه نام نهاده است و در كلام اهل سنت از جمله در كتاب «الرياض النضرة» كتاب «شرف النبى» از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) خطاب به على (عليه السلام) آمده است:

«عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم انه قال لعلى: اوتيت ثلاثا لم يؤتهن احدا لا انا: اوتيت صهرا و لم اوت انا مثلى. و اوتيت زوجة صديقة مثل ابنتى و لم اوت مثلها زوجة. و اوتيت الحسن و الحسين من صلبك و لم اوت من صلبى مثلها و لكنكم منى و انا منكم».

«سه چيز به تو داده شده كه نه به من داده شده و نه به كسى ديگر:

1- تو داماد من هستى و پدر خانمى مانند رسول خدا دارى و من داماد كسى نيستم كه پدر زنم مانند پدر زن تو باشد.

2- تو همسرى صديقه مانند دخترم دارى كه من چنين همسرى ندارم.

3- به تو فرزندانى مانند حسن و حسين (عليهماالسلام) داده شده، در حالى كه من فرزندانى مانند آنها ندارم. ولى در عين حال شما از من هستيد و من از شما هستم». [ الرياض النضرة، ج 2، ص 202 و كتاب شرف النبى. ] در رابطه با اين موضوع به كتابهاى ذيل مراجعه نماييد: تاريخ بغداد، جلد يك، صفحه ى 259 و مستدرك حاكم، جلد 3، صفحه ى 160 و استيعاب، جلد 2، صفحه ى 751 حلية الاولياء، جلد 2، صفحه ى 41 (اين چهار كتاب چاپ بيروت، دارالاحياء التراث العربى است.) و كتاب «فاطمه من المهد الى اللحد» اثر سيد كاظم قزوينى (ره).

مباركه:

بركت به معنى نمو و سعادت و افزايش است و در فرهنگ «تاج العروس» و «مفردات راغب» آمده است: «جايى كه خير الهى به صورتى قابل نگهدارى و شمارش واندازه گيرى نباشد آن را بركت گويند و مبارك است.» در كتاب «المعجم الوسيط» آمده است: «البركة: النماء و الزيادة و... السعادة» [ المعجم الوسيء ج 2، ص 52. ] و در كتاب «المصباح المنير» هم آمده است «البركة الزيادة و النماء» [ المصباح المنير، جزء اول، ص 44 ] «بركت، رشد، زيادى و سعادت است و در «لسان العرب» هم مباركه و بركة به معنى فراوانى، رشد و سعادت آمده است. [ لسان العرب، ابن منظور، ج 2، حرف الباء. ] خداوند تبارك و تعالى انواع خيرات و بركات خود را به دختر گرامى پيامبر نصيب فرمود و نسل پاك پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را در فاطمه (سلام الله عليها) قرار داد، در حالى كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) پس از شهادت، دو فرزند پسر و دو دختر بيش نداشت. علاوه بر آن در واقعه ى كربلا تمام فرزندان امام حسين (عليه السلام) جز امام على زين العابدين (عليه السلام)همه شهيد شدند، و از فرزندان امام حسن (عليه السلام) هم تعداد زيادى شهيد شدند، و نيز دو تا از فرزندان قهرمان كربلا زينب كبرى هم شهيد شدند. و ام كلثوم هم بنا به شهادت تاريخ بدون فرزند از دنيا رفته است. اگر چه ابن قتيبه در كتاب «المعارف» گفته است كه ام كلثوم با عمر خليفه ى دوم ازدواج كرد و دو فرزند به نامهاى فاطمه (يا رقيه) و زيد به دنيا آورد و فاطمه (يا رقيه) با ابراهيم بن نعيم النحام ازدواج كرد و در خانه ى او مرد و فرزندى نداشت و زيد در جنگى كه بين طايفه ى عويج و طايفه بنى رزاخ رخ داد كشته شد. بنابر نقل ديگر زيد با ام كلثوم مادر بزرگوارش در يك زمان وفات كردند هيچ كدام ديگرى ارث نبردند و عبدالله عمر براى آنها نماز خواند. [ المعارف ابن قتيبه، ص 185 و 188، البته در روايات و تاريخ شيعه آمده است كه حضر