ز به درگاه بارى تعالى مى باشد و از شدت گرسنگى شكم وى به پشت چسبيده و چشم نازنين وى به گودى رفته است، پيامبر ناله كرد و فرياد برآورد: واى بر آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) ناگاه جبرئيل (عليه السلام) نازل شد و گفت يا محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) اين را بگير، خداوند مبارك گردانيده، به تو تهنيت گفته است درباره ى اهل بيت تو و سوره ى «هل اتى على الانسان» را براى پيامبر اسلام قرائت كرد». [ تفسير انوار التنزيل و اسرار التأويل، ج 2، ص 526. ] و علامه فخر رازى هم در تفسير خود عين همان روايت را كه زمخشرى در تفسير كشاف آورده ذكر كرده است، و كارى به غرض و تأويل ايشان نيست زيرا اصل جريان مهم است كه ايشان هم ذكر كرده است». [ تفسير كبير فخر رازى جزء 30، ج 15، ص 244. ] علامه طنطاوى مى گويد: «يروى أنها نزلت فى سيدنا على رضى الله عنه، اذ نذر هو و فاطمة رضى الله عنهما و فضة جارية لهما ان يصوموا ثلاثة ايام ان برى الحسن و الحسين، فلما برئا و استقرض رضى الله عنه صاعا و خبز خمسة أقراص، فوضعوها بين أيديهم ليفطروا فلما جاء مسكين أعطوه و لم يأكلوا، و فى الليلة الثانية وقف يتيم فاعطوه و لم يأكلوا، و فى الليلة الثالثة اسير ».

«روايت شده كه آيه شريفه ى «يطعمون الطعام على حبه» در شأن على (عليه السلام) نازل شده است، زمانى كه على و فاطمه (عليهماالسلام) نذر كردند و فضه ى خادمه نيز نذر كرد كه اگر حسن و حسين از بيمارى كه داشتند خوب شدند، سه روز را روزه بگيرند و وقتى كه آن دو فرزند پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) خوب شدند، اهل منزل روزه گرفتند و در منزل از طعام چيزى موجود نبود، على سه صاع جو قرض كرد، و فاطمه روز اول چند قرص نان پخت، در موقع افطار طعام را جلوى خود گذاشتند كه افطار بكنند، ناگاه مسكينى آمد و همه طعام را به وى دادند و خودشان چيزى نخوردند، در روز دوم هم يتيم آمد غذا را به يتيم دادند و روز سوم موقع افطار غذا را به اسير دادند و على و فاطمه و حسن و حسين و فضه ى خادمه سه روز را با آب افطار كردند و روز چهارم خدمت پيامبر اسلام آمدند و اين آيه مباركه «يطعمون الطعام» در منزل فاطمه (عليهاالسلام) نازل شد و سوره ى هل اتى نيز همان جا نازل شد». [ الجواهر فى تفسير القرآن الكريم، ج 12، ص 324، جزء 24. ] خواجه عبدالله انصارى مى گويد: «ابن عباس گفت: اين آيت در شأن اميرالمؤمنين على (عليه السلام) و خاندان وى فرو آمد، و سبب وى آن بود كه حسن و حسين (عليهماالسلام) هر دو بيمارشدند، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به عيادت ايشان شد، با جمعى ياران، گفتند: «يا اباالحسن لو نذرت على ولديك نذرا» اگر نذر كنى بر اميد عافيت و شفاى فرزندانت مگر صواب باشد، على (عليه السلام) نذر كرد كه اگر فرزندان مرا از اين بيمارى شفا آيد و عافيت حاصل شود، شكر آن را سه روز روزه دارم، تقربا الى الله عز و جل و طلبا لمرضاته: فاطمه زهرا (سلام الله عليها) همين كرد، سه روز روزه نذر بر خود واجب كرد، كنيزكى داشتند نام وى فضه بود، او نيز بر موافقت ايشان همين نذر كرد ان برآ سيداى مما بهما صمت لله ثلثة ايام شكرا پس رب العالمين ايشان را عافيت و صحت داد. و ايشان وفاى نذر باز آمدند و روزه داشتند، و در خانه ى ايشان هيچ طعام نبود كه روزه گشايند، على مرتضى (عليه السلام) از جهود خيبرى كه نام وى شمعون بود قرض خواست، آن جهود سه صاع جو به قرض به وى داد. فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) از آن جو يك صاع به آسياب دست آرد كرد و پنج قرص از آن پخت. وقت افطار فرا پيش نهادند تا خورند. مسكينى بر در سراى آمد آن ساعت و گفت: السلام عليكم يا اهل بيت محمد، مسكين من مساكين المسلمين، اطعمونى اطعمكم الله من موائد الجنة سخن درويش به سمع على (عليه السلام) رسيد، على (عليهاالسلام) روى فرا فاطمه (عليهاالسلام) كرد، گفت: (اينجا خواجه شعرهايى را كه در كتابهاى ديگر هم آمده است، چنانچه از كتاب تذكرة الخواص جوزى نقل شد آورده است).

آن چه طعام كه پيش نهاده بود، جمله به درويش دادند! و بر گرسنگى صبر كردند؛ تا ديگر روز فاطمه (سلام الله عليها) صاعى ديگر جو آرد كرد و از آن نان پخت. چون شب در آمد، وقت افطار در پيش نهادند، يتيمى از اولاد مهاجران بر در بايستاد گفت:

السلام عليكم يا اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله سلم) يتيم من اولاد المهاجرين استشهد والدى يوم العقبة اطعمونى اطعمكم الله من موائد الجنة على چون سخن آن يتيم شنيد روى فرا فاطمه (سلام الله عليها) كرد، گفت:

(باز هم خواجه شعرهايى را كه از فرمايشات على و فاطمه (عليهماالسلام) اقتباس انتزاع شده آورده است) همچنان طعام كه در پيش بود جمله به يتيم دادند و خود گرسنه خفتند، ديگر روز آن صاعى كه مانده بود فاطمه (سلام الله عليها) آن را آرد كرد و نان پخت، به وقت خوردن اسيرى بر سراى بايستاد، گفت: السلام عليكم يا اهل بيت النبوة اطعمونى اطعمكم الله من موائد الجنة. آن طعام به اسير دادند، سه روز بگذشت كه اهل بيت على (عليه السلام) طعامى نخوردند و بر گرسنگى صبر كردند و آن ماحضر كه بود ايثار كردند، مرد درويش را و يتيم را و اسير را، تا رب العالمين در شأن ايشان آيت فرستاد: «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا». [ تفسير كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى، ج 10، ص 319 الى 321. ] ابراهيم قندوزى حنفى مى گويد: حموينى از مجاهد و از ابن عباس در قول خداوند: «يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا»: «و به نذر و عهد خودشان وفا مى كنند و مى ترسند روزى را كه در آن روز بر همه احاطه دارد و غذا و طعام را با وجودى كه دوست دارند بر مسكين و يتيم و اسير اطعام و اعطا و ايثارمى كنند» آورده است:

قال مرض الحسن و الحسين رضى الله عنهما فعاد هما جدهما صلى الله عليه و سلم و عاد هما بعض الصحابة فقالوا يا اباالحسن لو نذرت على ولديك فقال رضى الله عنه ان براء ولداى مما بهما صمت لله ثلاثه ايام شكر الله و قالت فاطمة رضى الله عنها مثل ذالك و قالت جارية يقال لهما فضة مثل ذلك و قال الصبيان نحن نصوم ثلاثة ايام فالبسهما الله العافية و ليس عندهم قليل و لا كثير فانطلق على رضى الله عنه الى رجل من اليهود يقال له شمعون به حابا فقال له هل تأتينى جزء من صوف تغزلها لك بنت محمد صلى الله عليه و آله ثلاثة اصواع من شعير.

قال نعم فاعطاه ثم قامت فاطمة رضى الله عنها الى صاع و طحنته و اختبزت منه خمسة اقراص لكل واحد منهم قرص و صلى على رضى الله عنه مع النبى صلى الله عليه و سلم المغرب ثم اتى فوضع الطعام بين يديه اذا اتاهم مسكين فوقف الباب فقال السلام عليكم يا اهل بيت محمد صلى الله عليه و سلم أنا مسكين اطعمونى شيئا فاعطوه الطعام و مكثوا يومهم و ليلتهم لم يذوقوا شيئا الا الماء القراح و فى الليلة الثانية اتاهم يتيم فقال اطعمونى فاعطوه الطعام و فى الليلة الثالثة اتاهم اسير فقال اطعمونى فاعطوه و مكثوه ثلاثة ايام و لياليها لم يذوقوا شيئا الا الماء القراح فلما ان كان فى الي