 مريم ابنة عمران التى احصنت فرجها» [ سوره ى تحريم، آيه ى 12 ]: «و ياد آر مريم دختر عمران را كه رحمش را پاكيزه داشتيم الخ...» اين حديث را بيان نموده است. و ابن حجر عسقلانى در فتح البارى كه شرح صحيح بخارى مى باشد در جلد 7، ص 258 و ثعلبى در تفسير خود حديث مذكور را بيان كرده اند. و سيوطى در تفسير درالمنثور در ضمن تفسير قول خداوند تبارك و تعالى «و اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين» [ سوره ى آل عمران، آيه 42. ] (بياد آوريد هنگامى را كه فرشتگان گفتند اى مريم! خدا تو را برگزيده، و پاك ساخته، و بر تمام زنان برترى داده است) اين حديث را از ابن مردويه و از انس آورده است:

«قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ان الله اصطفى على نساء العالمين اربعة آسية بنت مزاحم و مريم بنت عمران، و خديجة بنت خويلد، و فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله و سلم». [ تفسير الدرالمنثور. ] «رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همانا خداوند از زنان عالم چهار زن را برگزيده است، آسيه دختر مزاحم و مريم دختر عمران و خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم).

جواب يك شبهه:

اگر گفته شود، در لسان قرآن و بعضى روايات آمده است كه مريم بهترين زنان عالم است چنانچه آيه مذكور مى گويد «و اصطفاك على نساء العالمين.» «تو را بر تمام زنان جهان برترى داده است» آيا اين با آن چه كه درباره بانوى اسلام فاطمه (سلام الله عليها) رسيده است، منافات ندارد؟ جواب اين است كه جمله ى اول آيه ى مذبور اشاره ى به صفات عالى انسانى مريم مى كند و به عنوان انسان برگزيده از او نام مى برد، و اما جمله دوم كه «اصطفاك» تكرار شده، اشاره به برترى او بر همه ى زنان زمان خود مى كند و اين گواه بر اين است كه مريم بزرگترين شخصيت زن در جهان خود بوده است و اين با آن چه درباره ى بهترين بانوى جهان اسلام فاطمه (سلام الله عليها) رسيده است منافات ندارد. چرا كه روايات متعددى را فريقين از پيامبر اسلام نقل كرده اند: «اما مريم كانت سيدة نساء زمانها اما فاطمة فهى سيدد نساء العالمين من الاولين و الآخرين [ بحارالانوار، ج 10 و فرائد السمطين جوينى، ج 2 ، ص 34، حديث 317 كه قسمت آخر اين حديث را بيان كرده است. ] «اما مريم بانوى زنان زمان خود بود اما فاطمه بانوى همه ى بانوان جهان از اولين و آخرين است.» و كلمه ى «العالمين» با اين حرف منافات ندارد زيرا كلمه ى عالمين در بعضى جاهاى قرآن كريم به مردم يك عصر اطلاق مى شود چنانچه در سوره بقره آيه 47 خداوند مى فرمايند «انى فضلتكم على العالمين» همانا من شما را بر جهانيان برترى دادم، كه منظور برترى مؤمنان بنى اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است. و نيز در عرف عبارات معمولى و محاورات مردم واژه ى عالمين بر مردم همان زمان استعمال مى شود.

اكثر اين رواياتى كه بيان شد از زبان گهربار نبى اكرم اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) گفته شده است و نام فاطمه در اكثر آن روايات در آخر ذكر شده است، مى شود گفت اين خود دليل صريح است بر اينكه فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها)حتى از مريم و آسيه و خديجه طبق روايات اهل سنت هم برتر است (اما روايات شيعه در اين باره بسيار زياد است همه صراحت دارد كه بى بى دو عالم از سه بانوى برگزيده ى در لسان قرآن برتر است). [ براى توضيح بيشتر به كتاب «فاطمه من المهد الى اللحد» السيد كاظم القزوينى مراجعه شود. ] ابراهيم جوينى خراسانى با دوازده سند از حذيفه بن يمان نقل مى كند:

«رأيت مع رسول الله صلى الله عليه و سلم رجلا عليه ثياب بياض قال: و هل رأيته؟ قلت: نعم قال ذلك ملك من الملائكة لم يهبط الى الارض، استأذن ربه عز و جل فى زيارتى فأذن له فبشرنى أن الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة و امهما سيدة نساء اهل الجنة». [ فرائد السمطين، ج 2، ص 20، حديث 363 و خصائص نسائى، ص 34 و خوارزمى هم اين روايت را در مناقب ذكر كرده است منتهى در آن «أن الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة» نيست و مستدرك و التلخيص، ج 3، ص 151. ] «مردى را كه لباس سفيد بر تن داشت با رسول خدا ديدم، حضرت فرمود: آيا تو او را ديدى؟ عرض كردم: بلى يا رسول الله، فرمود: آن ملكى از ملائكه بود كه هرگز بر زمين هبوط نكرده بود از مقام پروردگار براى زيارت من طلب اذن كرد، خداوند به او اذن داد و پس بشارت داد مرا بر اينكه همانا حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت و مادرشان پيشواى زنان اهل بهشت مى باشد.» اگر چه اين روايت كه سند آن از حذيفه است با روايتى كه ترمذى بيان كرده شبيه است، اما چون از جهت عبارت و محتوى مقدارى فرق مى كرد لذا اين روايت ذكر شد.

حاكم همين روايت را به دو سند نقل كرده و صحيح هم دانسته است؛ در سند اول در باب مناقب فاطمه (سلام الله عليها) به نقل از مستدرك مى گويد:

«حدثنا أبوالعباس محمد بن يعقوب، حدثنا الحسن بن على بن عفان العامرى، حدثنا اسحاق ابن منصور السلولى، حدثنا اسرائيل، عن ميسرة بن حبيب عن المنهال بن عمرو: عن زر بن حبيش عن حذيفة، قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: «نزل ملك من السماء فاستأذن الله ان يسلم على لم ينزل قبلها- فبشرنى ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة». [ فرائد السمطين جوينى، ج 2،ص 21 پاورقى و همين روايت را ابن عساكر دمشقى در تاريخ دمشق، ترجمة الامام حسن، حديث 129 و متقى هندى در كنز العمال، ج 12، ص 105 الى 112 حديث 34231 و هيثمى در مجمع الزوائد، ج 9، ص 201 و الصواعق المحرقة، ص 290 ذكر كرده اند. ] «با هفت سند از حذيفه نقل مى كند: «پيامبر اسلام فرمود: ملكى از آسمان نازل شد و از پيشگاه خداوند اجازه خواست كه بر من سلام بكند (قبلا هرگز نازل نشده بود) بعد از نازل شدن بشارت داد مرا به اينكه فاطمه پيشواى زنان اهل بهشت مى باشد.» و در سند دوم مى گويد:

«أخبرنا على بن عبدالرحمان بن عيسى حدثنا الحسين بن الحكم الحبرى، حدثنا الحسن بن الحسين العربى، حدثنا ابومرى الانصارى، عن المنهال بن عمرو، عن زر بن حبيش عن حذيفة: عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم».

حاكم بعد از ذكر سندهاى طريق دوم عين همان روايت را بيان كرده است.

جوينى خراسانى از خوارزمى و خوارزمى هم با هفت سند از ابن عباس و ابن عباس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل كرده كه حضرت به عبدالرحمان بن عوف فضائل على (عليه السلام) را بيان فرمود و در آخر حديث آمده است:

«و لو كان الحلم رجلا لكان عليا، و لو كان العقل رجلا لكان الحسن، و لو كان السخاء رجلا لكان الحسين و لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة بل هى اعظم ان فاطمة ابنتى خير اهل الارض عنصرا و شرفا و كرما. [ فرائد السمطين، ج 2، ص 68، حديث 392 و در مقتل خوارزمى به همين عبارت آمده است. ] «پيامبر فرمود: اگر حلم و بردبارى به صورت مردى مى بود هر آينه آن على (عليه السلام) بود و اگر عقل و خرد به صورت مردى مى بود هر آينه آن حسن مى بود، و اگر سخاوت و بخشش به صورت مردى مى بود هر آينه آن حسين مى بود و اگر جمال و زيبايى به صورت شخصى مى بود هر آينه آن فاطمه 