ان. و ام سلمه مى گويد: من عرض كردم اى پيامبر خدا آيا من هم با ايشان هستم فرمود: تو بر جاى خود باش و تو بر خير هستى». و باز در سنن ترمذى بعد از مناقب اصحاب از ام سلمه نقل شده است كه پيامبر اسلام بر حسن و حسين و على و فاطمه (عليهم السلام) كسا را پوشاند و سپس عرض كرد خدايا اينان اهل بيت من هستند و خاصان و نزديكان من هستند و پليدى را از آنها ببر و پاك بگردان پاكى خالص. ام سلمه مى گويد: گفتم يا رسول الله آيا من هم با آنها هستم؟ فرمود: در جاى خود بمان و تو بر خير هستى» و قندوزى مى گويد: اين حديث صحيح و حسن است و نيكوتر حديثى است كه در اين باب (33) روايت شده و اين حديث در باب ديگر از انس و عمر بن ابى سلمه و ابى حمراء هم آمده است. و اين حديث را بيهقى در سنن خود و حاكم در مستدرك مثل ترمذى از ام سلمه روايت كردند و صحيح هم دانستند.

«طبرانى و ابن جرير و ابن منذر از ام سلمه نقل كردند كه ام سلمه گفت: كه در خانه ى من آيه «انما يريد الله ليذهب...» نازل شد و بعد فاطمه با ظرفى كه در آن حريره بود آمد، پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همسر و دو فرزندت حسن و حسين را بخوان كه پيش من آيند، فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) آنان را آورد و همه پيش رسول خدا نشستند و از آن حريره خوردند و آيه ى «انما يرد الله ليذهب...» نازل شد و سپس پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) آنها را به كساى خيبرى خود پوشاند و بعد گفت: خدايا اينان اهل بيت من و حامى دين من هستند و پليدى ها را از آنها ببر و پاكشان گردان و اين دعا را سه مرتبه فرمود» و اين حديث را حاكم در مستدرك خود از سعيد بن ابى وقاص هم آورده است. و خرج احمد بن حنبل و ابن جرير و ابن ابى شيبه و الحاكم و البيهقى و الطبرانى عن واثلة بن الاصقع قال «جاء النبى صلى الله عليه و آله و سلم الى بيت فاطمة و معه على و حسن حسين و حتى دخل فادنى عليا و فاطمة و اجلسهما بين يديه و اجلس حسنا و حسينا كل واحد منهما على فخذه ثم لف عليهم ثوبه و انا مستدبرهم ثم تلاهذه الآية و قال اللهم هؤلاء اهل بيتى اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا فقلت انا من اهلك يا رسول الله قال و انت من اهلى قال واثلة لا رجى ما ارجوه» احمد بن حنبل در مسند خود و ابن شيبه و ابن جرير و ابن منذر و حاكم و بيهقى طبرانى به نقل از واثلة بن اصقع مى گويد: «پيامبر اسلام در حالى كه امام على امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) با وى بودند به سوى خانه ى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) آمدند، تا اينكه داخل خانه ى فاطمه شدند، پيامر على و فاطمه (عليهماالسلام) را نزد خود خواند و آن دو بزرگوار را بين دو دست خود نشاند و امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) را هر كدام روى پاهاى مبارك خود نشاند،سپس بر آنان جامه ى خود را پوشاند و من در پشت سرشان بودم و بعد پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) آيه تطهير را تلاوت فرمود و گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند و از آنها پليدى را ببر و پاك گردان، پس من عرض كردم: يا رسول الله آيا من از شما و از اهل شما هستم؟ فرمود تو از اهل من هستى، واثله مى گويد كه اين يكى از اميدهاى من بود». [ ينابيع المودة، باب 33، ص 108 البته اهل پيامبر است اعتبارا نه حقيقتا. ] «و اخرج ابن سعد عن الحسن بن على رضى الله عنهما «قال فى خطبته نحن اهل البيت الذين قال الله سبحانه فينا «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس...» «ابن سعد به نقل از امام حسن (عليه السلام) مى گويد: وقتى كه حضرت بعد از شهادت حضرت على بن ابى طالب براى مردم خطبه خواند و فرمود: ما خاندان كسانى هستيم كه خداى سبحان براى ما فرموده است: انما يريد الله ليذهب...» [ ينابيع الموده، باب 33، ص 108 البته اهل پيامبر است اعتبارا نه حقيقتا. ] «و اخرج احمد بن حنبل و ابن ابى شيبة عن انس بن مالك قال «ان رسول الله صلى الله عليه و سلم كان يمر بباب فاطمة اذا خرج الى الصلوة الفجر يقول الصلوة يا اهل البيت يرحمكم الله ثلاثا مدة ستة اشهر». [ ينابيع الموده، باب 33، ص 108 البته اهل پيامبر است اعتبارا نه حقيقا و ذخائر العقبى، ص 24 و 25 و ينابيع المودة، ص 174 مى گويد: اين روايت از 300 صحابه روايت شده. ] احمد بن حنبل از انس بن مالك روايت مى كند: «پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) هر موقع براى نماز صبح به مسجد مى رفت، از جلوى درب خانه ى حضرت فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) عبور مى كرد و سه مرتبه مى فرمود: الصلوة الصلوة الصلوة و مدت شش ماه اين كار را انجام ميداد» احمد حنبل در كتاب مناقب خود و ابن جرير و الطبرانى هم از ابى سعيد روايت كرده اند كه اين آيه مباركه در شأن پنج تن نازل شده است.» اين چند حديث نمونه هايى بود از رواياتى كه در رابطه با آيه ى مباركه ى تطهير كه پنج تن آل عباء بالصراحة دلالت مى كنند و اين روايات را از باب 33 كتاب ينابيع المودة ذكر شد. در آخر اين باب روايات ديگرى هم هست كه اكثر مضمون آنها دعاى پيامبر گرامى اسلام است بر اهل بيت خود كه بعد از جمع شدن تحت كساى شريف فرمود، براى اطلاع بيشتر مى توانيد به كتاب مذكور مراجعه بفرماييد. ولى يك مطلب مهم ديگر در آخر اين باب هست و آن اين است.

«قال الشريف السمهودى: كلمة انما للحصر تدل على ان ارادته تعالى منحصرة على تطهيرهم و تأكيده بالمفعول المطلق دليل على ان طهارتهم طهارة كاملة فى اعلى مراتب الطهارة.» «شريف سمهودى مى گويد: كلمه انما در آيه ى مباركه براى حصر هست و دلالت دارد بر اينكه اراده ى پروردگار منحصر بر طهارت و پاكى پنج تن آل عباست و باز تأكيد به مفعول مطلق دليل است بر اينكه طهارت اهل بيت يك طهارت كامله و واقعى است در اعلى مراتب طهارت، نه يك طهارت ظاهرى و صورى.» پيرامون نظر سمهودى چند نكته ضرورى است: اولا اراده ى خداوند اراده تكوينى است نه تشريعى، اگر اراده تشريعى باشد امتياز براى اهل بيت نيست، براى اينكه اراده تشريعى جعل و تشريع قانون و مقدرات براى همه است و همه مى توانند در آن شريك باشند يا نباشند، براى اينكه در اراده ى تشريعى امكان تخلف اراده و مراد هست ولى در اراده ى تكوينى امكان تخلف نيست ثانيا كلمه «انما» براى حصر است. زيرا در كتب ادبى بيان شده كه حصر بر دو نوع است: اضافى و حقيقى، حصر حقيقى آن است كه شما صفت را براى موصوف ثابت مى كنيد و نفى صفت مى كنى از تمام موصوف هاى ديگر، مثلا مى گوييم محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) خاتم المرسلين، صفت خاتميت را براى موصوف (محمد) ثابت كرديم و نفى خاتميت كرديم از موصوف هاى ديگر، زيد عمرو و بكر و... ولى در حصر اضافى مثلا مى گويم زيد قائم است، خوب معلوم است كه عمرو معين قائم نيست ولى كار به بكر و خالد و... نداريم و در مثال هم همان طور است. يعنى ثبوت طهارت براى اهل بيت است و اهل بيت موصوف است و نفى طهارت و پاكى مى كنى از هر موصوف غير از اهل بيت، يعنى فقط پنج تن آل عباست كه طهارت ذاتى دارند و فرزندان معصوم آنها نه غير آنها. براى اطلاع بيشتر مى توانيد به كتابهاى ذيل مراجعه بفرماييد: طلب و اراده، از حضرت امام خمينى (ره ) 