ت: به تحقيق وقتى كه فاطمه را عقد كردم عروسى نمودم و به خانه آوردم نه براى من و نه براى فاطمه چيزى بود مگر يك پوست گوسفند كه شبها روى آن مى خوابيديم و روزها روى آن شترمان را علف مى داديم و نه من خادم داشتم و نه فاطمه ى زهرا خدمت كارى داشت». [ ذخائر العقبى، ص 34 و ينابيع الموده، باب 75 و الاصابه، ج 8 و الاعلام النساء، ج 4، كلمه ى فطم و مناقب احمد ابن حنبل و كنز العمال، ج 12. ] آن مقدار وسائل و جهيزيه اى را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به دخت گراميش داد كه در كتب اهل سنت و شيعه آمده است، از اين قرار است:

مهريه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) 500 درهم بود و مقدارى از آن مبلغ را پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) به ابوبكر داد و بلال را نيز همراه وى فرستاد تا براى فاطمه ى زهرا وسائل زندگى بخرند و سلمان فارسى و عمار ياسر را هم همراه آنان فرستاد كه در حمل وسائل به آنان كمك كنند. ابوبكر مى گويد كه پيامبر اسلام پولى را كه به من داده بود 63 درهم بود. با آن مبلغ وسائل ذيل را خريدند:

1- دو دست رختخواب از پارچه مصرى كه يكى از برگ خرما و ديگرى از پشم گوسفند پر شده بود.

2- فرشى از پوست.

3- بالشى از پشم و با درونى از برگ خرما.

4- عبايى خيبرى.

5- مشك آب.

6- دو كوزه ى آب و دو ظرف آب (دو ظرف بزرگ آب و دو ظرف كوچك آب).

7- آفتابه.

8- پرده اى از پشم نازك.

9- پيراهنى به قيمت 9 درهم.

10- يك روسرى به ارزش چهار درهم.

11- حوله ى سياه رنگ

12- تختى پوشيده به رو تختى.

13- چهار زير دستى از پشم طايف با محتوايى از گياهان به نام اذخر.

14- حصيرى بحرينى

15- دستاس

16- وسيله و ظرف خضابى از مس

17- ظرفى براى شير

18- ظرفى بزرگ براى آب و قتى كه خريد وسايل تمام شد، برخى از كالا را ابوبكر و برخى ديگر را ياران پيامبر حمل كردند و نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آوردند، وى در حجره ى ام سلمه آنها را با دست زير و رو كرد و فرمود: خداوند به اهل اين خانه بركت عنايت فرمايد. و در روايتى ديگر است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) سر خود را به سوى آسمان بلند كرده: عرض كرد: پروردگارا بركت ده قومى را كه بيشترين ظرف هاشان گلين است».

اين كليه ى اثاثيه و متاعى بود كه سرور انبيا براى دختر خويش خريد، دخترى كه اشرف و سالار زنان جهان است و پيامبر خدا خواست كه به همه ى انسانها درس و پند دهد كه سعادت و خوشبختى در زندگى زناشويى از طريق تكبر و اسراف نيست و از طريق ولخرجى به دست نمى آيد، لباس فاخر و تجملات گران قيمت، گرانبها، طلا، جواهر، قصرهاى مجلل و ماشين هاى آخرين مدل، لوستر، سقف آويز و... ايجاد سعادت در زندگى زناشويى نمى كند. اى بسا كه امروز ميليونها انسان سعادت را به آن چه كه ذكر شد مى بينند.

خطيب بغدادى در تاريخ خود از ابن عباس نقل مى كند: «در شبى كه صديقه طاهره را براى زفاف به سوى منزل على (عليه السلام) مى بردند، رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در پيش روى جبرئيل سمت راست، ميكائيل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر وى حركت مى كردند و خداى بزرگ را تسبيح و تقديس مى نمودند». [تا ريخ بغداد، ج 5، ص 76 و درر السمطين ص و ميزان الاعتدال ص ج و لسان الميزان، ج و اخبار الدول ص، و ينابيع الموده، باب 55. ] زنان پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) و بنى هاشم در التزام ركاب بانوى دو عالم بودند، رسول خدا فرمود كه دختران عبدالمطلب (عمه هاى پيامبر)، زنان مهاجر و انصار در اين حركت همراه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) باشند: زنان پيامبر پيشاپيش قافله حركت كرده و اشعارى مى خواندند، مثلا ام سلمه مى خواند:
سرن بعون الله جاراتى 	  	و اشكرنه فى كل حالات

را ه رويد با يارى خدا اى همقدمان من، و او را در هر حالى شكر نماييد.
و ذكرن ما انعم رب العلى 	  	من كشف مكروه و آفات

و به ياد آوريد آنچه را پروردگار بر شما انعام فرمود و نيز آنچه از ناراحتيها و آفت ها كه از شما دور داشت.
فقد هدانا بعد كفر و قد 	  	انعشنا رب السموات

پروردگار پس از كفر، ما را هدايت فرمود و رب آسمان ها ما را طراوت ايمان بخشيد.
و سرن مع خير نساء الورى 	  	تفدى بعمات و خالات

و راه برويد با بهترين زنان عالم، آن زنى كه سزاوار است به او گفته شود: فداى تو عمه ها و خاله هايت.
يا بنت من فضله ذوالعلى 	  	بالوحى منه و الرسالات

اى دخت آن كس كه پروردگار بلند مرتبه او را فضيلت بخشيد با وحيى كه بر او فرستاد و با رسالت ها. و نيز عايشه گفت:
يا نسوة استترن بالمعاجز 	  	و اذكرن ما يحسن فى المحاضر

اى زنان خود را در چادرها پيچيد و آنچه را كه در مجامع نيكوست ياد كنيد.
و اذكرن رب الناس اذ يخصنا 	  	بدينه مع كل عبد شاكر

و به ياد آوريد پروردگار خلق را كه ما و بندگان شاكر را مخصوص گردانيد به دين خود.
و الحمدلله على افضاله 	  	و الشكر لله العزيز القادر

سپاس گوييد خداى را بر نعمتهايش و شكر پروردگار با عزت و توانا و قادر را.
سرن بها فالله اعطى ذكرها 	  	و خصها منه بطهر طاهر

را ه رويد با فاطمه اى كه خدا نام او را بلند نمود و وى را به لقب «مطهر طاهر» تخصيص داد.

حفصه نيز چنين مى گفت:
فاطمة خير نساء البشر 	  	من لها وجه كوجه القمر

فاطمه بهترين زنان بشر است، آن كسى كه صورتى همچون قرص ماه دارد.
فضلك الله على كل الورى 	  	بفضل من خص بآى الزمر

پروردگار به فضل خود با آيه هاى سوره ى زمر ترا بر تمام جهانيان برترى داده است.
زوجك الله فتى فاضلا 	  	اعنى عليا خير من فى الحضر

خداوند ترا به جوانى فاضل تزويج فرمود يعنى على بهترين كسى كه موجود است.
فسرن جاراتى بها انها 	  	كريمة بنت عظيم الخطر

اى هم قدمان با وى راه برويد، آن خانم بزرگوارى كه دختر رسول بلند مرتبه است.

معاذه مادر سعد بن معاذ چنين سرود و گفت:
اقول قولا فيه ما فيه 	  	و اذكر الخيرات و ابديه

سخنى گويم كه در آن هر چه بايد باشد، هست و خير را بر زبان جارى و آشكار مى كنيم.
محمد خير بنى آدم 	  	ما فيه من كبر و لا تيه

محمد بهترين فرزندان آدم است و با اين وصف نه بزرگ بينى دارد و نه بر خود مى بالد.
فضله عرفها رشدنا 	  	فالله بالخير يجازيه

به فضل او هدايت خود را يافتيم پس خدا به او پاداش خير عنايت فرمايد.
و نحن مع بنت نبى الهدى 	  	ذى شرف قد مكنت فيه

و ما همراه با دختر پيامبر هدايت هستيم كه شرف در او جمع و فراهم شده است.
فى ذروة شامخة اصلها 	  	فما ارى شيئا يدانيه

در قله ى بلند مرتبه كه هيچ كسى را شبيه و نزديك او نمى بينم.

قبل از آن كه فاطمه را به طرف خانه على (عليه السلام) ببرند رسول خدا به همسران خويش دستور داد تا فاطمه را براى زفاف بيارايند و زنان وى را به بوى خوش خوشب و كردند و زيورها را برايشان مى آويختند يكى از آنان مويش را شانه مى زد و ديگرى آن را مى آراست و لباسى را كه جبرئيل از بهشت براى آن بزرگوار آورده بود بر تنش مى پوشاند، لباسى كه نمى شد برايش قيمت تعيين كرد. اين همه مهر و محبت و ابراز لطف و عنايت و رحمت رسول خدا بر دخت عزيزش كه نظير آن درباره ى هيچ يك از دخترانش ديده نشد، فقط به خاطر فضائل شخصى و كمالات روحى آن بز