36 و تاريخ دمشق، ص 94 و مناقب ابن مغازلى، حديث 421، ص 374، ط 1 و معجم صغير، ج 1، ص 199 و تاريخ دمشق ابن عساكر، ترجمه ى امام حسن بن اسامه بن زيد، ج 11، ص 85، و تهذيب، ج 4 و ذخائر العقبى، ص 121. ] باز هم ابراهيم جوينى خراسانى از مدرك بن زياد روايت مى كند:

«قال كنت مع بن عباس فى حائط فجاء الحسن و الحسين فسألا الطعام فأكلا ثم قاما، فامسك لهما ابن عباس الركاب فقلت: اتمسك الركاب لهذين و انت اكبر منهما؟ فقال: ويحك هذان ابنا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم».

«مدرك بن زياد نقل مى كند: من با ابن عباس در حياط باغ بوديم، پس امام حسن امام حسين آمدند و از ابن عباس طعام درخواست كردند. ابن عباس به آن دو طعام داد، وقتى طعام تناول فرمودند بلند شدند كه بروند، ابن عباس آنها را بر دوش مى گذشت حالت سوارى را انجام مى داد. من گفتم چرا تو با اينها اين كار را انجام مى دهى، تو بزرگتر از اين دو هستى، ابن عباس گفت واى بر تو اين دو فرزندان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) هستند».

باز هم جوينى مى گويند: «عن فاطمة بنت الحسين، عن فاطمة الكبرى قالت: قال النبى صلى الله عليه و آله و سلم: ان الله عز و جل جعل ذرية كل بنى ام عصبة ينتهون اليها الا ولد فاطمة عليها السلام فانا وليهم و انا عصبتهم» «جرير بن عبدالحميد به نقل از شيبة بن نعام و او از فاطمه دختر امام حسين و او از قول فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) گفت: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداوند عزيز جليل براى ذريه ى هر فرزندى، مادر را دودمان و عصبه قرار داده است، مگر فرزندان فاطمه (سلام الله عليها) پس من ولى و سرپرست و پدر و عصبه و دودمان آنها هستم». [ فرائد السمطين، ج 2، ص 77، حديث 397 و 398 و مقتل خوارزمى، فصل 6، ص 89 و معجم الكبير، حديث 104، ترجمه امام حسن (عليه السلام)، ج 1، ص 124 و كنز العمال، ج 6، ص 220 و ذخائر العقبى، ص 121. ] و حديثى كه از مدرك بن زياد بيان شد در كتاب ذخائر العقبى به طريق ديگر از ابن عباس نيز روايت شده است. و اين حديث در خيلى از موارد و موضوعات و بابهاى كتاب ينابيع الموده هم آمده است.

اين احاديث دلالت دارند بر اينكه فرزندان على (عليه السلام) از فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) فرزندان پيامبر اسلام هستند و به جاست كه اينجا سخن فخر رازى را يادآور شويم.

فخر رازى در رابطه با آيه «قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم» [ سوره ى آل عمران، آيه ى 61. ] مى گويد: اين آيه دلالت دارد كه حسن و حسين (عليهماالسلام) فرزندان پيامبر اسلام بودند، براى اينكه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى مباهله با قبيله نجران فرمود كه شما فرزندانتان را بياوريد، ما هم فرزندانمان را مى آوريم و پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فقط امام حسن و امام حسين را با خود به مباهله و ملاعنه برد و از فرزندان پدرشان و يا فرزندان انصار و مهاجرين كسى را نبرد. [ تفسير فخر رازى، ج 8، ص 86، المسأله الرابعة. ] بعد فخر رازى مى گويد: پس واجب است كه آن دو فرزندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) باشند و فخر رازى به اين قانع نمى شود و مى گويد از دليل هايى كه اين موضوع را تأييد مى كند سخن خداوند تبارك و تعالى درباره ى فرزندان حضرت ابراهيم مى باشد:«و من ذريته داوود و سليمان» تا اينكه مى فرمايد: «و زكريا و يحيى و عيسى» [ سوره ى انعام، آيه ى

84- 85. ] روشن است كه در اين آيه حضرت عيسى (عليه السلام) به حضرت ابراهيم (عليه السلام) انتساب داده شده است و اين انتساب هم به واسطه ى مادر حضرت عيسى يعنى حضرت مريم (عليهماالسلام) داده شده، پس ثابت مى شود كه فرزند دختر هم فرزند ناميده مى شود باز فخر رازى در تفسير آيه سوره ى انعام مى گويد: آيه دلالت مى كند بر اينكه امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) از ذريه ى رسول خداست، چرا كه خداوند حضرت عيسى را هم ابراهيم (عليه السلام) قرار داده است در حالى كه حضرت عيسى (عليه السلام) از نظر پدر به ابراهيم نسبت داده نمى شود براى اينكه پدر نداشت، پس انتساب حضرت عيسى از طريق مادر است.

بنابراين امام حسن و امام حسين ذريه رسول الله هستند و انتسابشان به رسول الله از ناحيه ى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) مى باشد، پس واجب است كه آنها ذريه ى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) باشند. [ تفسير فخر رازى، ج 8، ص 86، مسئله چهارم، باز هم فخر رازى در صفحه 87 همان جلد 8 (در جواب سؤال اينكه وقتى اولاد صغير هستند نزول عذاب جايز نيست و در خبر هم آمده كه پيامبر (صلوةالله عليه) حسن و حسين (عليهماالسلام) را در مباهله آورده فايده آن چه بوده است؟ ) مى گويد: روش پروردگار بر اين جاريست: وقتى كه عقوبت و عذاب ذلت و خوارى بر قومى نازل مى شود بچه ها و زن ها هم با آنها هلاك مى شوند و استدلال مى كند و در آخر مى گويد: «فهو عليه السلام، اخضر صبيانه و نساءه» (پيامبر عليه السلام فرزندان و زن هاى خود را با نفس خود در مباهله احضار فرمود) حالا نتيجه اينكه فخر رازى مى گويد: «صبيانه» واضح است كه از نظر وى حسن و حسين فرزندان پيامبر هستند. ] اين استدلال به آيه سوره ى انعام را حضرت امام باقر (عليه السلام) با حجاج بن يوسف ثقفى نمود. براى الاع بيشتر به تفسير البرهان مراجعه بفرماييد.

از احاديث گذشته و اين استدلال فخر رازى، نتيجه ى قطعى به دست مى آيد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پد فرزندان على (عليه السلام) بود و اين خود بهترين جواب است به آن عده از بد خواهان كه استدلال كردند به آيه ى «ما كان محمد ابا احد من رجالكم» [ سوره ى احزاب، آيه ى 40. ] پيامبر پدر هيچ كس از مردان شما نيست، در حالى كه اين مغالطه كاران مى دانند كه آيه مذكور در رابطه با نفى انتساب زيد از پيامبر اسلام است كه پيامبر اسلام با زن زيد بعد از طلاق ازدواج نمود و بعضى از مغرضين اين كار پيامبر اسلام را سرزنش كردند و گفتند كه پيامبر زن پسرش را گرفته است و خداوند در جواب شياطين و مغرضين فرمود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پدر هيچ كس از فرزندان شما نيست.
طاهره:

يكى از اسامى بانوى دو جهان فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) طاهره است، كه به معنى پاك و پاكيزه مى باشد. آن چه مى توان درباره ى اين اسم مبارك بحث و بررسى كرد آيه ى تطهير مى باشد.

«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».

«همانا خداوند اراده كرده است رجس و پليدى هاى ظاهرى و باطنى را از شما اهل بيت ببرد و پاك گرداند شما را پاك گرداندنى خالص» [ سوره ى احزاب، آيه 33. ] اين آيه مباركه از اهميت فوق العاده اى برخوردار مى باشد، زيرا كه آيه ى شريفه يكى از منبع هاى فضائل بيت نبوت و رسالت است و نيز حاوى مطالب بس مهم مى باشد در پيرامون اين آيه ى شريفه صحبت ها و قلم فرسايى هاى بسيارى شده و اقوال و نظرهاى زيادى گفته شده است و ما وارد بحث هاى جدالى و ادبى كه در رابطه با كلمات اين آيه شريفه شده نمى شويم، فقط اقوال و احاديث اهل سنت و جماعت را كه صراحتا مصداق و مصاديق اين آيه و شأن نزول آن را پنج تن مى دانند بيان 