هاالسلام) مى شود و حضرت بدون تماس و آميزش و بدون انتقال نطفه ى مردى به رحم پاك وى حضرت عيسى به دنيا مى آيد.

قرآن كريم به نمونه هاى زيادى اشاره دارد، از جمله ى آنها جوشيدن آب از زمين آسمان در حادثه ى طوفان نوح مى باشد و نمونه ى ديگر حامله شدن ساره همسر محترم حضرت ابراهيم به حضرت اسحاق مى باشد، در حالى كه او يائسه بود.

نمونه ى ديگر كه اگر به دست بشر عادى باشد و اگر قرن ها تلاش كند و همه ى انسانهاى عادى هم جمع شوند نمى توانند از چوب موجود زنده ى بسازند، ولى همين عصاى چوبى به دست مبارك حضرت موسى تبديل به مار شد. و زنده شدن مردگان به دعاى حضرت عيسى و يا شفا يافتن كور مادرزاد و بيماران مبتلا به برص و پيسى به دعاى آن حضرت. و يا معراج و سير حضرت ختمى مرتبت به ملكوت بالا كه به تعبير قرآن «قاب قوسين او ادنى» [ سوره ى نجم، آيه 2. ] به اندازه ى فاصله ى دو طرف كمان به مقام خداوند نزديك مى شود. و يا اينكه بازگشت خورشيد به امر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و نمونه هاى ديگر كه لا تحد و لا تحصى است.

پس از ذكر اين مقدمه برگرديم به واژه ى بتول و معنى آن و اينكه نام بانوى دو جهان بتول است يعنى چه؟ عادت ماهانه در هر ماه براى كليه ى زنان از زمان نه سالگى تا شصت يا پنجاه سالگى يك قانون طبيعى، قطعى و حتمى است و اين خون رحم زن به صورت غذا براى جنين قرار داده شده است، وقتى نطفه منعقد نمى شود اين خون بيرون مى آيد و چه بسا در موقع شير دادن بدل به شير مى گردد و در سينه مادر جريان پيدا مى كند و كودك از آن تغذيه مى كند.

خداوند در قرآن مى فرمايد: «يسئلونك عن المحيض قل هو اذى» [ سوره ى بقره، آيه 222. ] در موقع عادت ماهانه، تغييراتى از نظر روحى و جسمى و روحانى براى بانوان ايجاد مى شود، اخلاق و روحيات آنان تغيير مى كند و يك نوع حالت انفعالى و خجالت و افتادگى را در زنها ايجاد مى كند باعث ضعف در جسم و روح آنها مى گردد. و شايد به همين جهت حكم نماز و روزه و احكام شرعى در دوران عادت ماهانه از آنها برداشته مى شود و در مسجد و مسجد الحرام و مسجد النبى نمى توانند توقف بكنند و قرائت چهار سوره اى كه سجده ى واجب دارد و... بر آنها حرام مى گردد. چيزهايى كه بيان شد قوانينى بود كه جماعت زنها تابع آن هستند و نمى توانند از آن قوانين تخلف بكنند، ولى خداى تبارك و تعالى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) را از اينكه به عادت حيض نفاس آغشته و آلوده شود كراهت داشته و به همين جهت بوده كه وى را از همه ى پليدى ها و رجس ها پاك و پاكيزه گردانيده و تمام آن قوانين و قواعدى را كه ديگر زنها مطيع و خاضع آن هستند، تابع و مطيع و خاضع آن حضرت گردانيده است.

كتب روايى و حديثى اهل سنت مملو از احاديث در رابطه با كلمه ى مباركه ى بتول مى باشد، ولى ذكر احاديث همه مدارك اهل سنت در گنجايش اين كتاب نيست و به آن مقدار كه مقدور است، بسنده مى شود:

«انما سميت فاطمة البتول لانها تبتلت فى الحيض و النفاس».

«فاطمه بتول ناميده شده زيرا كه خداى تعالى حيض و نفاس را از وى دور فرموده است». [ ينابيع المودة، ص 260. ] «و سميت فاطمة بتولا لانها تبتلت تقطعت عما هو معتاد العورات فى كل شهر».

محمد صالح كشفى حنفى در مناقب از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل مى نمايد كه فرمود:

«فاطمه بتول ناميده شده زيرا كه خداود وى را از عادات ماهانه زنانه دور داشته است». [ ذخائر العقبى، ص 26 و صواعق المحرقة و الاصابة، ج 8، حرف الفاء، القسم الاول و اعلام النسا، كلمه ى فطم و جامع ترمذى، ج 5. ] 
 «ان النبى صلى الله عليه و آله و سلم سئل عن بتول و قيل: انا سمعناك يا رسول الله- تقول: مريم بتول و فاطمة بتول فقال: البتول التى لم تر حمرة قء اى لم تحض، فان الحيض مكروه فى بنات الانبياء».

در كتاب ارجح المطالب مى گويد: «از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) راجع به كلمه ى بتول سؤال كردم و عرض كردم يا رسول الله از شما شنيدم كه مريم دختر عمران بتول مى باشد و فاطمه نيز بتول است، فرمود: بتول كسى است كه هرگز خون نديده، عادت ماهانه در دختران انبياء ناپسند و مكروه است».

حافظ ابوبكر شافعى در تاريخ بغداد مى گويد: «ابنتى حوراء آدمية لم تحض و لم تطمث...».

«دخترم فاطمه فرشته اى است به صورت آدم كه به آلودگى حيض و نفاس گرفتار مبتلا نشده است». [تا ريخ بغداد، ج 13، ص 331 به نقل از ابن عباس. ] ابن عساكر در تاريخ كبير خود از انس بن مالك و او از ام سليم نقل مى كند:

«الم تر فاطمة دما فى حيض و لا فى نفاس».

«فاطمه ى زهرا هرگز خون حيض و نفاس را به خود نديد». [تا ريخ دمشق و كنز العمال، ج 12، فضائل فاطمه. ] حافظ سيوطى مى گويد:

«و من خصائص فاطمة انها كانت لا تحيض، و كانت اذا ولدت طهرت من نفاسها بعد ساعة حتى لا تفوتها صلاة».

«از امتيازات فاطمه آن است كه حائض نگرديد و بعد از زايمان از خون نفاس پاك بود، يعنى حتى يك نمازش هم فوت نشده است». را فعى در التدوين از ام سلمه نقل مى كند: «ما رأت فاطمة فى نفاسها دما و لا حيضا».

«فاطمه ى زهرا پس از زايمان و نيز به هنگام عادت ماهانه خون نديد». [ الاصابه، ج 8، حرف الفاء و جامع ترمذى، ج 5، فضائل فاطمه و مسند احمد بن حنبل و تذكرة الخواص، حالات فاطمه. ] «قبلت (اى ولدت) فاطمة بالحسن فلم ار لها دما فى حيض و لا نفاس، فقال النبى صلى الله عليه و آله و سلم: اما علمت ان ابنتى طاهرة مطهرة، لا يرى لها دم فى طمث و لا ولادة».

«در فاطمه خون حيض نديدم و نيز به هنگامى كه حسن (عليه السلام) را به دنيا آورد از خون نفاس عارى بود، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: آيا نمى دانى كه دخترم طاهره و مطهره است و او به هنگام حيض و زايمان خون نديد و پاك و پاكيزه بود». [ ذخائر العقبى، ص 24 و نزهة المجالس، ص 227 از اسماء بنت عميس و كنز العمال، ج 12 و الاصابة، ج 8، حرف الفاء و نور الابصار، ص 52 و تذكرة الخواص، حالات حضرت فاطمه. ] و ابراهيم جوينى با ده سند به نقل از ام سلمه مى گويد:

«قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: ألا ان مسجدى حرام على كل حائض من النساء على كل جنب من الرجال الا على محمد و اهل بيته: على و فاطمة و الحسن و الحسين».

«پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: آگاه باشيد، همانا مسجد و محراب من بر هر زن حائض و بر هر مرد جنب حرام است و جائز نيست داخل شوند، مگر بر محمد اهل بيت وى: على و فاطمه و حسن و حسين». [ فرائد السمطين، ج 2، ص 29، حديث 368 و سنن بيهقى، ج 7، ص 65 از طريق ديگر روايت كرده است. ] و اين حديث يكى از مصداق هايى است كه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بتول و پاك است و هيچ گونه حالت ناپاكى در وى وجود نداشته است.

جوينى قريب به اين حديث شريف حديث ديگرى را هم در صفحه ى 48 (حديث 379) بيان مى كند: چون فاطمه ى زهرا حيض و طمث بر وى نيست و لذاست كه خداوند او را فاطمه نام نهاده و حالت طمث از او بريده شده است. و قندوزى از غسانى مى گويد: «ابنتى فاطمة حوراء آدميه لم تحض و لم تطمث انما سماها فاطمة لان الله تعالى فطمها و نجاها عن النار».

«پيامبر اسلام (ص