دالمطلب آمده است كه وى گفت: «پيامبر اسلام فرمود: مژده و بشارت مى دهم تو را اى عمو! همانا خداوند مرا به سيد الوصيين (على) تأييد فرموده و على را همتا و هم شأنى براى فاطمه دخترم قرار داده است». [ ينابيع الموده، باب 55، ص 176 و ذخائر العقبى، ص 31 و الاصابه، ج 8، حرف الفاء، القسم الاول و الاعلام النساء ، ج 4، كلمه ى فطم. ] محب الدين طبرى مى گويد:

«عن على رضى الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم أتانى ملك فقال يا محمد ان الله تعالى يقرأ عليك السلام و يقول لك انى قد زوجت فاطمة ابنتك من على بن أبى طالب فى الملا الاعلى فزوجها منه فى الارض». [ ذخائر العقبى، ص 31 و 32. ] «از على (عليه السلام) نقل شده است كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: ملكى به نزد من آمد و گفت: يا محمد! خداى تبارك و تعالى سلام مى رساند و مى فرمايد: به تحقيق در ملكوت بالا فاطمه دخترت را براى على بن ابى طالب تزويج نمودم و تو هم در زمين او را براى على تزويج كن». [ ذخائر العقبى: ص 31 و 32. ] باز هم محب الدين طبرى مى گويد:

«عن انس رضى الله عنه قال بينما رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فى المسجد اذ قال لعلى هذا جبرئيل يخبرنى ان الله زوجك فاطمة و اشهد على تزويجها اربعين الف ملك و اوحى الى شجرة طوبى ان انثرى عليهم الدر و الياقوت فنشرت عليهم الدر و الياقوت فابتدرت اليه الحور العين يلتقطن فى اطباق الدر و الياقوت فهم يتهادونه بينهم الى يوم القيامة».

از انس بن مالك نقل شده است: با پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در مسجد بوديم آن حضرت به على (عليه السلام) فرمود: اين جبرئيل بود و مرا خبر داد: همانا خداوند فاطمه را به تو تزويج نموده است و بر تزويج فاطمه چهل هزار ملك گواه و حاضر بودند، آنگاه خداوند به درخت طوبى وحى فرمود كه بر ملائكه در و ياقوت نثار و پخش كند، سپس درخت طوبى بر ملائكه در و ياقوت پخش كرد و تمام حور العين به طرف درها ياقوت ها شتافتند و آن درها و ياقوت ها را پيدا كردند و تا روز قيامت نگاه مى دارند و به همديگر هديه مى كنند.». [ ذخائر العقبى، ص 32. ] باز محب الدين طبرى مى گويد:

«عن عبدالله رضى الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال لفاطمة حين وجهها الى على ان الله لما امرنى ان ازوجك من على و امر الملائكة ان يصطفوا صفوفا فى الجنة ثم امر شجر الجنان ان تحمل الحلى و الحلل ثم امر جبرئيل فنصب فى الجنة منبرا ثم صعد جبرئيل و اختطب فلما رغ نثر عليهم من ذلك فمن اخذ أحسن او اكثر من صاحبه افتخر به الى يوم القيامة يكفيك يا بنية هذا».

«از عبدالله بن مسعود نقل شده است: هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فاطمه ى زهرا را با على (عليهماالسلام) مواجه ساخت به او فرمود: خداوند به من امر نموده است كه تو را به على تزويج كنم و ملائكه را امر نموده است كه در بهشت صفوف را آماده كنند و سپس درخت بهشت را امر نمود كه به حلى و حلل بارور شود و بعد جبرئيل را امر فرمود در بهشت منبرى را نصب كند و جبرئيل بالاى منبر رفته و خطبه خواند وقتى كه از منبر فارغ شد از آن حليه و حلل بر ملائك پخش كند و بپاشد، پس هر كسى خوبتر يا بيشتر را گرفته است تا روز قيامت افتخار مى كند؛ دخترم فاطمه اين مقام و منزلت تو را كفايت مى كند». [ ذخائر العقبى، ص 32. و ينابيع الموده، باب 55 ص. ] «و عن على كرم الله وجهه قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم «أتانى ملك فقال يا محمد ان الله تعالى يقول لك انى قد امرت شجرة طوبى ان تحمل الدر و الياقوت و المرجان و ان تنثره على من قضى عقد نكاح فاطمة من الملائكة و الحور العين و قد سر بذلك سائر اهل السموات و انه سيولد بينهما ولدان سيدان فى الدنيا و سيسودان على كهول اهل الجنة و شبابها و قد تزين اهل الجنة لذلك فاقرر عينا يا محمد فانك سيد الاولين و الاخرين صلى الله عليه و سلم».

«از على (عليه السلام) نقل شده است: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «ملكى به نزد من آمد و سپس گفت يا محمد! خداوند تبارك و تعالى به شما مى گويد همانا من به درخت طوبى امر كردم كه به در و ياقوت و مرجان بارور شود و آن در و ياقوت و مرجان را بر تمام ملائك و حورالعين و كسانى كه در عقد نكاح فاطمه حاضر بودند پخش بكند و به اين عقد باقى اهل آسمان مسرور و خوشحال شدند و به زودى از آن دو، دو فرزند به وجود خواهد آمد كه سيد و آقا در دنيا هستند و زود است كه آن دو سيد و آقاى پيران و جوانان اهل بهشت خواهند بود و به تحقيق اهل بهشت مزين شدند به واسطه ى اين ازدواج و سپس ثابت و مقرر شده است كه، اى محمد همانا تو سيد و آقاى اولين و آخرين خواهى بود». [ ذخائر العقبى، ص 32. ] باز هم مى گويد:

«عن ابن عباس رضى الله عنهما قال: كانت الليلة التى زفت فيها فاطمة الى على عليهما السلام كان النبى صلى الله عليه و سلم امامها و جبرئيل عن يمينها و ميكائيل عن يسارها و سبعون الف ملك من خلفها يسبحون الله و يقدسونه حتى طلع الفجر».

«از ابن عباس روايت شده است: در شبى كه در آن زفاف فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و على (عليهماالسلام) بود وقتى كه فاطمه را به خانه على مى بردند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) جلوى فاطمه بود و جبرئيل در طرف راست فاطمه و ميكائيل در طرف چپ فاطمه هفتاد هزار ملك هم در پشت سر فاطمه بودند و خداوند را تسبيح و تقديس مى كردند تا طلوع فجر و صبح صادق». [ ذخائر العقبى، ص 32 و نور الابصار، ص 53 و الاصابه، ج 8، و اعلام النساء ج 4 و البداية النهاية و تذكرة الخواص. ] ازدواج على و فاطمه به فرمان خداوند

على (عليه السلام) از نظر زندگى مادى و امور مالى وضعيت مساعدى نداشت و به سختى زندگى مى كرد، نه سرمايه اى داشت و نه زمين و خانه اى، پس چگونه تشكيل خانواده بدهد؟ ولى على (عليه السلام) مى داند كه اسلام عزيز آمده است تا مقام زن را از نظر معنوى و اجتماعى بالا ببرد و اين همه رسومات دست و پا گير و تقليدهاى غلط و زنجيرهاى قديمى كه پاى مردان را در موضوع ازدواج بسته است باز و راههاى بسته را بگشايد.

آرى اسلام عزيز آمده است تا تعصب هاى قومى و قبيله اى و سنت هاى جاهلانه را از بين مردم بردارد و پيامبر آمده است كه مسئله ى ازدواج و تشكيل خانواده را به صورت آسان و سهل پياده بنمايد كه هيچ گونه تكلف براى افراد نداشته و بلكه بايد يك الگو اسوه باشد براى همه ى جامعه ها و ملت ها؛ لذا على بن ابى طالب با توجه به اين موضوع به خواستگارى زهرا (سلام الله عليها) مى آيد و در مقابل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) مى نشيند، ساكت و آرام، سر مبارك را پايين انداخته، پيامبر مى فرمايد: يا على منظورت چيست؟ على (عليه السلام) عرض مى كند: جانم به فدايت خدا و رسول او بهتر مى دانند، پيامبر فرمود: آيا براى خواستگارى زهرا آمده اى؟ على (عليه السلام) بلى يا رسول الله، پيامبر اسلام به خاطر حفظ حرمت بانوى دو عالم موافقت خود را اظهار نفرموده و با وجودى كه بر فاطمه ولايت داشت ولى مى خواست بفهماند كه در ازدواج و 