تو نيستم؟ پيامبر فرمود: بلى بعد از آن كه دعاى پيامبر بر على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) تمام شد ام سلمه را داخل كسا نمود.

در روايت ديگرى آمده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) وقتى كه اهل بيت را جمع فرمود قبل از آن كه داخل كسا شوند براى آنان دعا فرمود، مثل حديث گذشته.

در روايت صحيح آمده است: واثلة بن اصقع در جريان قضيه كسا حضور داشت به رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و عرض كرد آيا من از اهل شما نيستم؟ پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: تو از اهل من هستى و بعد واثله مى گويد كه اين يكى از آرزوهايى بود كه من اميد داشتم. در اين باره بيهقى گفته است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) واثله را در حكم اهل بيت تشبيها قرار داده است نه اينكه واقعا و حقيقتااو را از اهل بيت قرار داده باشد. محب الدين طبرى در اين باره اشاره دارد كه ماجراى كسا دو مرتبه از طرف پيامبر اسلام انجام شده است: يك مرتبه در خانه ى ام سلمه بوده است، و مرتبه ديگر هم در بيت مكرم فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها)!

به تحقيق از حسن از راه هايى كه بعضى از آنها سندش حسن است- منظور امام حسن (عليه السلام) مى باشد- وارد شده كه فرمود: من از اهل بيت هستم و خداوند پليدى را از آنان برده و آنان را پاك گردانده است.

در روايت ديگرى آمده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) با اهل بيت خود جبرئيل و ميكائيل را به جهت اينكه آنها مقام بلند و بزرگى داشتند داخل كسا نمود».

در روايت ديگرى آمده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) بعد از آن كه فرمود: كسانى كه با اهل بيت من بجنگند و محاربه بكنند من با آنها در حال جنگم و كسانى كه با اهل بيت من در صلح باشند با آنها در صلحم، گفت: آگاه باشيد كسى كه نزديكان مرا اذيت بكند مرا اذيت كرده است و كسى كه مرا اذيت بكند به تحقيق خدا را اذيت كرده است.

در روايت ديگرى آمده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود قسم به آن كسى كه جان من در دست قدرت اوست بنده اى به من ايمان نمى آورد تا اينكه مرا دوست داشته باشد و كسى دوست من حساب نمى شود تا اينكه ذوالقربى و نزديكان مرا دوست داشته باشد. و بعد نويسنده الصواعق المحرقه مى گويد: «پس نزديكان پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در مقام نفس وى مى باشند و از اين جهت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همانا من دو چيز گرانبها و سنگين را در بين شما امانت مى گذارم كه اگر به آن دو متوسل شديد: هرگز گمراه نمى شويد يكى كتاب خدا و دومى عترت و اهل بيت من هستند».

اين بود خلاصه اى از يك بخش كتاب صواعق المحرقه از فصلى كه مربوط به آيات وارده در فضائل اهل بيت (عليهم السلام) مى باشد و حالا اين روايات از نظر صحت و سقم و يا صحيحه و يا موثقه و يا موفوعه هر چه باشد فقط يك چيز را ثابت مى كند و آن عظمت و مقام اهل البيت و مخصوصا مقام و منزلت بانوى دو جهان حضرت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها).

«روى عن عائشة رضى الله عنها ان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خرج عليه مرجل من شعر اسود موشى منقوش، فجاء الحسن بن على فادخله. ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جائت فاطمة فادخلها، ثم جاء على فادخله ثم قال: ( انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا )».

زمخشرى در تفسير خود از قول عايشه مى گويد «رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بيرون آمدند در حالى كه بر دوش ايشان گليمى بود داراى خطوط و از موى سياه و نقشه دار پس امام حسن مجتبى (عليه السلام) آمد، رسول خدا او را داخل فرمود، آنگاه حسين (عليهماالسلام) آمد و پيامبر وى را هم داخل گليم كرد، پس فاطمه و على (عليهماالسلام) آمدند، نبى گرامى آن دو را نيز داخل در آن گليم فرمود و آنگاه اين آيه مباركه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» را تلاوت فرمود» [ در تفسير كشاف، ج 1، ص 193. ] «فى صحيح مسلم عن عايشه ام المؤمنين رضى الله عنها خرج النبى صلى الله عليه و آله و سلم غداة غد و عليه مرط مرجل من شعر اسود فجاء الحسن فادخله ثم الحسين فادخله ثم جاءت فاطمه فادخلها ثم جاء على فادخله ثم قال انما يريد الله ليذهب....» و اخرج الحاكم هذا الحديث عن عايشه» و فى سنن الترمذى فى مناقب اهل البيت» حدثنا قتيبه بن سعيد قال حدثنا محمد بن سليمان الاصبهانى عن يحيى بن عبيد عن عطا عن عمر بن ابى سلمة ربيب النبى صلى الله عليه و آله و سلم قال نزلت (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس...) فى بيت ام سلمه فدعا النبى صلى الله عليه و سلم عليا و فاطمه و حسنا و حسينا فجللهم بكساء و على خلف ظهره فجللهم بكساء ثم قال اللهم هؤلاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا قالت ام سلمة و انا معهم يا نبى الله قال انت على مكانك و انت الى خير». و فى سنن الترمذى بعد ذكر مناقب الاصحاب عن ام سلمة ان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم) جلل على الحسن و الحسين و على و فاطمة كساء ثم قال اللهم هؤلاء اهل بيتى خاصتى اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا فقالت ام سلمة و انا معهم يا رسول الله قال قفى فى مكانك انك الى خير» هذا حديث حسن صحيح و هو احسن شى ء روى فى هذا الباب و فى الباب عن انس و عمر بن ابى سلمه و ابى الحمراء. و اخرج البيهقى و الحاكم و صححه نحو حديث الترمذى عن ام سلمة و اخرج الطبرانى و ابن جرير و ابن المنذر عن ام سلمه رضى الله عنها قالت فى بيتى نزلت و انما يريد الله» فجائت فاطمة ببرمة فيها ثريد فقال صلى الله عليه و سلم لها ادعى زوجك و حسنا و حسينا فدعتهم فبيناهم يأكلون اذ نزلت هذه الآية فغشاهم بكساء خيبرى كان عليه فقال اللهم هؤلاء اهل بيتى و حامتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا ثلاث مرات». و ايضا اخرج هذا الحديث الحاكم عن سعيد بن ابى وقاص.

«در صحيح مسلم از عايشه مادر مؤمنين نقل شده است: پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از منزل هنگام صبح خارج شد در حالى كه بر دوش او گليمى بود از موى سياه و داراى نقوش پس ناگاه حسن (عليه السلام) آمد و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) او را داخل گليم كرد آنگاه حسين (عليه السلام) آمد پيامبر اسلام وى را هم داخل گليم نمود و بعد فاطمه على (عليهماالسلام) آمدند، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) آندو را داخل گليم نمود و بعد فرمود: انما يريد الله ليذهب...!» [ ذخائر العقبى، ص 22. ] و اين حديث را حاكم در مستدرك خود از عايشه نقل كرده است. و ترمذى در سنن خود در مناقب اهل البيت مى گويد: قتيبة بن سعيد بن نقل از محمد بن سليمان اصفهانى و وى هم از يحيى بن عبيد و از عطاء و از عمر پسر ابى سلمة كه ربيب پيامبر اسلام مى باشد و ابى سلمه مى گويد: آيه «انما يرد الله ليذهب» در خانه ام سلمه نازل شد و پيامبر اسلام على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) را خواند و آنها را بر كسا خود پوشاند و على پشت سر پيامبر بود و ايشان را هم بر كساء پوشاند بعد عرض كرد: خدياا اينان اهل بيت من هستند از آنان پليدى و زشتى را ببر آنها را پاك گرد