حمد اگر مرا بپذيرى و در شمار اهل بيت خويش آرى؟ رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) گفت: «يا جبرئيل و انت منا» آنگه جبرئيل بازگشت و در آسمان ها مى نازيد و فخر مى كرد و مى گفت: «من مثلى؟ و انا فى السماء طاووس الملائكة و فى الارض من اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)» يعنى چون من كيست؟ كه در آسمان رئيس فرشتگانم و در زمين از اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) خاتم پيغمرانم.» [ تفسير كشف الاسرار، ج 2، ص 147 و 151. ] علامه سيد صديق حسن خان در كتاب «حسن الاسوة» صفحه ى 32 به نقل از مسلم ترمذى نزول آيه ى مباركه ى مباهله را درباره ى پنج تن مقدس بعد از امضاى قرار داد بين پيامبر و اهل نجران دانسته است.

علامه سيد احمد زينى دحلان الشافعى، مفتى مكه مكرمه در «السيرة النبوة» كه در حاشيه سيرة الحلبيه طبع شده است، بعد از ذكر اصل جريان مباهله و آمدن نجرانيها خدمت مبارك پيامبر اسلام و بحث و مناظره با آنها، مى گويد: «فلما أصبح صلى الله عليه و سلم أقبل و معه حسن و حسين و فاطمة و على رضى الله عنهم و عند ذلك قال لهم الاسقف انى لارى وجوها الخ» «پس وقتى كه شب را صبح فرمود براى مباهله آمد در حالى كه حسن و حسين و فاطمه و على (عليهم السلام) با وى بودند، وقتى كه اين هيئت هيبت را نجرانى ها از پيامبر اسلام ديدند، اسقف آنها نشانه هاى عذاب را مشاهده كرد و گفت: اى طايفه ى نصارى همانا چهره هايى را مى بينم اگر بخواهند خداوند به احترام آنها كوهها را متلاشى مى كند، پس مباهله نكنيد كه هلاك مى شويد». [ السيرة النبوية در حاشيه السيرة الحلبية، ص 4 و 5. ] علامه جوينى با دوازده سند به نقل از شعبى و او از جابر مى گويد:

«قدم على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم العاقب و الطيب فدعاهما الى الاسلام فقالا: اسلمنا يا محمد ( قبلك) قال: كذبتما ان شئتما اخبرتكما بما يمنعكما من الاسلام؟ قالا: فهات أنبئنا قال: حبكما الصليب و شرب الخمر و أكل لحم الخنزير.

قال: جابر فدعاهما الى الملاعننة و واعداه على ان يغادياه بالغداة فغدا رسول الله صلى الله عليه و سلم و اخذ بيده على و فاطمة و الحسن و الحسين فارسل اليهما فأبيا أن أقرا له (بالجزية) فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم و الذى بعثنى بالحق لو فعلا لا مطر عليها الوادى نارا.

(قال الشعبى): قال جابر (و) فيهم نزلت (هذه الآية: «ندع أبنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم» قال الشعبى: قال جابر: «وانفسنا و انفسكم» رسول الله صلى الله عليه و سلم و على و نسائنا و نسائكم» فاطمة و «ابنائنا ابنائكم» الحسن و الحسين عليهماالسلام.

«عاقب و طيب بر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) وارد شدند، پس پيامبر آن دو را به اسلام دعوت فرمود: آنها گفتند:اى محمد پيش از آن كه تو را ملاقات بكنيم ما اسلام آورده ايم، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: دروغ مى گوييد، و اگر خواستيد شما را به آن چيزهايى كه مانع از اسلام آوردن شما شده خبر مى كنم، گفتند: به ما اطلاع بده، پيامبر فرمود: دوست داشتن صليب و شرب خمر و خوردن گوشت خوك مانع از اسلام آوردن شما شده است، وقتى دليل و برهان پيامبر اسلام را قبول نكردند پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) آنها را به ملاعنه دعوت فرمود و وقت ملاعنه را صبح معين فرمود.

پس در وقت صبح رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در حالى كه دست على و فاطمه حسن و حسين (عليهم السلام) را به دست مبارك خود گرفته بود به مباهله و ملاعنه آمد؛ و به عاقب و سيد هم خبر داد ولى آنها از جواب دادن امتناع كردند و اقرار كردند به جزيه دادن، بعد پيامبر فرمود: قسم به آن كسى كه مرا به حق برانگيخته است اگر مباهله و ملاعنه را انجام مى داد هر آينه بر آنها آتش مى باريد. و شعبى گفت جابر گفته است: آيه مباركه «ندع ابنائنا» در حق پنج تن نازل شده است و «انفسنا و انفسكم» رسول خدا و على و «نسائنا و نسائكم» فاطمه و «ابنائنا و ابنائكم» حسن و حسين (عليهم السلام) مى باشند». [ فرائد السمطين، ج 2، ص 24 و 23، حديث 365 و همين حديث را طبرانى در معجم و ابونعيم در دلائل النبوة ص 297 و بيضاوى در شواهد التنزيل جلد يك، صفحه 126 آورده است. ] اين چهل و اندى حديث مباهله از كتب بزرگان اهل سنت آورده شد و اكثر آنها از شخصيت هاى مهم مى باشند كه براى همه قابل قبول هستند. اكنون خود نتيجه را به دست مى آورى كه اهل بيت و پنج تن پاك چه عظمت و مقام و منزلتى در نزد پروردگار دارند، مخصوصا بانوى دو جهان فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها)؛ و اگر آنان دستان مبارك را به آسمان بلند مى كردند و دعايى كه از سينه ى پاك و مطهر پيامبر بيرون مى آمد آنها آمين مى گفتند، به امر پروردگار زمين و زمان براى ملعونين و مشركين دگرگون مى شد و اگر بانوى دو جهان و دختر پيامبر اسلام و همسر ولايت و امامت و مادر يازده نور پاك ستارگان درخشان امامت و ولايت و بانويى كه نبوت و رسالت و امامت و ولايت در او خلاصه شده است دست مبارك را بلند مى كرد و آمين مى گفت تمام اين كره ى خاكى بر مشركين آتش و جهنم مى شد.

زهره

  الزُّهرة: سيارة بعدها المعدن عن الشّمس 108 ملايين كيلومتر، و هي شديدة اللمعان، تكون تارة نجمة الصّبح و طوراً نجمة المساء. (1)

زهره، سياره‏اى است كه از خورشيد 108 ميليون كيلومتر فاصله دارد، درخشندگى شديدى دارد، گاهى در صبح و گاهى در شب ظاهر مى‏شود. 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زهره‏ى اهل‏بيت عليهم‏السلام: 
عن موسى بن جعفر عن أبيه عن جده عليهم‏السلام عن جابر الأنصاري قال:

«صلّى بنا رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله يوماً صلاة الفجر ثم إنفتل (2) 
و أقبل علينا يحدّثنا. ثم قال: أيّها الناس من فقد الشمس فليتمسك بالقمر و من فقد القمر فليتمسك بالفرقدين. (3)

قال: فقمت أنا و أبوأيوب الأنصاري و معنا أنس بن مالك، فقلنا: يا رسول‏اللَّه! من الشمس؟ قال: أنا فاذاً هو صلى اللَّه عليه و آله قد ضرب لنا مثلاً فقال: إنّ اللَّه تعالى خلقنا فجعلنا بمنزلة نجوم السماء كلما غاب نجم، طلع نجم فأنا الشمس فإذا ذهب بي فتمسكوا بالقمر. قلنا: فمن القمر؟ قال: أخي و وصيي و وزيري و قاضي ديني و أبو ولدي و خليفتي فى أهلي. قلنا: فمن الفرقدان؟ قال: الحسن والحسين. ثم مكث ملياً فقال: هولاء، و فاطمة عليهاالسلام و هي «الزُّهْرَةُ» عترتي و أهل بيتي هم مع القرآن لا يفترقان حتى يردا عليَّ الحوض،

امام موسى كاظم عليه‏السلام از پدران خود عليهم‏السلام از جابر بن عبداللَّه نقل مى‏فرمايد كه جابر گفت: روزى با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نماز صبح را به جاى آورديم، سپس ايشان رو به طرف ما نمود تا سخنرانى بفرمايند. پس فرمودند: اى مردم هركس از خورشيد محروم گشت، به ماه روى آورد و هركس ماه را از دست داد، به دو ستاره قطبى پناه بياورد. جابر گويد: من و أبوايوب انصارى و انس بن مالك برخاستيم و سؤال نموديم:

اى پيامبر خدا! خورشيد كيست؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خورشيد من هستم. سپس برايمان مثلى زدند و فرمودند: خداوند ما را خلق نم