 من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟ قال: على و فاطمه و ابناهما».

«وقتى كه آيه قربى نازل شد، عده اى گفتند: يا رسول الله نزديكان تو كه دوستى آنها بر ما واجب شده است كيستند؟ پيامبر اسلام فرمود كه على و فاطمه و دو فرزند آنها». [ رشفه الصادى، ص 22. ] طبرانى در اوسط و كبير خود به نقل از ابى الطفيل خطبه ى امام حسن (عليه السلام)را آورده كه در آن خطبه گفته است:

«و انا من اهل البيت الذين افترض الله سبحانه مودتهم و ولايتهم فقال فيما انزل على محمد صلى الله عليه و آله و سلم «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى».

«من از اهل بيتى هستم كه خداوند سبحان دوستى و ولايت آنها را بر همه واجب نموده است و سپس حضرت آن آيه را كه بر محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شده بود تلاوت فرمود: «قل لا اسئلكم...». [ رشفه الصادى، ص 2. ] باز هم در همان كتاب آمده است:

«و فى رواية و انا من اهل البيت الذين افترض الله مودتهم على كل مسلم انزل فيهم قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها و اقتراف الحسنة مودتنا اهل البيت».

«امام حسن مجتبى (عليه السلام) فرمود: من از اهل بيتى هستم كه خداوند دوستى آنان را بر هر مسلمان واجب كرده است و درباره ى آنها نازل شده است آيه ى «قل لا اسئلكم» و انجام دادن حسنه، دوستى ما اهل بيت مى باشد». [ رشفه الصادى. ] و محمد محمود حجازى در تفسير خود «الواضح» (ج 25، ط مصر) و عبدالكافى حسنى تونسى در كتاب «السيف المسلول» و يا «الصارم البتار» (ص 9، طبع مصر) مى گويند كه آيه مباركه ى قربى در شأن پنج وجود مقدس نازل شده است.

اينها بود نمونه هايى از روايات اهل سنت و جماعت پيرامون آيه قربى كه در شأن اهل بيت مخصوصا فاطمه (سلام الله عليها) نازل شده است.

در حديث قدسى آمده است: «خلقت افلاك و هستى به طفيل وجود نازنين پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) مى باشد و آفرينش پيامبر اسلام به طفيل على بن ابى طالب (عليهماالسلام) مى باشد «و لو لا فاطمة لما خلقتكما) و اگر فاطمه نمى بود تو (پيامبر) و على را خلق نمى كردم». پس معلوم و روشن است كه ام ابيهاى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) چه مقدار مقام و منزلت در نزد پروردگار دارد.

در پايان اين فصل چند روايت ديگر در رابطه با اين موضوع ذكر مى شود.

گنجى شافعى مى گويد:

«جاء اعرابى الى النبى صلى الله عليه و آله و سلم قال: يا محمد اعرض على الاسلام: فقال تشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، و ان محمدا عبده و رسوله قال: سألنى عليه اجرا؟ قال لا الا المود فى القربى» قال قرابتى او قرابتك؟ قال: قرابتى قال: هات ابايعك فعلى من لا يحبك و لا يحب قرابتك لعنة الله. فقال النبى صلى الله عليه و آله و سلم: آمين».

جابر بن عبدالله انصارى مى گويد: «مردى اعرابى خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) اسلام را بر من عرضه دار، پيامبر فرمود: شهادت بده به لا اله الا الله و اينكه محمد بنده و فرستاده اوست، عرض كرد: آيا در مقابل از من اجر و پاداشى مى طلبى؟ فرمود: خير فقط دوستى و محبت با خويشاوندان را از تو مى خواهم، عرض كرد: خويشاوندان خودم يا شما؟ پيامبر فرمود: خويشاوندان من، عرض كرد: دستت را پيش آور تا بيعت كنم، پس آن كس كه به تو مهر نورزد خويشاوندانت را دوست نداشته باشد لعنت خدا بر او باد،و پيامبر آمين فرمود». [ كفاية الطالب، ص 31. ] ابن حجر در الصواعق المحرقه اين دو بيت را از ابن عربى نقل كرده است مى گويد:
رأيت ولائى آل طه فريضة 	  	على رغم اهل البعد يورثنى القربى

«دوستى اهل بيت پيغمبر را واجب يافتم، على رغم آنان كه از اهل بيت دورند، آيه ى قربى مرا به اهل بيت نزديك مى كند.»
فما طلب المبعوث اجرا على الهدى 	  	بتبليغه الا المودة فى القربى

«پس رسول اكرم بر رسالت خود اجر نخواست در رساندن پيام خدا مگر دوستى با اهل بيتش را.» و شافعى نيز اين دو بيت را سروده است:
يا اهل بيت رسول الله حبكم 	  	فرض من الله فى القرآن انزله

«اى اهل بيت رسول خدا دوستى شما واجب است از سوى خدا كه در قرآن آن را فرو فرستاده است.»
كفاكم من عظيم القدر انكم 	  	من لم يصل عليكم لا صلاة له

«در عظمت قدر شما همين بس كه هر كسى بر شما صلوات نفرستد نمازش مورد قبول نيست و باطل است.

ابن جرير طبرى در تفسير خود با سند خود از «سعيد بن جبير» و با سند ديگرى از عمر بن شعيب نقل مى كند كه آيه ى قربى رسول الله (نزديكان رسول خدا) مى باشد. [ تفسير طبرى، ج 25، ص 16 و 17. ] در كتاب شواهد التنزيل حاكم حسكانى كه از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است از ابى امامه باهلى چنين نقل مى كند: پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:

«ان الله خلق الانبياء من اشجار شتى و انا و على (عليه السلام) من شجرة واحدة، فانا اصلها، و على فرعها، و فاطمة (عليه السلام) لقاهها و الحسن و الحسين شمارها، و اشياعنا اوراقها، لو ان عبدا عبدالله بين الصفا و المروة الف عام ثم الف عام ثم الف عام حتى يصير كالشن البالى، ثم لم يدرك محبتنا كبه الله على منخريه فى النار، ثم تلا: قل لا اسئلكم عليه اجرا».

«خداوند انبياء را از درختان مختلفى آفريده است، ولى من و على (عليه السلام) را از درخت واحدى آفريده است و من اصل آن هستم و على (عليه السلام) شاخه ى آن فاطمه (سلام الله عليها) بارورى آن است و حسن و حسين ميوه هاى آن و شيعيان ما برگهاى آنند؛ سپس فرمود: اگر كسى خدا را در ميان صفا و مروه هزار سال و سپس هزار سال و از آن پس هزار سال- در مجموع سه هزار سال- خدا را عبادت بكند تا همچون مشك كهنه شود، اما محبت ما را درك نكند و نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش مى افكند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: قل لا اسئلكم». [ شواهد التنزيل حسكانى. ] زمخشرى در تفسير «كشاف» حديثى را بيان كرده و فخر رازى و قرطبى نيز در تفسيرشان از او اقتباس كرده اند: حديث مزبور به وضوح مقام آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و اهميت حب آنها را بيان مى دارد و مى گويد:

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:

«من مات على حب آل محمد مات شهيدا.

الا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا له.

الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.

الا و من مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الايمان.

الا و من مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر و نكير.

الا و من مات على حب آل محمد يزف الى الجنة كما تزف العروس الى بيت زوجها.

الا و من مات على حب آل محمد فتح له فى قبره بابان الى الجنة.

الا و من مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائكة الرحمة.

الا و من مات على حب آل محمد مات على السنة و الجماعة.

الا و من مات على بغض آل محمد جاء يوم القيامة مكتوب بين عينيه آيس من رحمة الله.

الا و من مات على بغض آل محمد مات كافرا.

الا و من مات على بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة.» هر كسى با محبت آل محمد بميرد (صلى الله عليه و آله و سلم) شهيد از دنيا رفته است.

آگاه باشيد هر كسى با محبت آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) از