ت ام كلثوم در كربلا بوده است ولى آن هم زياد دقيق نيست به دو دليل: اول اينكه در روايت آمده است كه امام حسين (عليه السلام) حضرت كلثوم نماز ميت خواند و دليل دوم اينكه دانشمند محترم صادقى اردستانى در كتاب زنيب قهرمان دختر على (عليه السلام) مى گويد: ام كلثومى كه به كربلا آمد دختر حضرت زينب مى باشد. ] از اينها گذشته بعد از جريان كربلا، نيز حوادث ديگرى بر خاندان گرامى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) واقع شد: از جمله در حادثه ى حره حدود 6000 نفر شهيد شدند كه اكثرا از فرزندان پيامبر و بنى هاشم بودند [ «حره» جريان حمله ى زيد ملعون بر مدينه در سال 63 هجرى است. ] و يا جريان شهادت زيد بن على در زمان هشام بن عبدالملك كه با يارانش شهيد شدند و يا حادثه ى فخ و قلع و قمع كردن و از بين بردن علويان در زمان امويان.

در زمان بنى عباس هم در كشتن فرزندان پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) و فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) كوتاهى نكردند و نمونه بارز آن در كتاب شريف «مقاتل الطالبين» ابوالفرج اصفهانى آمده است و اين كتاب به فارسى هم ترجمه شده و به نام كشته شدگان فرزندان ابى طالب به چاپ رسيده است. با مطالعه ى اين كتاب مظلوميت آل على (عليه السلام) معلوم مى شود.

مخصوصا در زمان هارون الرشيد ملعون كه تنها در يك شب شصت نفر از نوجوانان بنى هاشم را زنده در ميان ديوار قرار دادند. اين قتل و كشتارها و دشمنيها تا زمان امام حسن عسكرى (عليه السلام) ادامه داشت، تا اينكه آن حضرت را هم مسموم كردند.

صلاح الدين ايوبى هم در مغرب در ريختن خون آل رسول و فرزندان زهراى اطهر از بنى اميه و بنى عباس عقب نماند و آن جنايت كار آن چنان قتل عام كرد كه روى بنى عباس و بنى اميه (لعنةالله عليهم) را سفيد نمود.

اما با همه ى اين جنايات كه تاريخ مشحون از اين گونه كشتارهاى فرزندان رسول الله است و نيز به فرموده ى قرآن «يريدون ليطفؤ نور الله بافواههم والله متم نوره» [ سوره ى صف، آيه ى 8 و سوره ى توبه، آيه ى 32. ]: «اراده كردند كه نور خدا را خاموش كنند ولى خداوند نورش را تمام مى كند و نگهدار مى باشد.» باز هم خداوند بركت و خير و سعادت را در نسل فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) قرار داد و اين بزرگوار را منشأ همه ى خيرات و بركات كثير قرار داد: «انا اعطيناك الكوثر» [ سوره ى كوثر، آيه ى 1. ]: «همانا ما به تو كوثر عطا كرديم.» در تفسير اين سوره ى مباركه صحبتهاى زيادى شده است كه آيا كوثر رسالت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) است و يا اينكه خيرات و بركات است و يا مراد قرآن كريم است و يا اينكه مراد دين مقدس اسلام است؟ همه ى اينها مى تواند مصاديق كوثر باشد. فعلا در اين باره بحث نمى كنيم و بهتر است سخن فخر رازى را در تفسيرش كه با صراحت گفته است: مقصود از كوثر، صديقه ى طاهره فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) است بياوريم.

فخر رازى در تفسير كبير خود پيرامون آيه كوثر مى گويد: «كوثر يعنى فرزندان رسول خدا و گفته شده است كه اين سوره زمانى نازل شده كه شخصى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) را به سبب نداشتن فرزند پسر سرزنش كرد و در اين سوره پاسخ سرزنش و عيب جويى او داده شده كه در طول زمان نسل رسول خدا باقى خواهد ماند، پس بنگر كه از خانواده ى وى چه تعدادى كشته شدند، در حالى كه عالم از فرزندان رسول خدا مملو و آكنده است و هيچ كس از خاندان بنى اميه نمى تواند با وى در اين زمينه برابرى نمايد و نير دقت كن كه چگونه از نسل وى علماى بزرگوارى مانند (امام) باقر و (امام) صادق و (امام) كاظم و (امام) رضا (عليهم السلام) و نفس زكيه پديدار شدند». [ تفسير فخر رازى، ج 32، ص 124، عنوان «القول الثالث». ] با آن همه جنايات كه درباره ى خاندان پيامبر انجام شده، اگر تعداد تمام سادات در كشورهاى آسيا و آفريقا و خاورميانه را با دقت بررسى كنيم، به گفته ى نويسنده ى كتاب «فاطمه از ولادت تا شهادت» بيش از دهها ميليون نفر از سادات محترم و فرزندان زهراى اطهر زندگى مى كنند. و با آن همه فجايع كه به اين خانواده معظم وارد شده و آن همه ظلمها و جنايتها كه حجاج بن يوسف ثقفى انجام داد و روى تاريخ را سياه كرد، باز كوثر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) هر روز زيادتر مى شود.

اكنون چند حديث ذكر مى شود درباره ى اين كه فرزندان زهرا (سلام الله عليها) فرزند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) هستند، از جمله ى آنها حديثى مى باشد كه در «تاريخ بغداد» آمده است:

«ابن عباس مى گويد من و پدرم عباس نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نشسته بوديم كه على (عليه السلام) وارد شد و سلام كرد، رسول خدا پاسخ داد و از ديدار على (عليه السلام) اظهار شادمانى و سرور نمود و از جاى خود برخاسته و دست به گردن على (عليه السلام) افكند و بين دو چشم او را بوسيد و او را در طرف راست خود نشاند، عباس عرض كرد اى فرستاده ى خدا آيا اين على (عليه السلام)را دوست دارى؟.

پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود اى عمو والله خدا بيش از آن مقدار كه من او را دوست دارم على (عليه السلام) را دوست مى دارد، زيرا پروردگار متعال نسل هر پيامبرى را در صلب خود آن پيامبر قرار داد، ولى نسل مرا در صلب على (عليه السلام) قرار داده است فرزندان على (عليه السلام) فرزندان من هستند». [تا ريخ بغداد، ج 1، ص 316، و ينابيع المودة، ص 261 و 266 و 300 و 309. ] خوارزمى در «مناقب» خود مى گويد: «رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود پروردگار عزيز و بلند مرتبه نسل هر پيامبر را در صلب خود او قرار داد ، ولى نسل مرا در صلب على (عليه السلام) قرار داده است». [ مناقب، خوارزمى، ص 229 و ذخائر العقبى، ص 121 و فرائد السمطين، ج 2، ص 69، حديث 393 تاريخ بغداد، ج 11، حديث 6054، ص 685 و كنز العمال، ج 6، ص 220 ط 1 و مستدرك مناقب حسن و حسين (عليه السلام)، ج 3، ص 164 و تاريخ دمشق، ج 34، ص 131. ] ابن حجر هيثمى در «صواعق المحرقه» پيرامون آيه ى «فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك» الى آخر آيه مباهله و فصل دوم احاديث كه در فضائل اهل بيت وارد شده در حديث 20 و 21 و قندوزى در باب 57 و حموى در «فرائد السمطين» جلد 2 و متقى هندى در «منتخب كنز العمال» و زرقانى در «شرح المواهب الدنية» و نسايى در كتاب «خصائص اميرالمؤمنين» از محمد بن اسامة بن زيد و از زيد نقل مى كند كه وى از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) چنين روايت كرده:

«قال و اما انت يا على و فختنى و ابو ولدى و انا منك و انت منى».

«پيامبر اسلام فرمود: اما تو يا على (عليه السلام) داماد من هستى و پدر فرزندان منى و من از تو هستم و تو از من هستى».

دار قطنى از عاصم بن حمزه و هبيره و عمرو بن واثله روايت مى كند كه آنها گفتند:

«قال على كرم الله وجهه (عليه السلام) يوم الشورى والله لاحتجن عليهم بما لا يستطيع قرشيهم و لا عربيهم و لا عجميهم، رده ثم قال لهم خصالا صدقوها الى ان قال انشدتكم بالله هل فيكم احد اقرب الى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم منى و هل فيكم من جعله الله نفس نبيه صلى الله عليه و آله و س